فاجعه در اکراین و " چپ" پرو غرب!!


 

 

فاجعه در اکراین و " چپ" پرو غرب!!

چه کسانی سوزاندن کارگران اودسا را محکوم نکردند!!

دوستان کارگران کدامند!!

اول ماه می دها نفر از کارگران و زحمتکشان معترض به دولت مرکزی که در ساختمان اتحادیه کارگران اودسا جمع شده بودند  توسط فاشیست های شریک در دولت کودتای چی اکراین، زنده زنده سوزانده شدند و تعدادی مجروح هم که موفق به فرار شده بودند را با چوب چماق بقل رساندند. یک ماه قبل از این فاجعه دولت اکراین با فرستادن نظامیان خود برای سرکوب مناطق شرقی استقلال طلب و پیوستن این نظامیان به مردم آن مناطق، نا توانی رسمی خود از کنترل اوضاع را اعلام کرده بود. اما با سفر معاون رئیس جمهور امریکا و رئیس ساز مان سیا به اکراین و موکول کردن کمک چند ملیارد دلاری بانک جهانی به " کنترل اوضاع" توسط دولت کودتا که همان سرکوب مخالفان بود  این واقعه رخ داد، در این جنایت غرب سعی در عادی جلوه دادن آن بعنوان "در درگیری کشته شدند" به پرده پوشی جنایتی پرداخت که از بعد از هلوکاست یهودیان توسط آلمان نازی بی سابقه بود. همچنین، "چپ" پرو غرب هم به این سکوت پیوست، آن چپی که با فرار ولادیمیر یاکونوویچ انقلاب 99 % اش به ثمررسیده بود و غرب به کمک صندوق بین المللی پول توانسته بود خواسته های اورا به جبران شکستش در سوریه جبران کند دیگر کاری به اکراین نداشت ، ککش هم از سوزاندن کارگران اودسا نگزید، در فیس بوک آباد عکس های شش در چهار را برای به به چه چه به همدیگر "اطلاع رسانی" می کنند اما از سوزاندن کارگران ادسا خبری نیست! برای نشان دادن "احساسات انسانی" خود با عکس سگ و گربه هایشان "اطلاع رسانی" می کنند اما از ادسای خونین خبری نیست! این قدر که بر سر خشک شدن دریاچه رضائیه گریه زاری کردند غمی از سوزاند کارگران ادسا به دل راه ندادند. کافی است که سری به صفحات رسمی و فیس بوک آباد همه جناحهای منشعب "میلیتنت" حزب کمونیست کارگری – حکمتیست – خط رسمی – و غیر رسمی و ... بزنید. تا به حقیقت میزان حساسیت این جماعت به کارگر و انسان پی ببرید.

فاجعه ای که به رهبری غرب برای پیش برد سیاست های بانک جهانی در اکراین در جریان است خط مقدم جبهه جنگی است علیه پرولتاریای جهان. این صف بندی همان است که در همه جا در حال شکلگیری است: از ونزوئلا و بولیوی و اکوادور تا تایلند و ایران. یک سوی این صف بندی را ائتلافی از صاحبان سرمایه، سینه چاکان دمکراسی و حقوق بشر و مرتجع ترین باندهای فاشیستی تشکیل می دهند و سوی دیگر آن را مردم کارگر و زحمتکشی که در مقابل این سرنوشت فاجعه بار دست به مقاومت می زنند.  امروز نمی توان به سکوت در مقابل جنایت در اکراین نشست ولی برای اول ماه می در ایران به همراه همان حقوق بشری که در مقابل جنایت در ادسا ساکت است سینه چاک داد. امروز سکوت در مقابل ادسا چراغ سبز سوزاندن کارگران  معترض به سیاست های بانک جهانی در ایران ودیگر مناطق جهان است. امروز اعلام موضع کمونیستی علیه جنایت در ادسا نه یک وظیفه اخلاقی و "بشر دوستانه" بلکه آشکار و رسوا کردن سیاست جنایت کارانه ایست که بانک جهانی وغرب سعی در عادی جلوه دادن آن دارند. کسی که در مقابل این جنایات سکوت می کند، چه بخواهد و چه نخواهد در صف دشمنان کارگران جا میگیرد.

نوید پایور

5/7/2014

مردمی با دست خالی در مقابل تانکها در ماریوپل یا آن چیزی که رسانه های دمکراسی از آن به عنوان "تروریسم" در شرق اوکراین نام می برند

کشتار مردم غیر مسلح توسط مزدوران نئونازی گارد ملی اوکراین در ماریوپل در سالروز جشن پیروزی بر آلمان نازی (از دقیقه 7)

تصویر کشتار مردم غیر نظامی از زاویه ای دیگر در راشیا تودی

http://rt.com/news/158080-mariupol-shooting-fire-assault/

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com