تردیدها، دروغها و مقدمات تدارک دیده شدۀ لشگرکشی "دمکراتیک" تازه

روز سه شنبه 27 اوت خبرگزاری نیمه رسمی روسی ریانووستی گزارش داد: «"سرگی لاوروف" وزیر امور خارجه روسیه اعلام کرد حتی در صورت دخالت مسلحانه خارجی در بحران سوریه، روسیه با هیچ کس وارد جنگ نخواهد شد.

وزیر امور خارجه روسیه روز دو شنبه در نشست خبری در باره اوضاع سوریه اظهار داشت: "موضع ما در سال های اخیر با وجود نقض گستاخانه حقوق بین المللی در یوگوسلاوی، عراق یا لیبی نشان دهنده آن است که ما به هیچ برنامه ای برای کشاندن کشور خود به میدان جنگ نداریم. ما مثل سابق امیدواریم که شرکای غربی در سیاست خود از برخوردهای راهبردی پیگیری کنند، نه فشفشه ای"». به این ترتیب روسیه، قویترین متحد سوریه در عرصۀ بین المللی موضع خود را در برابر حملۀ قریب الوقوع به سوریه مشخص کرد و به غرب اطمینان داد که در صورت وقوع چنین حمله ای نیازی به نگرانی جدی از جانب واکنش روسیه نیست. روسیه البته بارها اعلام کرده است که بنا بر اسناد موجود دولت سوریه مسئول حملۀ شیمیائی ادعائی چهارشنبه هفته گذشته در حومۀ دمشق نیست. اما مسأله این است که غرب هیچگاه به دنبال اثبات وقوع چنین حمله ای از جانب دولت سوریه نبود.

موضعگیری جان کری، وزیر امور خارجه آمریکا در روز سه شنبه حاوی نکته ای عجیب و غیرعادی بود. کری در این موضعگیری اعلام کرد که ایالات متحده مطمئن است که در حومۀ دمشق حملۀ شیمیائی واقع شده است. اطمینان مورد اشاره او بر آن نبود که دولت سوریه مسئول چنین حمله ای است. بلکه این اطمینان ناظر بر آن بود که چنین حمله ای واقع شده است. تنها پس از چنین اعلام اطمینانی رژیم سوریه مسئول حمله قلمداد شد. اطمینان اولیه برای القاء این نتیجه گیری بود و نه ناظر به خود این نتیجه گیری. اما پرسش مهم این است که چرا وزیر امور خارجه آمریکا از اطمینان در وقوع حملۀ شیمیائی به طور کلی سخن می گوید؟ پاسخ را در اظهارات روز یکشنبه بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل – این سگ خانگی آمریکا – باید جست.

بلاگ واشنگتن  در گزارشی از روزنامۀ وال استریت ژورنال که انعکاسی هم در رسانه های رسمی دیگر نیافت نوشت: بر اساس گزارش روزنامه وال استریت ژورنال – که نه طرفدار روسیه است و نه متحد سوریه (مترجم)- «مون در روز یکشنبه اظهار داشت: "تیم (بازرسی تسلیحاتی) باید اجازه تحقیقات کامل، مفصل و بدون هیچگونه مانعی را داشته باشد". اما سخنگوی مون اضافه کرد که این تیم تنها وکالت دارد در این مورد تحقیق به عمل آورد که آیا حملۀ شیمیائی صورت گرفته است یا نه و وکالتی برای این ندارد که چه کسی این حمله را انجام داده است.

به عبارت دیگر حتی اگر شورشیان چنین حمله ای را انجام داده باشند، باز هم این دلیلی برای حمله به دولت سوریه خواهد بود».

با این حال باز هم این پرسش باقی است که چرا این تأکید بر وقوع چنین حمله ای و اطمینان از آن به عمل می آید؟ گزارش دیگری از بلاگ نامبرده تحت عنوان "تردید کارشناسان در وقوع حملۀ شیمیائی در سوریه" دلیل این تأکیدات را روشن تر می کند.  قبل از پرداختن به بخشهائی از این گزارش لازم به توضیح است که بلاگ واشنتن نیز نه چپ ضد امپریالیست است و نه کمونیست و خواهان تغییر نظام. بلاگ اهداف خود را از جمله چنین بیان می کند «ما به سرنگونی دولت فرا نمی خوانیم. در واقع ما به تجدید سازمان دولت فرا می خوانیم. ما فراخوان به بی قانونی نمی دهیم. ما به پایان بی قانونی و فقدان مسئولیت و بازگشت به حکومت قانون فراخوان می دهیم...». بنا بر این روشن است که در اینجا نیز مفاد گزارشات این بلاگ را نه می توان به مخالفت ایدئولوژیک و نه به تلاش برای جانبداری از اسد تعبیر نمود. بر این اساس نکات گزارش مورخ 24 اوت این بلاگ اهمیت بیشتری می یابند. در این گزارش که با اشاره به اسناد روسیه آغاز می شود، از جمله آمده است:

« به گزارش خبرگزاری فرانسه:

"در حال حاضر من اصلا متقاعد [به وقوع حملۀ شیمیائی در سوریه] نیستم. به این دلیل که امدادگرانی که در حال کمک رسانی به مجروحان هستند اصلا نه لباس مناسب [شرایط حملۀ شیمیائی] به تن دارند و نه ماسکهای حفاظ تنفسی". این اظهارات پائولا ونینن رئیس انستیتوی وریفین در فنلاند است که کار آن مراقبت اجرای معاهده های مربوط به سلاحهای شیمیائی است. او اضافه می کند: "در یک شرایط واقعی چنین افرادی نیز آلوده خواهند شد و همان عوارض را بروز خواهند داد".

جان هارت، رئیس پروژۀ امنیت شیمیائی و بیولوژیک مؤسسۀ تحقیقات بین المللی صلح سیپری در سوئد اظهار می دارد که او دلایل روشنی برای وقوع چنین حمله ای را ندیده است که در چشمهای قربانیان کاربرد سلاحهای شیمیائی قابل مشاهده اند و چنین موردی را کاملا به اثبات می رسانند. او می گوید: "در ویدئوهائی که من در چند ساعت اخیر دیده ام، مردمک چشمان هیچکدام از قربانیان منقبض نشده بود. چنین چیزی می توانست نشان دهد که آنان در معرض گازهای عصبی ارگانیک فسفری قرار گرفته اند".

گوین وینفیلد از سردبیران مجلۀ CBRNe World که اختصاص به موضوعات مربوط به سلاحهای شیمیائی دارد می گوید که شواهد نشان نمی دهند که مواد شیمیائی استفاده شده از نوع همان موادی باشند که در زرادخانۀ ارتش سوریه موجودند. او به آژانس خبرگزاری فرانسه گفت که "در گزارش پرستاران و پزشکان شاهدی بر این دیده نمی شود که ما بتوانیم بر اساس آنها مرگ و میر ها را ناشی از مواد سمی گاز ارتشی سارین بدانیم. مواد به کار گرفته شده احتمالا از درجۀ [کشندگی] کمتری برخوردار بودند".»

بر این اساس لااقل بخشی از متخصصان غربی نه تنها دولت سوریه را مسئول حملۀ شیمیائی نمی دانند، بلکه حتی اصولا در این نیز تردید دارند که چنین حمله ای با سلاحهای شیمیائی مورد مصرف در ارتش سوریه صورت گرفته باشد. اما قابل توجه تر از این گزارشات، گزارش روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص در این زمینه است که در همان مطلب نقل شده است.

«هاآرتص می نویسد:

متخصصان غربی جنگ شیمیائی که لااقل بخشی از فیلمهای مربوطه را دیده اند کاملا در این مورد بدبین هستند که مواد شیمیائی با درجۀ کاربرد نظامی به کار گرفته شده باشند. گرچه آنها تأکید می کنند که بدون تحقیقات میدانی کامل نمی توان حکم قطعی صادر کرد.

دان کازتسا، یک افسر پیشین واحد شیمیائی ارتش آمریکا و یکی از مطرح ترین مشاورین خصوصی کنونی در این زمینه به برخی از جزئیات اشاره می کند که در فیلمها دیده نمی شوند. از جمله: "هیچ یک از ناظرین واقعه و یا در حال عکسبرداری از صحنه ها لباس حفاظت در مقابل مواد جنگ شیمیائی به تن ندارند و با این همه به نظر میرسد هیچکدام از آنها آسیب ندیده اند". این به آن معناست که بسیاری از سلاحهای شیمیائی با کاربرد نظامی را نمی توان عامل واقعه دانست. از جمله بیشتر گازهای عصبی. زیرا این گازها به سرعت تبخیر نمی شوند. به ویژه اگر در دوز بالا و برای به قتل رساندن صدها نفر به کار گرفته شده باشند. برعکس، این گازها باقی مانده و لباس و بدن همۀ کسانی را که در ساعات بعد از حمله بدون حفاظت لازم نزدیک می شوند آلوده کرده و به آنها آسیب خواهند رساند. او اضافه میکند: "علاوه بر این هیچکدام از نشانه های دیگری که عواقب حملۀ شیمیائی را آشکار می کنند دیده نمی شوند. نه مرگ فوری قربانیان و نه صدمات قابل مشاهده سنگین، نه استفراغ و نه از دست دادن کنترل بر روده ها [اسهال]".

استیو جانسون، یکی از سرشناس ترین محققین موضوعات عوارض سوانح خطرناک در دانشگاه کرنفیلد انگلستان که سابقۀ همکاری با وزارت دفاع انگلیس در زمینه سلاحهای شیمیائی را دارد، موافقت خویش با این ارزیابی را اعلام کرده و میگوید: "با جزئیاتی که تا کنون دیده ایم، این تعداد زیاد قربانیان در محوطه ای وسیع به معنای نفوذ کاملا فراگیر [چنین گازهایی] است. با این درجه از گاز شیمیائی باید انتظار آلوده شدن وسیع کسانی را داشته باشید که به این محوطه ها نزدیک می شوند و همۀ آنهائی که در حال رسیدگی به قربانیان هستند از این متأثر خواهند شد. ما شاهد چنین چیزی نیستیم".

سؤالات دیگری نیز بدون پاسخ می مانند. به ویژه با توجه به زمان وقوع حمله که دقیقا در همان روزی واقع شد که تیم بازرسان سازمان ملل وارد دمشق شدند تا در زمینه موارد پیشین ادعائی اصتفاده از سلاحهای شیمیائی تحقیقات خود را از سر بگیرند. بنا بر این روشن نیست که ارتش سوریه کدام هدف تاکتیکی را باید از این اقدام تعقیب می کرد در حالی که در هفته های پیش از آن موفق به عقب راندن شورشیانی شده بود که توانسته بودند به مناطق مرکزی پایتخت نفوذ کنند. اما اگر این یک حملۀ شیمیائی نبود، پس چه چیزی باعث مرک این تعداد زیاد از مردم بدون هیچ نشانۀ بیرونی ای از صدمات شده است؟" ....».

اینها را روزنامۀ اسرائیلی هاآرتص نوشته است. روزنامه ای که نه پرو روس است، نه با اسد میانه ای دارد و نه در شمار آن دسته از ضدامپریالیستهائی قرار دارد که دو روز قبل از مرگ قذافی خبر از پیروزیهای چشمگیر ارتش لیبی می دادند.

گزارش فوق با ذکر موارد دیگری که آشکارا با پروپاگاند رسانه ای غرب مبنی بر حملۀ شیمیائی ارتش سوریه در تناقضند ادامه می یابد. از جمله از قول استیو جانسون نقل می کند که : «در برخی از ویدئوها مواردی وجود دارند که به نظر کمی سور رئالیستی می رسند و تقریبا صحنه سازی شده به نظر می آیند. من نمی خواهم بگویم که ساختگی اند اما برخی نگرانی ها را باعث می شوند. بعضی از قربانیان کف [بر دهان] دارند، اما این کفها بیش از حد سفیدند، بیش از حد خالص اند و با نوع صدمۀ درونی که باید انتظار آن را داشته باشید خوانائی ندارند که قاعدتا کف را خونین تر و یا زردتر می کند». همچنین ژان پاسکال ساندرز، محقق امور شیمیائی و بیولوژیک عنوان می کند که فیلمها به نظر قربانیان گاز آسفیکسیشن asphyxiation را نشان می دهند که نه با گاز خردل و نه گازهای عصبی وی ایکس و یا سارین خوانائی دارد. او میگوید «من تعمدا از به کار بردن سلاح شیمیائی در این مورد خودداری می کنم» و اضافه میکند که استفاده از "مواد سمی صنعتی" بیشتر توضیح دهندۀ واقعه است. گزارش همچنین موارد دیگری را به میان می کشد که بی پایگی ادعاهای پروپاگاندیستی جنگ طلبانه در غرب را نشان می دهند. نقل همۀ این موارد لازم نیست و خوانندۀ علاقمند می تواند خود متن کامل گزارش و همچنین سایر گزارشات مربوط به موضوع را در لینک فوق مطالعه کند.

یک چیز اما حتی بدون استناد به این گزارشها نیز روشن بود - و با استناد به این گزارشها تنها سندیت بیشتری می یابد – و آن این که تدارک تهاجم به سوریه ربطی به استفادۀ ادعائی ارتش از سلاح شیمیائی بر علیه شهروندان ندارد. این یک لشگرکشی غارتگرانۀ دمکراسی غربی به گوشه دیگری از جهان است. این گوشه ای از سرنوشتی است که بلوک مسلط بر سرمایه داری جهانی برای کل جهانیان در نظر گرفته است. واقعۀ فرود اجباری هواپیمای حامل رئیس جمهور بولیوی توسط دول اروپائی به اتهام مظنون بودن به حمل اسنودن را به خاظر بیاورید. این "غرب متمدن" است که با عریان ترین خشونت در صدد دیکته کردن ارادۀ خود بر جهان معاصر است.

بهمن شفیق

6 شهریور 1392

28 اوت 2013

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مقالات

مقالات دیگر

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com