توافق اوکراین، یک تحلیل مقدماتی

 


 

17 آوریل روزی مهم در تحولی با ابعادی جهانی بود. در حالی که تمام شواهد آشکار تا پیش از این روز حکایت از ورود تلاطمات اوکراین به مرحله ای خطرناک داشتند، طرفین جدال در نشست ژنو به گونه ای غافلگیر کننده متنی را در جهت تشنج زدائی مورد توافق قرار دادند. متنی که در نگاه اول به نظر میرسد احتمال وقوع جنگ داخلی در اوکراین را به درجه ای مشهود کاهش می دهد. چه شده است؟ چه چیزی در حال تغییر است؟ کدام اتفاقات در راهند؟ یادداشت حاضر تلاشی است – نه همه جانبه-  برای فهم وقایع و چشم اندازهای احتمالی. وقایعی که برای اتخاذ سیاست کمونیستی حائز اهمیت بسیارند. از متن توافق شروع کنیم.

اول: متن توافقنامه

متن توافقنامه متنی است رقیق. بسیاری از نکاتی که در چنین توافقنامه هائی باید قید شوند، یا در متن نیامده اند و یا چنان در سطح مانده اند که نمی توان به طور دقیقی بدانها استناد کرد. اما همین متن رقیق حاوی نکات بسیار مهم گفته و ناگفته ای است که جهت وقایع را کمی آشکارتر می کنند.

نخست این که در متن بر خلع سلاح کلیه نیروهائی که "غیر قانونی" اسلحه در اختیار خود دارند تأکید شده است. همچنین کلیه ساختمانهائی که "غیر قانونی" اشغال شده اند باید تخلیه شوند و کلیه میدانها و خیابانهائی که "غیر قانونی" در تصرف قرار گرفته اند. تکرار فراوان واژۀ "غیر قانونی" در متن بی آن که روشن کند که خود این "قانون" چیست، بلافاصله به چشم می خورد. آیا "قانون" همان قانون پیش از سرنگونی یانوکوویچ است؟ یا قوانین پارلمان دولت کودتا را مد نظر دارد؟ آیا قوانین بعد از امضاء توافقنامه هم مشمول می شوند؟ این نکته از آن رو حائز اهمیت است که روسیه به عنوان یک طرف جدال هنوز هم یانوکوویچ را به عنوان رئیس جمهور رسمی اوکراین به رسمیت می شناسد و پوتین در گفتگوی تلویزیونی صبح همین روز نیز انتخابات آتی ریاست جمهوری اوکراین را غیر مشروع و ناقض قانون اساسی اوکراین اعلام کرده بود. با این حال به نظر میرسد که طرفین به همین تعبیر گنگ رضایت داده اند. چرا؟ پاسخ این چرا را نخست با مورد دیگری ادامه دهیم که توافقنامه را کاملا رقیق می کند.

چنین توافقات بین المللی به طور معمول اقدامات مشخصی را تعریف می کنند که توسط طرفین معینی در دوره زمانی معینی باید انجام شوند. در توافقنامه ژنو اما هیچکدام از اینها روشن نیست. قبل از هر چیز، هیچ تاریخ معینی برای انجام توافقات روشن نشده است. انجام آنها می تواند دو روز به درازا بکشد یا دو هفته و دو ماه و دوسال. هیچ کدام روشن نیست. علاوه بر این تنها به طور کلی به این اشاره شده است که که روسیه و آمریکا و "سازمان امنیت و همکاری کشورها OSCE" بر اجرای مفاد نظارت خواهند داشت. نه هیچ اقدام مشخصی برای دولت کودتاچی اوکراین در نظر گرفته شده است و نه نحوۀ نظارت کشورهای ناظر. شاید مهم تر این باشد که ضامن اجرائی توافقات معلوم نیست. معلوم نیست که اگر ساختمانهای اشغال شده تخلیه نشدند چه کسی به استناد توافقنامه می تواند وارد عمل شود و یا اگر نیروهای غیر رسمی مسلح سلاحهای خود را تحویل ندادند تکلیف چیست؟ باز هم این پرسش طرح می شود که چرا؟ چرا تمام این موارد مشخص روشن نشده اند؟ اگر قرار باشد این اقدامات که برای تشنج زدائی حیاتی به شمار می آیند نه هیچ ضامن اجرائی داشته باشند و نه زمان انجام آنها روشن باشد، پس برای چه این توافقنامه اعلام شده است. از این نقطه به بعد به نکات بسیار مهم گفته و ناگفته در متن باید پرداخت. شاید بتوان پاسخ این چراها را در این نکات یافت.

اولین نکته بسیار مهم این است که در متن توافقنامه کلمه ای در مورد "الحاق" یا "اشغال" یا "پیوستن" کریمه به روسیه نیامده است. موضوع کریمه به این ترتیب از دستور مذاکرات خارج شده است. اهمیت موضوع از آن روست که نه غرب و نه دولت کودتا پیوستن کریمه به روسیه را به رسمیت نشناخته اند. برعکس، تفسیر تاکنونی غرب مبنی بر "انضمام" کریمه به روسیه که معنائی جز اشغال به زور ندارد، در حقوق بین المللی مبنائی برای اعلام جنگ است. اکنون غرب به توافقی با روسیه دست یافته است که هیچ اشاره ای به کریمه در آن نیست.

دومین نکته این که در توافقنامه از خلع سلاح کلیه نیروهای غیر رسمی مسلح صحبت به میان آمده است که به ویژه دربرگیرنده نئو فاشیستهای "بخش راست Right Sector" نیز هست. اهمیت این هنگامی روشن می شود "شرکت کنندگان به شدت تمام اشکال تندروی، راسیسم، افراطیگری و تصلب مذهبی، از جمله یهودستیزی را محکوم می کنند".  قید واژۀ "یهودستیزی" در توافقنامه تردیدی در این باقی نمی گذارد که نئونازیهای دولت کودتا هدف این عبارتند.

خود بررسی همین متن توافقنامه شواهد غیر قابل انکاری از موقعیت برتر روسیه در مذاکرات به دست می دهد. هم نکات گفته و ناگفته توافقنامه این را نشان می دهند و هم نفس این واقعیت که غرب بدون قید و شرط به مذاکره با روسیه نشسته بود به اندازه کافی مؤید این امر هستند. تا پیش از آن سیاست رسمی غرب عدم مذاکره با روسیه و منوط کردن هر گونه تماسی به باز پس گرفتن تصمیم به الحاق کریمه بود.

اما آیا این تصویر درست است؟ آیا حقیقتا غرب عقب نشینی کرده است؟ اگر آری، نتایج این عقب نشینی چیست و روندهای بعدی چگونه رقم خواهند خورد. برای دست یافتن به تصویری دقیق تر به برخی جنبه های تحول میدانی، به ویژه در شرق اوکراین، در روزهای منتهی به مذاکرات باید پرداخت.

دوم: تحولات میدانی

 روزهای منتهی به مذاکرات شاهد تحولاتی سریع و خیره کننده بودند. در شهرهای شرقی اوکراین تمرد نسبت به دولت کودتا به سرعت در حال گسترش بود و تقریبا در همۀ شهرهای بزرگ، ساختمانها و ادارات متعدد دولتی به اشغال اقلیت روسی زبان اوکرائینی در آمده بود. نه تنها در شهرهائی مثل لوگانسک و دونتسک که اکثریت ساکنان آنان را روسی زبانان تشکیل می دهند، بلکه حتی در شهرهای کوچکتر نیز جنبش اشغال ساختمانهای دولتی و نفی قدرت مرکزی کی یف گسترش یافته بود. دامنۀ این جنبش و اعلام جمهوریهای محلی حتی تا ادسا نیز گسترش یافته بود که روسی زبانان در آن فاقد اکثریت اند. از سوی دیگر در حالی که تا یک هفته پیش از مذاکرات سیاست زیگزاگی دولت کودتا حکایت از سردرگمی قدرتمندان جدید کی یف و متحدان آنان در قبال تحولات اوکراین داشت، با دیدار رئیس سیا از کی یف در آخر هفتۀ قبل صحنه دگرگون شد. رئیس جمهور دولت کودتا، تورچینف، که علائمی از نرمش در مقابل خواسته های ایالات شرقی از خود نشان داده بود، یکباره عزم دولت برای آغاز عملیات "آنتی تروریستی" در شرق و اعزام ارتش را اعلام کرده و با اولتیماتومی به اشغال کنندگان، آغاز عملیات نظامی پس از پایان مهلت را اعلام نمود. هدف روشن بود. تا پیش از مذاکرات باید توازن قوا آنچنان عوض می شد که روسیه در مقابل واقعیتهای انجام شده قرار می گرفت و چاره ای به جز تن دادن به دیکتۀ غرب برایش باقی نمی ماند.

اما از همان اولین اقدامات نظامی دو چیز به سرعت آشکار گردید که تمام پروپاگاند جنگ طلبانۀ غرب در هفته های اخیر را یکباره خنثی می کرد. نخست این که نیروی مقابل ارتش را نه "تروریستها" و جاسوسان و عاملان روسیه، بلکه مردم عادی شرق اوکراین تشکیل می دادند. تصاویر تسخیر فرودگاه صحرائی کراماتوسک نشان می دادند که در آنجا فقط تعداد کمی از معترضین روسی زبان در باریکادهائی مسلح به کوکتل مولوتوف مستقر بودند. هیچ صحبتی نمی توانست از حضور نیروهای نظامی سازماندهی شدۀ روسی در میان باشد. به ویژه آنچه پس از اشغال این فرودگاه واقع شد، صحنه را بیشتر نمایان کرد. سربازان اوکرائینی که با هلیکوپتر در محل فرودگاه پیاده شده و آن را "به تصرف خود در آورده بودند"، ناگهان خود را در محاصرۀ مردمی می دیدند که از روستاهای اطراف در محل حاضر شده و با بلوکه کردن راههای ورود به فرودگاه مانع خروج سربازان از آن شدند. این تصویر، تصویر سربازان مسلح به توپ و تانک در مقابل مردمی با دستهای خالی، تصویری بود که به سرعت و در میدانهای دیگر پیرامون شهر اسلاویانسک مشاهده و به سرتاسر جهان مخابره شد. مردمی که با دستهای خالی و با ماشینهای شخصی شان بر سر راه تانکها قرار می گرفتند و مانع حرکتشان می شدند. این تصویر ضربۀ مرگباری بود بر تبلیغات جنگی غرب.

با این حال مهم ترین تحول میدانی که ضربۀ غیر قابل جبران روانی ای بر کودتاچیان و متحدانشان را به همراه داشت، نه از این تصاویر، بلکه از اقدام بخشهائی از سربازان اوکرائینی وارد آمد که از تیراندازی به سوی مردم خودداری کرده و به جای سرکوب مردم با آنها سمپاتی نشان می دادند. پیوستن 6 تانک ارتش اوکراین به جمهوری دونتسک، اعلام ورشکستگی دولت کودتاچی بود که اکنون دیگر به جز نیروی فاشیستی متشکل شده در گارد ملی هیچ ابزار سرکوب دیگری در اختیار نداشت. این ضربه ای مرگبار بر روحیۀ جنگی کودتاچیان و متحدانشان بود. .

اهمیت این ضربه به حدی بود که نمی شد آن را به حال خود گذاشت. این یعنی رفتن با دست خالی به میز مذاکره. بلافاصله ناتو به میدان آمد. تصمیم ناتو به تقویت نیروهای ضربتی زمینی، هوائی و دریائی اش در مرزهای روسیه با فاصلۀ چند ساعت پس از پیوستن تانکهای اوکرائینی به معترضین شرقی صورت می گرفت. پوشش رسمی آن پاسخگوئی به تهدیدات روسیه نسبت به کشورهای بالتیک و رومانی بود. اما هر کسی می دید که در آن جبهه هیچ اتفاق خاصی نیفتاده بود. از آخرین تبلیغات دروغین ناتو مبنی بر تمرکز نیروهای روسی در مرزهای اوکرائین نیز بیش از یک هفته ای گذشته بود. روشن بود که هواپیماها و کشتی های ناتو هدفی جز قدرتنمائی و پوشاندن وضعیت فاجعه آمیز دولت دست نشانده کی یف نداشتند. این سایه تهدیدی بزرگ در مقابل روسیه بود. تهدیدی توخالی یا واقعی؟ برای این باید به وجهی دیگر از قضایا نگاه کرد. به پشت جبهه دولت کودتا. به تغییرات در غرب.

 

سوم: پشت جبهه – در غرب چه خبر؟

 

جان کری در کنفرانس مطبوعاتی پس از پایان نشست اظهاراتی داشت که شنیدنی اند. بی بی سی می نویسد: «آقای کری اظهار داشت که گسترش بحران در روزهای اخیر با ارسال یادداشتی به یهودیان شرق اوکراین مبنی بر این که باید خود را به عنوان یهودی به ثبت برسانند، در ابعاد "غریبی" خود را نشان داده است. این یادداشت که به نظر می رسد از طرف نیروهای طرفدار دولت کی یف در دونتسک پخش شده است، با این که هنوز اصالتش معلوم نیست، سبب نگرانی در جامعۀ یهودی شده است. آقای کری گفت: "در سال 2014 بعد از این همه راه طول و درازی که رفته ایم و بعد از این همه گذرهای تاریخی، چنین چیزی ماورای امری غیر قابل قبول است"».

 

به این ترتیب کاملا روشن می شد که مفاد مندرج در بیانیه در مخالفت با راسیسم و افراط گرائی و یهودستیزی چه کسانی را مد نظر داشت. اما ماجرا چه بود؟ یهود ستیزی نئونازیها در کی یف امری نبود که پنهان بوده باشد. آنها در تمام دوران جنبش میدان هم نشان داده بودند که با یهودی میانه ای ندارند. این فضا حتی تا آنجا سنگین بود که یهودیان اوکراین در سال جاری از برگزاری مراسم سالگرد هولوکاست صرفنظر کرده بودند. در نتیجۀ همین تحولات نیز بود که کشور اسرائیل – همراه با ایران و مجموعه ای از کشورهای دیگر – در جریان رأی گیری مجمع عمومی سازمان ملل متحد در محکوم کردن روسیه در الحاق کریمه، از شرکت در رأی گیری خودداری کرده بود. اما هیچکدام از اینها مانعی از همراهی و حمایت آمریکا از حزب اسووبودا و باند "بخش راست" در مقابل یانوکوویچ نبود. حالا و در مقابل روسیه هم دقیقا همین نیروها نیروهای رزمی قابل اتکای آمریکا و غرب بودند. چه اتفاقی باعث شده بود که هم در متن توافقنامه یهودستیزی قید شود و هم اکنون وزیر امور خارجه آمریکا در توضیح آن مجددا بر این موضوع تأکید کند؟ نخست خود ماجرا.

 

در روز 16 آوریل روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص در گزارشی از دونتسک خبر از پخش اعلامیه هائی در مقابل کنیسۀ یهودیان دونتسک داد که در آنها از یهودیان خواسته شده بود که خود را به عنوان یهودی به ثبت برسانند. هاآرتص نوشت که اطلاعیه به علت حمایت یهودیان از دولت کی یف و دشمنی شان با "جمهوری ارتدکس دونتسک و شهروندان آن" یهودیان را خطاب قرار داده و "از همه یهودیان بالای 16 سال می خواهد که در ساختمان دولتی اشغال شده توسط طرفداران روسیه خود را به ثبت برسانند. یهودیان برای ثبت باید تا پیش از تاریخ 3 مه مبلغ 50 دلار بپردازند و همچنین هنگام ثبت املاک و اتومبیلهای خود را نیز اعلام کنند". اعلامیه تهدید کرده بود که "در غیر این صورت یهودیان از کشور اخراج خواهند شد". هاآرتص این مطلب را در روز 16 آوریل، یعنی یک روز پیش از مذاکرات، منتشر نمود. منبع هاآرتص، خبرگزاری "نووستی دونباسا" خبر پخش این اعلامیه توسط سه مرد نقابدار یونیفرم پوش را در روز 9 آوریل، یعنی یک هفته پیش از آن منتشر کرده بود. این خبر تا زمان نگارش متن حاضر هنوز در رسانه های آلمانی انعکاس نیافته است. اما روزنامه نیویورک تایمز در روز 17 آوریل گزارش مفصل تری از آن را منتشر کرد.  پس از انتشار خبر در فورومهای اینترنت مباحثی در این باره در گرفت که چه کسانی می توانند پشت این کار قرار داشته باشند. بسیاری از شرکت کنندگان در این مباحث، انتشار سند را جعلی و کار سازمان سیا می دانستند. راشیا تودی نیز در 18 آوریل سند را جعلی دانست.  

 

این که اطلاعیه مزبور از جانب چه کسی صادر شده بود چندان تعیین کننده نیست. از میان همۀ حدس و گمانها، این گمانه که سازمان سیا طراح این اطلاعیه بوده باشد از همه منطقی تر به نظر میرسد. به هر جهت کارکرد اطلاعیه برای آمریکا به اندازه ای بود که وزیر خارجه آمریکا در مستدل کردن توافقنامۀ ژنو بدان استناد نمود. نشر اطلاعیه در نیویورک تایمز (و شاید سایتهای دیگر آمریکائی) نیز نشان می دهد که این واقعه در توجیه سیاست ورود آمریکا به مذاکرات و امضاء توافقنامه ای که بنا بر نص متن آن بیشتر به نفع روسیه است تا غرب، نقش معینی را ایفا کرده است. به این ترتیب آمریکا هم به اسرائیل و جامعۀ یهودیان اطمینان لازم را در حفاظت از منافع آنان می داد و هم فشار بر دولت کودتا برای حذف حشو و زوائدی را افزایش می داد که مشروعیت این دولت را هم در اوکراین و هم در جهان زیر سؤال برده اند. در عین حال آمریکا به عنوان نیروئی مسئول ظاهر می شد که در مقابل خطر فاشیسم ناچار از همکاری با روسیه شده است. صد البته این مانع از آن نبود و نیست که تهدیدات نظامی و تحریمهای وسیع تر کنار گذاشته شوند.

 

اما تحولات روزهای اخیر در کشورهای غربی و بویژه در آلمان و همچنین تحولات از زمان آغاز تحریمهای روسیه تاکنون چیز دیگری را بیان می کنند.

 

هر چه اوضاع در اوکراین و شرق آن بحرانی تر می شد، در آلمان شکاف بین افکار عمومی و پروپاگاند رسمی آشکارتر می گردید. این روندی بود که از همان آغاز بحران اوکراین قابل مشاهده بود. در روزهای منتهی به کنفرانس ژنو این روند دیگر برای خود رسانه های اصلی نیز غیر قابل انکار نبود. روزنامه های اصلی آلمان، فرانکفورتر آلگماینه، دی تسایت، دی ولت و سایر روزنامه ها و همچنین شبکه های تلویزیونی رسما به وجود چنین شکافی اعتراف کرده و به جستجوی دلایل آن و در عین حال در تلاش برای مقابله با آن برآمدند. روزنامه دی ولت در مقاله ای شدیدا تعرضی به طیف گسترده طرفداران روسیه تاخته و آنها را متشکل از راست و طرفداران تئوری توطئه و آمریکا ستیزان سنتی دانسته و نسبت به افزایش نفوذ آنان هشدار داده بود. نکته اصلی در این نوشته اما این بود که این روزنامه جریان مدافع روسیه را جریان مسلط قلمداد کرده بود. این در حالی است که تقریبا تمام رسانه های آلمان متحدانه سیاست روس ستیزی را دنبال می کردند.

 

جریان مخالفت با سیاستهای بلوک مؤتلف اروپای واحد و آمریکا از حد اظهار نظرات در فورومهای اجتماعی نیز فراتر رفته و در هفته های اخیر به شکل گیری موجی از تظاهرات ضد جنگ در دوشنبه ها نیز انجامید. سنتی که از زمان آلمان شرقی رایج شده بود و در آنجا به سرنگونی دولت آلمان شرقی انجامیده بود. درباره ترکیب نیروهای شرکت کننده و سازمان دهنده این تظاهرات باید در فرصت دیگری نوشت. اما تأکید بر این نکته مهم است که گسترش این تظاهرات با این که در هیچ کدام از رسانه های جمعی انعکاس نیافت، سرانجام واکنش بخشی از رسانه های اصلی – از جمله شبکۀ اول تلویزیون آلمان – را برانگیخت که با انتساب این تظاهرات به راست افراطی در صدد مقابله با آن برآمدند.

 

اما چیزی که بیش از واکنش افکار عمومی اهمیت داشت، افزایش انتقادات مدیران و گردانندگان صنایع و بازرگانی آلمان نسبت به سیاست تشنج افزائی اروپای واحد/آمریکا بود. یک هفته قبل از برگزاری کنفرانس در جلسه مشترکی که بین زیگمار گابریل، وزیر اقتصاد سوسیال دمکرات و معاون صدر اعظم آلمان، و سران اقتصادی آلمان برگزار شد، دو طرف آشکارا به مخالفت با یکدیگر برخاستند. چند روز قبل از کنفرانس روزنامه هندلز بلات، مهم ترین روزنامه اقتصادی آلمان، طی مقاله ای سیاست تشنج افزائی گابریل را مورد حمله قرار داده و آشکارا مخالفت محافل اقتصادی با این سیاست را اعلام نمود. در روزهای اخیر این اعلام مخالفتها هر چه بیشتر به عرصه رسانه ها راه یافت. سایت اخبار اقتصادی آلمان نوشت: "در آلمان رئیس کنسرن باسف نسبت به افزایش تشنج با روسیه هشدار می دهد. در ایتالیا کنسرن انرژی انی می گوید که اروپا 30 درصد گاز خود را از روسیه وارد می کند و اروپای واحد نمی تواند تحریمهای انرژی بر روسیه را تحمل کند. بریتیش پترولیوم و کنسرنهای دیگر بریتانیائی می گویند که تحریمهای اقتصادی بر علیه روسیه به آنها آسیب وارد خواهد کرد. بی پی 20 درصد سهام کنسرن نفتی "روس نفت" را در اختیار دارد". با این همه شاید جالب توجه ترین بخش این گزارش جملۀ زیر باشد که "البته مناسبات تجاری آمریکا و روسیه تنها معادل یک دوازدهم این مناسبات با اروپای واحدند، اما برخی از کنسرنهای آمریکائی نیز تلاش می کنند مانع تحریمهای اقتصادی روسیه شوند". مخالفت شرکتهای آمریکائی بیشتر از آن روست که تجارت شاخه های اروپائی این شرکتها با روسیه گره خورده است. گزارش سپس اظهارات یک مقام اروپای واحد را از روزنامۀ فاینانشیال تایمز لندن نقل می کند: "آیا دولتهای عضو اروپای واحد متحدند؟ نه. آیا آنها حاضرند برای اوکرائین بمیرند؟ فکر نمی کنم".

 

در گزارش دیگری همین سایت به شکاف در کشورهای اروپائی می پردازد و طی نموداری نشان می دهد که طیف اختلاف نظر در اروپای واحد بسیار گسترده تر از آنی است که در ظاهر نمودار می شود. این طیف از منتهی الیه راست آن که خواهان سیاستی جنگ طلبانه در مقابل روسیه هستند و کشورهائی از قبیل کشورهای بالتیک و لهستان را در بر میگیرند تا منتهی الیه چپ آن که شامل بلغارستان و یونان و قبرس و لوگزامبورگ است را در بر میگیرد. نمودار زیر این طیف را نشان می دهد.

 

Open-Europe

 

با این همه شاید مهم تر از خود این اختلافات، تحولاتی باشند که در دو ماه اخیر و پس از اوجگیری بحران اوکراین در عرصۀ اقتصادی واقع گردیده اند. شاید لازم باشد در فرصت دیگری به جزئیات این تحولات پرداخت. در اینجا فقط به عنوان نمونه برخی از این تحولات را نام می بریم که تأثیرات قابل توجهی بر توازن قوا در عرصۀ بین المللی داشته اند:

 

-          قرار داد بیست میلیارد دلاری نفتی ایران و روسیه که بر مبنای تهاتری و با حذف دلار صورت خواهد گرفت.

 

-          بزرگترین قرارداد صدور گاز روسیه به چین که با احداث خط لولۀ مستقیم بین دو کشور همراه خواهد بود و این نیز با حذف دلار و بر مبنای سبد ارزی یوان و روبل انجام خواهد گرفت.

 

-          کاهش ذخیره اوراق بهادار بانک فدرال آمریکا (فد) که از ماه دسامبر آغاز شده و کماکان ادامه نیز دارد. تنها با خرید این اوراق از سوی دولت کوچک بلژیک است که حجم این اوراق کاهش آشکار نداشته است. این که چه کسی پشت دولت بلژیک است، هنوز معلوم نیست.

 

-          افزایش حجم معاملات شرکتهای ایتالیائی و انگلیسی با شرکتهای روسی.

 

اینها تنها بخشی از تحولات اقتصادی ماههای اخیر را تشکیل می دهند. دقیقا همین تحولات نیز در بازارهای سهام انعکاس داشته اند. انعکاسی که کاملا خلاف جهتی بود که پروپاگاند رسانه های رسمی دول غربی ادعا می کنند. تحریمهای اقتصادی تاکنونی نه تنها تأثیر منفی بر اقتصاد روسیه نداشته است، بلکه این اقتصاد را نسبت به رقبای غربی تقویت نیز نموده است. نمودار های مقایسه ای زیر این تحول را در مقایسه سهام بازار روسیه و نیویورک به خوبی نشان می دهند. تنها در دوره آغازین بحران اواکراین و وقایع کریمه که با افزایش خطر جنگ همراه بود، بازار سهام روسیه افت شدیدی را نشان می دهد. از روز 17 مارس به این سو، یعنی از روز اعلام نخستین تحریمها، سهام بازار بورس نیویورک نسبت به سهام بازار بورس مسکو کاهش آشکاری نشان می دهد. سه نمودار زیر این تحول را به خوبی نشان می دهند.

 

RTSI INDEX Index Chart - Yahoo Finance 1

تغییر نسبت سهام نیویورک (سبز) و مسکو (آبی) از آغاز سال تاکنون. سقوط قابل توجه ارزش سهام بازار مسکو در ماههای ژانویه و فوریه تا نیمه مارس

 

 

 

RTSI INDEX Index Chart - Yahoo Finance

تغییر نسبت سهام نیویورک (سبز) و مسکو (آبی) در فاصله یک ماهه از 17 مارس تا کنون

 

20140411 costs

 

در این نمودار تغییرات از زمان اعلام تحریمها تاکنون بیشتر روشن است. 

 

 

با توجه به افزایش حجم مطلب، این نوشته را همینجا تمام می کنم و پرداختن به برخی وجوه دیگر را به بخش دومی از نوشته واگذار میکنم. امیدوارم که بتوانم این بخش دوم را هر چه زودتر آماده کنم.  

 

بهمن شفیق

 

29 فروردین 1393

 

18 آوریل 2014

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com