×

هشدار

JUser: :_بارگذاری :نمی توان کاربر را با این شناسه بارگذاری کرد: 175

شعور متوسط آب بندی شدۀ خرده بورژوای چپ – در حاشیه اطلاعیه گروه 21

 ******************

حیف که قوانین ریاضی در جهان سیاست کارآئی ندارند. اگر می شد این قوانین را در جهان سیاست به کار بست، آنگاه از جمع دو عدد نسبتا کوچک، عددی بزرگتر به دست می آمد. از جمع 21 عدد نسبتا کوچک، چه بسا عددی بزرگ. در جهان سیاست اما گاهی برعکس است. هر چه جمع این اعداد بیشتر شود، چه بسا حاصل آن کوچکتر. جمع اعداد در جهان سیاست هم ظاهرا باید به همان نتیجۀ جمع اعداد در ریاضیات ختم شود. باید این اعداد را بزرگتر کند. اما این جمع اعداد در جهان سیاست، ناگهان وارونه می شود و معدل به جای جمع می نشیند. معدلی که این بار نیز با معدل گیری در ریاضی تفاوت دارد. اگر در ریاضی معدل اعداد حقیقتا میانگین این اعداد است، در سیاست این پائین ترین عدد است که سطح معدل را مشخص می کند. درست مانند کوهنوردی که ضعیف ترین عضو گروه سرعت حرکت را تعیین می کند. "اطلاعیه مشترک بیست و یک حزب، سازمان و نهاد چپ و کمونیست" تحت عنوان  "برای متوقف کردن ماشین سرکوب واعدام رژیم جمهوری اسلامی متحد شویم!" دربارۀ اعدامهای اخیر در ایران چنین معدلی است. آمیزه ای از طمطراق چپ خرده بورژوا، پر از تلالوء خیره کنندۀ خودستائی و سرشار از بیخردی سیاسی. اطلاعیه ای که به بهترین وجهی فاجعۀ امروز خرده بورژوای عاصی و مستأصل را به نمایش می گذارد. خرده بورژوازی ای که در عین اعلام باشکوه این که خود را مرکز عالم می پندارد و در بحبوحۀ فریاد پرشکوه اما توخالی عصیان، به ابزاری در دست بورژوازی مسلط بدل می شود. خرده بورژوازی ای که در آمریکا جنبش اشغال بانکها را برای 99 درصدی ها راه انداخت و گوش فلک را کر کرد تا آخرش خود "بانک اشغال" تأسیس کند و کارت اعتباری برای 99 درصدی ها صادر کند، در مصر جنگید و جنگید و جنگید تا ارتش به حکومت برسد، در سوریه انقلاب کرد و انقلاب کرد تا میدان را به جبهۀ النصره و ارتش آزادی و ترکیه و قطر و عربستان و شرکا واگذار کند و در ایران نیز می رود که به سرعت به پیاده ای در صفحۀ شطرنج ارتجاع ملی و منطقه ای و جهانی بدل شود.

اطلاعیه 21 البته اطلاعیه ای است آب بندی شده. اطلاعیه نویسان هم فعالینی تازه کار نیستند. در میان 21 سازمان و نهاد اسامی احزاب و سازمانهائی به چشم میخورد که حدود نیم قرن سابقۀ فعالیت سیاسی را با خود حمل می کنند، انقلاب دیده اند، زندان کشیده اند، در کوههای کردستان جنگیده اند و سرنوشت پر فراز و نشیبی را پشت سر گذاشته اند. اینها می دانند که چگونه باید اطلاعیه نوشت. اطلاعیه ای که درز نداشته باشد و سوتی ندهد. اما همۀ اینها درز موجود در جهان بینی خرده بورژوا را نمی بندد. اسفنجی که مانع عبور آب می شود، تنها تا جائی می تواند از عبور آب جلوگیری کند که خلل و فرج های آن اجازه می دهند. خلل و فرج های 21 هم ناخواسته آب را عبور داده است. با چیدن حقیقت و نیمه حقیقت در کنار هم و از آن بنائی واحد درست کردن، تنها اسفنجی ساخته می شود که با کمی دقت خلل و فرج آن را می توان دید.

آنها در اطلاعیه از اعدامهای اخیر در کردستان آغاز می کنند که " در پی کشته شدن ۱۴ مرزبان نیروی انتظامی در مرز سراوان" در کردستان و بلوچستان و رشت صورت گرفته اند. آنها بر این تأکید می کنند که اعدام شدگان حق دفاع از خود نداشته اند. و سرانجام هشدار می دهند که اعدام های دیگری هم در راهند.

احزاب  بیانیه 21 البته مواضع اصولی شفافی را با وضوح تمام بیان می کنند. آنها که خود را زبان گویای "آزادی و سوسیالیسم" می دانند نسبت به "احزاب و گروه‌های ارتجاعی مذهبی  درسراسر منطقه و درایران  ، چه درقامت  دولت‌های مستقر،  نظیر رژیم اسلامی حاکم بر ایران  وچه درلباس گروه‌های رنگارنگ اپوزیسیون" هشدار می دهند و آنها را " پیام آور مرگ و نیستی ، عقب ماندگی وخرافه پرستی و ضد آزادیهای سیاسی و عدالت اجتماعی درجامعه" معرفی کرده و معتقدند که "مبارزه علیه همه این گروه‌های ارتجاعی وافشا و طرد آنها یکی از وظایف سازمانها واحزاب انقلابی و وجهی از مبارزه طبقه کارگر و توده‌های تحت ستم برای استقرار آزادی و سوسیالیسم درایران و منطقه است".به این ترتیب برای خرده بورژوا دیگر شکی در انجام وظیفۀ مقدس خویش در اعلام اصول پرطمطراق باقی نمی ماند. راضی از اعلام اصول، احزاب 21 به نتیجه گیری می پردازند که آی ملت به ما بپیوندید. می نویسند: "... بیگمان مبارزه برای  پایان دادن به ستم و استثمار ، زور و سرکوب و مبارزه علیه تبعیضات جنسی، ملی، و مذهبی و غیره در گرو سرنگونی انقلابی نظام سرمایه داری حاکم  واستقرار آزادی و سوسیالیسم درایران است . برای سرنگونی انقلابی رژیم حاکم  واستقرار دولتی کارگری - شورایی   به احزاب و سازمانهای انقلابی  و مدافع راستین منافع طبقاتی  کارگران وزحمتکشان همراه گردید". یعنی که سرنگونی انقلابی نظام سرمایه داری حاکم و استقرار آزادی و سوسیالیسم راه نجات است و احزاب امضا کنندۀ بیانیه هم نیروی انجام این تحول. به همین دلیل هم از کارگران وزحمتکشان و "ملل تحت ستم واستثمار" می خواهند که " به احزاب و سازمانهای انقلابی  و مدافع راستین منافع طبقاتی  کارگران وزحمتکشان همراه گردید". روشن است که این احزاب و سازمانهای انقلابی خود امضا کنندگانند. اشتباه نگارشی جمله شاید سهوی است و شاید در چک و چانه زدنهای بین احزاب 21 فراموش کرده اند که در ادیت نهائی آن را برطرف کنند. یک بار دیگر این عبارت را نگاه کنیم: " به احزاب و سازمانهای انقلابی  و مدافع راستین منافع طبقاتی  کارگران وزحمتکشان همراه گردید". عبارتی بی معنی است. می گوید به ما همراه شوید در حالی که باید می گفت با ما همراه شوید. این می تواند تصادفی باشد. اما می تواند روند تنظیم بیانیه را نیز ناخودآگاه منعکس کرده باشد. در اینجا خرده بورژوا ناگهان با واقعیت وجودی خویش روبرو شده است. تمام اعلانات پر طمطراق اینجا به زمین سخت واقعیت برخورده است. می خواهد به مردم رهنمود دهد که چه کنند. اما نمی داند که جای خود او در این میان چیست. یک بار دیگر به عبارت دقت کنیم. عبارت می توانست در طرح اولیه اش این باشد: " به احزاب و سازمانهای انقلابی  و مدافع راستین منافع طبقاتی  کارگران وزحمتکشان بپیوندید"  عبارتی است حاوی پیامی روشن و اتفاقا این عبارت می بود که کنش و منش سیاسی اکثریت سازمانها و احزاب امضا کننده (و البته سازمانها و نه "میز"های امضا کننده) را به بهترین وجهی منعکس می کرد. اما بیان این عبارات برای خرده بورژوائی که مسقط الرأس عمل انقلابی خود را در بورگرهاوس غرب آلمان  و در فولکت هوس مرکز سوئد و شمال نروژ و در سیتی هال جنوب شرقی لندن و شمال غربی تورنتو و آمفی تئاتر سنترال بروکسل قرار داده است، حتی در تخیل خود او نیز قابل پذیرش نیست تا چه رسد در افکار عمومی. همین است که به "با ما همراه گردید" رضایت می دهد. و احتمالا حرارت بیش از حد مشاجرات بر سر این فرمولبندی مانع از مشاهده آن اشتباه نگارشی گردید.

حقیقتا هم شعور متوسط 21 در این فرمولبندی جادو کرده است. همه راضی اند. هم فراخوان به همراهی با خود داده اند و هم این فراخوان را طوری تنظیم کرده اند که نه "توتالیتاریستی" است و نه "استالینستی"!! به مردم دستور نداده اند، از آنها خواسته اند که "به" این نیروها همراه گردند و نه "به" دیگران. فقط می ماند یک مشکل: چگونه؟ کارگران و زحمتکشان چگونه می توانند مثلا از تبریز و مشهد و کرج "به" شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران-استکهلم و یا میز کتاب دانمارگ و کمیته یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه٦٠در ایران - مونترال ،کانادا همراه گردند؟ "ملل تحت ستم و استثمار" چگونه باید با کمیته جوانان بلژیک همراه شوند؟ خرده بورژوا سری تکان می دهد که یعنی "مسئله ای نیست، برای این هم راه حلی پیدا می کنیم". به خرد جمعی 21 رجوع می کند و درخشان ترین فرمولبندی را در بیانیه می گنجاند. هر چه باشد صف 21 رهبران مجرب سازمانده کم ندارد. از محمدرضا شالگونی تا ابراهیم علیزاده و توکل، صف 21 پر از رهبران خردمند است. و این خرد جمعی فراز خود را چنین بازگو می کند: " درمحل‌های کار و زیست خود متشکل شوید"!! هدف تأمین است. کافی است کارگران و زحمتکشان در محل های زیست و کار خود متشکل شوند تا همراهی "به" نیروهای انقلابی 21 تأمین گردد. همین که آنها در محلهای زیست و کار خود متشکل شوند، گروه 21 آن را همراهی با خود تلقی نموده و راه انقلاب باز می شود. به این می گویند نبوغ. فقط می ماند یک اشکال کوچک: از آنجا که "ملل تحت ستم و استثمار" محل زیست و کار معینی ندارند تا به عنوان ملت خود را در آن متشکل کنند، فعلا گویا بخشی از آنان تصمیم گرفته اند در اردوگاههای جیش العدل و پژاک متشکل شوند. باشد تا سران خردمند گروه 21 برای این مشکل هم تا اطلاعیه بعدی راه حلی پیدا کنند.

اما این تمام مضمون بیانیه نیست. اگر همین بود، می شد به بیانیه و نویسندگان آن گریه-خندید و ماجرا را تمام شده تلقی کرد. اما این آغاز گام گذاشتن در مسیری فاجعه بار است. خرده بورژوا که خود میداند رقمی در تعیین معادلات کلان سیاسی نیست، چاره ای ندارد جز این که رهائی خود از وضع فلاکت بار امروزی اش را به جنبشهای اصلی تر طبقاتی گره بزند. معضل خرده بورژوای چپ امروز در این است که هم می خواهد چپ بماند و هم راست بورژوازی را از خود نراند، چرا که این راست بورژوازی است که وقایع را رقم می زند. در مقابل این وضعیت، خرده بورژوا راست بورژوازی را نخست نفرین می کند تا در گام بعد راه پیوستن خود به او را باز کند. بیانیه 21 از این نقطه نظر دیگر مضحک نیست، خطرناک است. راه باز کن تحول سوری – لیبیائی در ایران است.

خرده بورژوا که اصول خود را چنان پر طمطراق به جهانیان اعلام کرده است، در برخورد به جهان واقعی تمام آن اصول را زیر پا له می کند و دقیقا به یاری همان نیروئی می شتابد که خود آن را ارتجاعی و تباهی آور می داند. این گذار با توصیف وقایع آغاز می شود. توصیفی که دقیقا همان نیروهای ارتجاعی را به عنوان مبارزانی مشروع جلوه گر می کند.

دیدیم که در آغاز بیانیه کشته شدن ۱۴ مرزبان نیروی انتظامی در مرز سراوان به عنوان نقطۀ ورود به موضوع برگزیده می شود. نکته این است که 21ی ها نمی گویند که این 14 مرزبان چگونه کشته شده اند؟ تصادف کرده اند؟ به دره سقوط کرده اند یا در جنگ کشته شده اند؟ نه هیچکدام از اینها نیست. آنها در یک عملیات تروریستی کشته شده اند. عملیات تروریستی جریانی سوپر ارتجاعی. سیر قهقرائی بیانیه از همین جا و با مسکوت گذاشتن علت قتل مرزبانان آغاز می شود. مسکوت گذاشتنی که ریشه در ارزیابی خرده بورژوا از تحولات امروزی و جایگاه خود در این تحولات دارد.

احزاب گروه 21 با آنچه در هفته های اخیر در بلوچستان و کردستان واقع شده است، نه تنها مرزبندی عملی ندارند، بلکه حتی همدلی دارند. مرزبندی آنان با "نیروهای ارتجاعی" تنها یک مرزبندی اخلاقی و برای خالی نبودن عریضه است. آنها هنگام صحبت از این نیروهای ارتجاعی فرمولبندی عام را به کار می گیرند و هنگام صحبت از جنایتهای رژیم موارد خاص را. در مورد قتل 14 مرزبان هیچ سخنی نمی گویند، بلکه از این می گویند که " مبارزه علیه همه این گروه‌های ارتجاعی وافشا و طرد آنها یکی از وظایف سازمانها واحزاب انقلابی و وجهی از مبارزه طبقه کارگر و توده‌های تحت ستم برای استقرار آزادی و سوسیالیسم درایران و منطقه است". اما اگر این مبارزه با محکوم کردن اقدامات کنکرت این نیروهای ارتجاعی همراه نیست، پس چگونه می تواند آنها را عقب براند؟ واقعیت این است که گروه 21 در جهان واقعی در همان حالی که فراخوان عام به مبارزه با این نیروهای ارتجاعی می دهند، در همان حال نیز کنشهای مشخص این نیروهای ارتجاعی را کنشهائی مشروع و از نوع کنش قربانی به ستمگر معرفی می کنند. آنها در ادامه بیانیه اشان می نویسند:

" فقدان آزادیهای سیاسی  و سرکوب  ابتدائی‌ترین خواست‌ها و مطالبات سیاسی،  اقتصادی ، اجتماعی  و فرهنگی  توده‌های زحمتکش مردم   و اعمال ظلم و ستم ، تشدید استثمار مضاعف و تداوم تبعیض بر ملیت‌ها و مذاهب مختلف، بهانه به دست گروه هائی داده است که اقدامات مسلحانه را تنها راه اقدام بدانند. وجود درگیریهای نظامی درمناطقی نظیر کردستان ، سیستان و بلوچستان ، خوزستان  و سایر مناطق محروم  کشور  امر غریبی نیست. از همین روست که  گروه  سنی مذهب  تندرو بنام «جیش العدل » وابسته به جریانات القاعده‌ای حمله به مرزبانان در سراوان را  برعهده گرفته  و اعلام کرده است که: «عملیات آنان در پاسخ به جنایات سپاه پاسدارن درسرزمین اسلامی سوریه .. ظلم وجنایت علیه اهل سنت ایران  ..» صورت گرفته است" .علت سکوت درباره کشته شدن مرزبانان اینجاست که روشن می شود. احزاب 21 عملیات تروریستی جیش العدل را ناشی از فقدان آزادیهای سیاسی و سرکوب و در یک کلام ناشی از ستم مضاعف ملی می دانند و نه عملیاتی تروریستی در چهارچوب جنگ ارتجاعی ای که کل منطقه را فرا گرفته و بخشهای وسیعی از آن را به خاک و خون کشانده است. از نظر احزاب 21 فقدان آزادیهای سیاسی و سرکوب باعث شده است که گروه هائی از قبیل جند الله و جیش العدل "اقدامات مسلحانه را تنها راه اقدام بدانند". آنها این پرسش را طرح نمی کنند که اقدام برای چه؟ آنها می گویند که اقدامات مسلحانه تنها راه اقدام نیستند. با راه آن مخالفت می کنند و نه با خود اقدام. چرا؟ برای این که به طور غیر مستقیم اقدام جیش العدل را اقدامی برای رفع ستمهای نامبرده معرفی می کنند. و برای این که شکی در این نماند از خود جیش العدل نقل می کنند که " عملیات آنان در پاسخ به جنایات سپاه پاسدارن درسرزمین اسلامی سوریه .. ظلم وجنایت علیه اهل سنت ایران" صورت گرفته است. این ارزیابی احزاب 21 از تحولات اخیر و دور جدید فضای خشونت و ترور و اعدام در ایران است. بازگوئی غیر انتقادی وقایع از زبان جیش العدل، چیزی غیر از تأئید ارزیابی این جریان نیست.

احزاب گروه 21 نخست فقدان آزادیهای سیاسی و سرکوب را علم می کنند تا در پرتو آن ارزیابی خود را بیان کنند که "از همین روست" که جیش العدل عملیات تروریستی را آغاز کرده است. اظهارات خود جیش العدل البته جائی برای سوء تفاهم باقی نمی گذارد. خود جیش العدل به صراحت عملیات خود را در چهارچوب منطقه ای و به عنوان پاسخی به تحولات سوریه – یا بهتر است بگوئیم به شکستهای اسلامیون سلفی و القاعده ای در جنگ داخلی سوریه – عنوان می کند. پاسخی که از مدتها پیش در حال تدارک بود و اکنون و با روشن شدن نشانه هائی از ضعف رژیم در مقابل غرب و اتخاذ سیاست نرمش قهرمانانه در دستور کار قرار گرفته است. خرده بورژوای عاقل ما اما فقدان آزادیهای سیاسی و ستم ملی مذهبی در ایران را پیش می کشد تا عملیات جیش العدل بر کانتکستی متفاوت، کانتکستی حق طلبانه قرار گرفته و محکوم نشود. به این وسیله تحولی که به روشنی سوریه ای کردن ایران را هدف قرار داده است، به عنوان جنبشی حق طلبانه وانمود می گردد که البته متأسفانه نیروی رهبری کننده اش ارتجاعی است. این الگوی فکری شناخته شده ای است که خرده بورژوای چپ در سالهای اخیر همواره برای همراهی با جنبشهای ارتجاعی به دست گرفته است. از جنبش سبز تا جنبش جیش العدل و پژاک و احواز در بلوچستان و کردستان و خوزستان.

کسی که در پژاک انعکاس ستم ملی را می بیند و نه دلارها و یوروهای غرب را، کسی که در جیش العدل و جنبش عربی آزادیبخش الاحواز ردپای ستم مضاعف ملی مذهبی را جستجو می کند و نه پترودلارهای شیوخ عرب را، در حال تدارک خویش برای وارد شدن به ائتلاف با همین نیروهاست و نه در حال مبارزه با آنان.

نه ستم ملی و نه فقدان آزادیهای سیاسی، نه سرکوب مطالبات اجتماعی و فرهنگی و نه تبعیض بر ملیتها و مذاهب مختلف، هیچکدام پیدایش نه پژاک را توضیح می دهند و نه جیش العدل را. همۀ این عوامل در سالهای پیش از پیدایش پژاک و جندالله و جیش العدل نیز وجود داشتند. اما مبارزه بر علیه همۀ این ستمها بر متن مبارزه ای برای سعادت بشری و برای جهانی انسانی تر در جریان بود. بر متن آن شرایط کومه لۀ فؤاد مصطفی سلطانی ظهور می کرد، بر متن شرایط ارتجاعی امروز اما کومه لۀ ابراهیم علیزاده به دنبالچه ای از پژاک بدل می گردد (کومه لۀ مهتدی پیشکش که کاریکاتور بدل دیگری از همان پژاک است). این ربطی به مسألۀ ملی ندارد، تحولی است ارتجاعی. خرده بورژوای چپ می رود تا به سرباز وظیفۀ این تحول ارتجاعی بدل شود. وظیفۀ کارگران اتفاقا نه همراهی با این خرده بورژوای چپ، بلکه هشیاری در مقابل عبارت پردازی های توخالی آن و امتناع از درغلطیدن به گردابی است که این خرده بورژوا در تدارک آن است.

بهمن شفیق

21 آبان 1392

12 نوامبر 2013

ضمائم:

ضمیمه 1- طلوع بی ثبات سازی – بخشی از مقالۀ جرمن فارین پالیسی درباره پژاک

ضمیمه 2- تصاویری از آموزش نظامی کودکان در اردوی جیش العدل

ضمیمه 3- برای متوقف کردن ماشین سرکوب واعدام رژیم جمهوری اسلامی متحد شویم

 

ضمیمه 1- طلوع بی ثبات سازی

این عنوان مقاله ای است که سایت جرمن فارین پالیسی در سپتامبر سال 2007 در رابطه با تحولات در کردستان ایران و نقش پژاک منتشر کرده است. در بخشهائی از این مقاله می خوانیم:

آلمان در حال پشتیبانی از جدائی طلبان در غرب ایران در مبارزه اشان بر علیه دولت ایران است. علیرغم اعتراضات مکرر از جانب تهران، یکی از رهبران جنبش جدائی خواهان کرد کار جلب مبارزین در آلمان را ادامه می دهد – با اشراف سازمان جاسوسی آلمان. این جدائی طلبان مسئول قتل صدها سرباز ایرانی هستند. یکی از پروفسورهای آکادمی نظامی مونیخ خواستار حمایت از این شورشیان است: ایران باید تضعیف و "در صورت لزوم تجزیه" شود. کمکهای آلمان به شورشیان مکمل ارتباطات آلمان با دولت خودمختار کردستان در عراق است و نقش آلمان را در چهارچوب تجدید سازمان کل خاورمیانه در امتداد خطوط قومی تقویت می کند. طرحهای تحقق این روند مدتها قبل توسط ارتش آمریکا تهیه شده اند. در حال حاضر مسعود بارزانی، رئیس منطقۀ خودمختار کردستان، سرسخت ترین مدافع جدائی طلبی کردی است. او برای مدتی طولانی در ارتباط با کارشناسان سیاست خارجی آلمان بوده است و تاکنون در موقعیتهای مختلف با آنگلا مرکل نیز دیدار داشته است.

... کوههای قندیل که در منطقۀ تحت نفوذ بارزانی و در مجاورت مناطق مرزی ایران و عراق و ترکیه قرار دارند، محدودۀ تحت اختیار نیروهای پ ک ک است که از آن مناطق عملیات خود بر علیه خاک ترکیه را سازمان می دهند. پایگاه اصلی پژاک، "حزب زندگی آزاد کردستان" - که حزبی شدیدا نزدیک به پ ک ک است – نیز در کوههای قندیل است. پژاک در غرب ایران در حال مبارزه با ارتش ایران است. این سازمان که از منطقۀ تحت نفوذ بارزانی در حال عملیات است، برای یک "کردستان" خالص مبارزه می کند. تخمین زده می شود که تاکنون بیش از 300 سرباز ایرانی در این جنگ به قتل رسیده اند. مجلۀ تلویزیونی شبکۀ اول آلمان، مونیتور، گزارش کرده است که عبدالرحمان حاجی احمدی، رهبر پژاک، مرکز اصلی اش را در کلن دارد و از آنجا به جلب شورشیان برای مبارزه بر علیه ایران اقدام می کند. بر اساس این گزارش حاجی احمدی اجازه دارد علیرغم شکایتهای دولت ایران، آزادانه و بدون مزاحمت مقامات آلمانی به طور مرتب برای سرکشی میلیس به عراق سفر کند. گفته می شود که سازمان جاسوسی آلمان بی ان دی روابط مخفیانه ای با پژاک دارد....

بر اساس این گزارش پژاک نه تنها از آلمان بلکه همچنین از آمریکا کمک دریافت می کند. پروژۀ یک "کردستان" خالص قومی در راستای سیاست قومی هر دو دولت آلمان و آمریکا است. ارتش آلمان در صدد تجدید سازمان خاورمیانه در امتداد مرزهای قومی است. در ژوئن سال 2006 نشریه ارتشی "ژورنال نیروهای مسلح" نقشه ای از جهان اسلامی عربی در مرزهای جدید قومی را منتشر نمود که توسط نظامی بازنشسته، رالف پترز، تهیه شده بود. این نقشه از جمله ایران را در بر میگیرد که هژمونی آمریکا در منطقه خلیج فارس را رد می کند....

میشائیل ولفزوهن، یک پروفسور آکادمی ارتش آلمان در مونیخ در بهار گذشته منطق ژئوپلیتیک سیاست آلمان در حمایت از پژاک را توضیح داده بود. بر اساس اظهارات او، ایران یک "کشور چند ملیتی" است. او تخمین می زند که 49 درصد مردم ایران به "گروههای قومی" مخالف تهران تعلق دارند. ولفزوهن می گوید "ایران از درون تهدید می شود" و جدائی طلبی کردی را به عنوان نمونه خصلت نما نام می برد: "منطقۀ کردستان ایران تلاش می کند با کردستان عراق و همچنین کردهای ترکیه و سوریه متحد شود". او بر این نظر است که جنبشهای جدائی طلب برای "طلوع بی ثبات سازی" بر علیه دولت منفور تهران مناسبند: "این شرایط متزلزل سیاسی داخلی می تواند و باید (البته تحت پوشش سرویسهای جاسوسی) به مثابه اهرمی برای سیاست غرب بر علیه ایران –منهای مداخلۀ نظامی -  به کار گرفته شوند".

http://www.german-foreign-policy.com/en/fulltext/56093/print

ضمیمه 2- تصاویری از آموزش نظامی کودکان در اردوی جیش العدل

تصاویری از نونهالان مجاهد در حال تربیت (عنوان سایت جیش العدل برای تصاویر)

{imageshow sl=2 sc=1 /}

01

 

02

 

03

 

04

 

05

 

06

 

07

 

08

ضمیمه 3- اطلاعیه مشترک

برای متوقف کردن ماشین سرکوب واعدام رژیم جمهوری اسلامی متحد شویم!

اخبار منتشره ازایران گواه ادامه اعدام ها یکی پس از دیگری است .عصر روز جمعه سوم آبان ودر پی کشته شدن ۱۴ مرزبان نیروی انتظامی در مرز سراوان (مرز میان بلوچستان ایران و بلوچستان پاکستان) ، صبح روز شنبه چهارم آبان  ۲ نفر از زندانیان سیاسی کرد و ۱۶ نفر از زندانیان سیاسی و عادی بلوچستان وهمچنین اعدام های ارومیه- کرمانشاه- لاکان رشت و... سرانجام جسد شیرکو معارفی فعال سیاسی و مدنی کرد که در ساعات اولیه بامداد دوشنبه ۱۳ آبان ۱۳۹۲ در زندان مرکزی سقز اعدام شد. شیرکوه معارفی در تاریخ ده آبانماه سال ۱۳۸۷ به اتهام همکاری با کومله دستگیر و از آن زمان به بعد در بازداشت وزارت اطلاعات و زندان شهر سقز بسر برد. او توسط حکمی در دادگاه انقلاب اسلامی سقز به عنوان محارب شناخته و به اعدام محکوم شد. همه اینان بدون برخورداری از کوچکترین حق دفاع ازخود  به جوخه‌های اعدام سپرده شدند.

اعتراف آشکاردادستان رژیم  به علت و نحوه اعدام گروهی زندانیان سیاسی ،  دال بر این است که این بار نیز بخشی از زندانیان سیاسی دربند،  قربانی انتقام جوئی و سیاست سرکوب و کشتار همیشگی‌ رژیم شده اند، این در حالیست که نام زانیار و لقمان مرادی و ....از زندانیان سیاسی هنوز در لیست اعدام رژیم  قرار دارد و خطر سر به نیست کردن، آنها را تهدید می‌کند

کارگران وزحمتکشان، ملل تحت ستم واستثمار!

فقدان آزادیهای سیاسی  و سرکوب  ابتدائی‌ترین خواست‌ها و مطالبات سیاسی،  اقتصادی ، اجتماعی  و فرهنگی  توده‌های زحمتکش مردم   و اعمال ظلم و ستم ، تشدید استثمار مضاعف و تداوم تبعیض بر ملیت‌ها و مذاهب مختلف، بهانه به دست گروه هائی داده است که اقدامات مسلحانه را تنها راه اقدام بدانند. وجود درگیریهای نظامی درمناطقی نظیر کردستان ، سیستان و بلوچستان ، خوزستان  و سایر مناطق محروم  کشور  امر غریبی نیست. از همین روست که  گروه  سنی مذهب  تندرو بنام «جیش العدل » وابسته به جریانات القاعده‌ای حمله به مرزبانان در سراوان را  برعهده گرفته  و اعلام کرده است که: «عملیات آنان در پاسخ به جنایات سپاه پاسدارن درسرزمین اسلامی سوریه .. ظلم وجنایت علیه اهل سنت ایران  ..» صورت گرفته است.

از منظر ما احزاب وسازمانهای امضا کننده این اطلاعیه مشترک

احزاب و گروه‌های ارتجاعی مذهبی  درسراسر منطقه ودرایران  ، چه درقامت  دولت‌های مستقر،  نظیر رژیم اسلامی حاکم بر ایران  وچه درلباس گروه‌های رنگارنگ اپوزیسیون،  تنها پیام آور مرگ و نیستی ، عقب ماندگی وخرافه پرستی و ضد آزادیهای سیاسی و عدالت اجتماعی درجامعه هستند ونماینده هیچکدام ازخواست‌ها ومطالبات آزادیخواهانه و انسانی توده‌های زحمتکش مردم نیستند و نمی توانند باشند. مبارزه علیه همه این گروه‌های ارتجاعی وافشا و طرد آنها یکی از وظایف سازمانها واحزاب انقلابی و وجهی از مبارزه طبقه کارگر و توده‌های تحت ستم برای استقرار آزادی و سوسیالیسم درایران و منطقه است.

ما اقدام ددمنشانه جمهوری اسلامی درکشتار زندانیان سیاسی را محکوم می کنیم . بیگمان مبارزه برای  پایان دادن به ستم و استثمار ، زور و سرکوب و مبارزه علیه تبعیضات جنسی، ملی، و مذهبی و غیره درگرو سرنگونی انقلابی نظام سرمایه داری حاکم  واستقرار آزادی و سوسیالیسم درایران است . برای سرنگونی انقلابی رژیم حاکم  واستقرار دولتی کارگری - شورایی   به احزاب و سازمانهای انقلابی  و مدافع راستین منافع طبقاتی  کارگران وزحمتکشان همراه گردید. درمحل‌های کار و زیست خود متشکل شوید

برای  متوقف  کردن ماشین سرکوب و اعدام رژیم،  متحد شده و خواستار آزادی زانیار و لقمان مرادی و همه زندانیان سیاسی و فعالین کارگری گردیم  و مبارزه برای آزادی و سوسیالیسم را گسترش دهیم.

سرنگون باد رژیم سرمایه داری  جمهوری اسلامی

زنده باد آزادی

زنده باد سوسیالیسم

۱۴آبان ۱۳۹۲

اسامی امضاء کننده گان اطلاعیه  مشترک

۱-اتحاد چپ ایرانیان در خارج کشور

۲-اتحاد چپ سوسیالیستی ایرانیان

۳-اتحاد فدائیان کمونیست

۴- حزب رنجبران ایران

۵-حزب کمونیست ایران

۶- حزب کمونیست ایران(مارکسیست- لنینیست-مائوئیست)

۷- سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) - کمیته مرکزی

۸ - سازمان کارگران انقلابی ایران(راه کارگر) -هیئت اجرایی

۹- شورای حمایت از مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران-استکهلم

۱۰ - شورای فعالین سوسیالیست و آزادیخواه-هامبورگ

۱۱کمیته حمایت از مبارزات جنبش کارگری ایران - دانمارک

۱۲- کمیته دفاع از مبارزات کارگران ایران در فنللاند

۱۳- کانون همبستگی با کارگران ایران-گوتنبرگ

۱۴- کمیته بین المللی برای حمایت زندانیان سیاسی ایران-ناظر

۱۵کمیته جوانان بلژیک

۱۶کمیته خارج کشور سازمان فدائیان(اقلیت)

۱۷-   کمیته یادمان کشتار زندانیان سیاسی دهه٦٠در ایران - مونترال ،کانادا

۱۸- میز کتاب دانمارگ

۱۹نشست زنان چپ و کمونیست

۲۰- نهاد همبستگی با جنبش کارگری ایران-غرب آلمان

۲۱- هسته اقلیت

 

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مقالات

مقالات دیگر

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com