Print this page

«شب نهادانی از قعرِ قرون 1»

«شب نهادانی از قعرِ قرون 1»

 

ali saleki-shab-nahad

 

کمیته ای درها را میدرد

حریمِ مادر و فرزند را

به خون

آغشته

به زمین

نقشِ نعشِ آنان میزند!

زحمتکشانِ ترکمن

زحمتکشانِ ترکمن

جان نمیدهند

از آنان

ستانده میشود.

فانتوم ها در فضای شهر، صفیر می کشند

آی کاکل های پرندگان!

آی کاکل های پرندگان!

تازه ی تازه

پس از سالیان سال

کار و کار و کار و کار

هیز شده چشمانی

حتی به لمسِ سر انگشتِ آنان

به سر و سامان

حسادت میکند.

فانتوم ها در فضای شهر، صفیر می کشند

آی کاکل های پرندگان

آی کاکل های پرندگان.

مادران

خواهران

همان دختران دشت

همان دختران انتظار

در سوگِ گُل̊  برادر سرباز

به گل های قالی بافی

مایه ی تسکین میزنند

گل برادر سرباز

باز میگردد

زنجیر خدمتِ اجباری میگسلد

گل های قالی بافی شکوفه های تازه میزنند

کمیته ای اما به تیرباران

گل برادر را در خواب...

آی کاکل های پرندگان

آی کاکل های پرندگان.

پس از هفت سال

توامان

زجر کار و حرمان سواد

در دبیرستان تازه شکفته ای

به نامِ نامیِ گلِسرخی

او هم در خواب

به همراهی سرخ گلان

به تیغِ تیرباران

آی کاکل های پرندگان

آی کاکل های پرندگان.

فئودالهای حریص

لب در لب

با کمیته ای غاصب

در راه

به نیشخندِ هم، همراه

دزدانه درو کردند

دسترنج فرودستان

و زحمت آنان را

پشیز خواه حرص شان

یکپارچه به تیرباران

آی کاکل های پرندگان

آی کاکل های پرندگان.

آی کاکلی

آی مختومقلی!

آی عشق بی پیرایه

آی فکر پاک

در رهانیدنِ رنج از جان

آی عملِ شریفِ پاره گیِ قیود

در خانه ی من

در خانهی همسایه ام

کمیته ای در راه آمد

در فشاندنِ خونِ من

خونِ همسایه ام

خورد قسم!

حق و سهمی در انبانِ کفتار گونش

همچو پادشاهی که پرت و پلا گفت و کرد

حضورمان را به این حق

همچو حقِ علف چر

حقِ چراغ

حق زنده بودن

حق آب به گلو بردن

حق نفس کشیدن

حق کلفتی گردن

حق مالش چربی بر سیبیل

حق زهر

حق مرگ

حق نسیانِ ارباب...

آی عشق بی پیرایه

آی فکر پاک

آی عمل شریف

گر چنین حق

سزای برزگر بود

لعنت بر

جمالِ حق

نابود باد

منادی اش!

آی مختوم قلی!

آی کاکلی!

بشنوید!

کمیته ای در راه میآید

بهر فشاندنِ خون̊ رنجِ  فرودستِ  دیگری

آی فکر پاک

آی عمل شریف

آی کاکل های پرندگان

آی کاکل های پرندگان

بشنوید!

 

علی سالکی

 

1. عنوان شعر،برگرفته از قسمت پایانی شعرِ »پیغام» از احمد شاملواست که در سال 1360 نوشته شده است. درسال  1358 زمینداران بزرگ و سرمایه داران در ترکمن صحرا به همراه سپاه پاسداران و کمیته های ضدانقلابی دست در دست هم گذاشتند و به نیروهای انقلابی و شوراهای زحمتکشیِ ترکمن صحراحمله بردند تا امور را از ید آنان خارج کنند.  راه انقلابیون سرخ زندهباد.