یادداشتهای انتخاب یازده – 6: آخر خط - شورای نگهبان آخرین سقوط چپ بورژوایی را به تاخیر انداخت


پس از سرکوب جنبش چپ در دهه 60 و با ظهور دوم خرداد 76 ،  بخش بزرگی از اپوزیسیون چپ به انحاء گوناگون خود را به افقِ جنبش هایِ راست درونِ جامعه پیوند زد و با استنتاجِ سرنگونیِ رژیم از درون جنبش هایِ فوق الذکر، عملا به بازی در شکاف های درون حاکمیت جمهوری اسلامی پرداخت. از همان زمان می شد پیش بینی کرد که اپوزیسیونی که خود  جوهره و توانِ در پیش گرفتنِ سیاستی مستقل و تشکیلِ صفی مستقل در درون منازعات طبقاتی و سیاسی را ندارد با پیوستن به این افق (به بهانه گریز از انفعال)، بیش از پیش به سمت صفوف موجود در درون طبقه حاکم شیفت خواهد کرد. تنها یک امکان می توانست چپِ درمانده ایران را از افتادن در این وادی نجات دهد و آن شکل گیری یک جنبشِ مستقل و طبقاتی نیرومند در درون طبقه کارگر در ابتدای دهه 80 بود. چنین جنبشی رخ نشان داد اما آنقدر قوی نبود. در فقدان یک چپ طبقاتی  و با برداشتنِ پرچم بر زمین فتاده ی عدالت خواهی از سوی یک جریان نیرومند در درون حاکمیت، این روزنه امید مسدود و سپس با موج های بلند یک جنبش نیرومند دست راستی در سال 88 ، آخرین شانس های اپوزیسیون "چپ" جارو شد.

متعاقب انتخابات سال 76 و ظهور جنبش دوم خرداد و پس از ظهورجنبش پسا انتخاباتیِ سبز، منتقدین نوشتند که زیستن در شکاف های درون حاکمیت و تکیه بر جنبش های برآمده از تقابلات درونی طبقه حاکم تاکتیک نیست، بلکه ناشی از پذیرش افقِ آن جنبش ها در تجدید سازمان مناسبات موجود است. تحلیل گران مذکور خاطرنشان کردند که نمی توان خلاء استراتژی مبارزاتی را با تکیه به شکاف های حاکمیت پر کرد. چنین کاری قطعا باعث فروغلطیدن به درون این شکاف ها خواهد شد. آن ها تذکر دادند که، فقدان یک قطب طبقاتی نیرومند و یک استراتژی مستقل طبقاتی، کل اپوزیسیون و "چپ" موجود در ایران را به استیصال و انفعال بیشتر و در نهایت به سوی قطب های موجود سرمایه در ایران و غرب خواهد راند. از دید این دسته از منتقدین از جمله نگارنده یادداشت حاضر در آن زمان، نیت "چپ" از شرکت در جنبش های پساانتخاباتی و حتی کشف جهت گیری سرنگونی خواهی و ادعای ارائه تصویری ابژکتیو از آن جنبش ها، نه تنها به آن "چپ" برای خروج از انفعال کمکی نمی کرد، بلکه به تسلیمِ جهش وار آنان در برابر اندیشه و استراتژی طبقاتی غالب و انحطاط بیشتر "چپ"  می انجامید. امروز دیگر با نهادینه شدن آن افق، دگردیسیِ کاملِ بخشِ اعظمِ اپوزیسیونِ "چپ" تحقق یافته است و خود به زائده ای از جریان قوی تر تبدیل شده است.امری که هم اینک "چپ" ایران را  متناسب با شرایط و توازن نیرو بین بخش غالب سرمایه جهانی و طبقه حاکم بر ایران پاندول کرده است. به همین دلیل هم هست که در برابر گرایش پرو غرب و ناتویی در بخشی از "چپ" ایران، گرایشی آشکار برای پیوندِ کامل با جناح اصلاح طلب درون حاکمیت نیز شکل می گیرد. تحلیلی که روزی یک پیش بینی بدبینانه می نمود امروز با درماندگی این چپ در برابر وقایع تعبیر شده است و می رود تا به سقوط نهایی آن منجر شود.

رفیق دوست داشتنی من محمد رضا شالگونی از فعالین باسابقه و ارزشمند جنبش چپ در گفتگویی که پیش از رد صلاحیت رفسنجانی با رادیو سپهر(*) انجام داده،  به طرح نظراتی در ارتباط با انتخابات و چگونگی و چرائی حمایت از رفسنجانی پرداخته که اگر در برهه ای دیگر از تاریخ چپ ایران ایراد می شد، می توانست سیلی از پاسخ گویی، نقد و اتهام به گوینده را برانگیزد. اما با کمال تعجب، مباحث مطرح در این گفتگو ظاهرا عکس العملی در محافل عمومی کل اپوزیسیون "چپ" برنیانگیخت. البته ایشان ادعا نمودند که نظرات مطرح در گفتگو، نظرات شخصی است. اما جایگاه ایشان در جنبش چپ و سکوتی که پس از این گفتگو نسبت به آن بر محافل علنی چپ غالب است ثابت می کند که این نظرات نه تنها فقط به ایشان اختصاص ندارد، بلکه از مباحث پنهان و از دغدغه های بخش مهمی از اپوزیسیون "چپ" است. البته شهامت دوست عزیزم محمد رضا شالگونی ستودنی است که قادر است مسائلی را مطرح کند که دیگران در مقابل آن تا اطلاع ثانوی سکوت می کنند. سکوتی که خود سرشار از ناگفته هاست. سکوتی که از سخنان شالگونی معنادارتر است. اگر رد صلاحیت رفسنجانی بیشتر به طول می انجامید و یا شورای نگهبان به رد صلاحیت او اقدام نمی کرد، بی تردید باید منتظر آشکار شدن نظرات این رفیق در میان بخش بزرگی از کسانی که امروز مهر سکوت بر لب زده اند می بودیم.

البته شاید یکی از دلایل این سکوت از سوی گرایشی در "چپ" پرو غرب نه دغدغه مشترک با گوینده بلکه از این رو باشد که تمایل به همکاری با ناتو و لابی گری برای سوریه ای کردن ایران در این بخش از قبح کمتری نسبت به توسل به رفسنجانی برای نجات ایران برخوردار نیست.

جالب توجه است که در این گفتگوی طولانی، شالگونی که به بررسی تاکتیک مناسب لحظه حاضر می پردازد، مشخص نمی کند که اصولا مخاطبین ایشان و یا مخاطبین اپوزیسیون رسما موجود "چپ" چه کسانی هستند که باید این تاکتیک ها را به کار گیرند. در این گفتگو نیز آقای شالگونی مشخص نمی کند که تاکتیک احتمالی مورد نظر ایشان درباره انتخابات باید در چارچوب کدام استراتژی تنظیم شود و با تکیه بر کدام نیروی مستقل اجتماعی- سیاسی محقق گردد. از سخنان ایشان همچنین نمی توان متوجه شد که برای رای دادن به رفسنجانی چرا مردم به جای گوش سپردنِ مستقیم به رهبران اصلاح طلب باید منتظر فراخوان آقای شالگونی بمانند.

محمد رضا شالگونی در گفتگوی فوق الذکر ضمن اشاره به خطراتی که ایران و مردم ایران را تهدید می کند بدون این که راه حل مشخصی را مطرح کند با برشمردن خواص رفسنجانی در لحظه حاضر در ارتباط با تنش زدایی با غرب، کاهش تحریم ها به نفع مردم و ممانعت وی از نابودی ایران، به طور تلویحی حمایت خود را از رفسنجانی اعلام داشت. وی با یادآوری سوابق رفسنجانی در جنایات رژیم جمهوری اسلامی و با اشاره به این که هیچ امیدی به اصلاح وضع جامعه با وجود حمهوری اسلامی موجود نیست، متذکر شد که در شرایط بحرانی موجود، هرچند پیروزی رفسنجانی در انتخابات ممکن است به معنای سازش با غرب باشد و هرچند که حضور او می تواند به معنای تقویت مجدد نقش روحانیت سنتی در حاکمیت و حتی تقویت و نجات جمهوری اسلامی در برابر مخاطرات پیش رو قلمداد گردد؛ با این وجود انتخاب رفسنجانی به معنای ضعیف تر شدن خامنه ای است و همین نیز یکی از خواص مفید دیگر رفسنجانی به عنوان رییس جمهور بعدی است. شالگونی در این گفتگو تحریم انتخابات را حرکتی انفعالی نامید و اعلام داشت که اگر مطمئن می بود که در انتخابات تقلبی صورت نخواهد گرفت و رفسنجانی با شیوه های کودتایی حذف نخواهد شد از اعلام فراخوان برای شرکت در انتخابات و رای دادن به رفسنجانی نیز ابایی نداشت. وی همچون خرداد 76 و 88  اتخاذ تاکتیک های مناسب برای رهایی از دام انفعال را ضروری دانست، اما برخلاف آن زمان  بر جهت گیری سرنگونی طلبانه حضور مردم در انتخابات پیش رو تاکید چندانی نکرد و صرفا طرح مطالباتی از سوی مردم در جهت بهبود وضع اقتصادی، مخالفت با سیاست های اتمی جمهوری اسلامی و همچنین مخالفت با تحریم ها را در فضای احتمالا مناسب انتخابات کافی دانست. تفاوت دیگری که در نظرات محمد رضا شالگونی در مقایسه با انتخابات در سالهای 76  و 88  جلب توجه می نمود این بود که ایشان در آن دو انتخابات و پیش از مشخص شدن نتایج رای گیری تمایلی هر چند تلویحی به انتخاب خاتمی یا موسوی و یا گرایشات درون حاکمیت نشان نداده بود و این تازه پس از ظهور جنبش پساانتخاباتی بود که ایشان و سازمان راه کارگر در کنار اکثر جریانات "چپ" برای فرار از انفعال و به بهانه همراهی با مردم و با کشف جهت سرنگونی طلبانه حرکت مردم به آن جنبش ها امید می بستند.

اگر در سال 88 "چپ" ایران تازه پس از انتخابات به جنبش سبز امید بست، و پیش از انتخابات به آن متوسل نشده بود در شرایط حاضر اپوزیسیون "چپ" با نوستالژی جنبش سبز پیش از انتخابات و پیش از ظهور هر جنبشی آمادگی خود را برای شرکت در پروسه انتخابات اعلام می کند. و این به معنای نزدیک شدن لحظه به لحظه به مواضع ملی- مذهبی ها و جناح اصلاح طلب رژیم جمهوری اسلامی است.

اگر در سال 76 راه کارگر پس از انتخاب خاتمی و استقبال رای دهندگان از او به این نتیجه رسید که جنبش دوم خرداد به سرنگونی ختم خواهد شد وبدین ترتیب به همراه حزب کمونیسم کارگری افق جنبش های بورژوایی را پذیرفت و اگر در سال 88 بخش بزرگی از چپ تازه پس از انتخابات و با مشاهده اعتراضات خیابانی بدون توجه به جهت گیری و  ماهیت طبقاتی وقایع به این باور رسید که باید از شکاف های درون جمهوری اسلامی استفاده کرد و بر جنبش سبز برای سرنگونی رژیم تکیه نمود در یازدهمین دور انتخابات و با کاندیداتوری رفسنجانی،  پیش از رای گیری و حتی پیش از مشاهده اعتراضی در خیابان به تزلزل دچار شده بود.

در گفتگوی مورد اشاره، مسئله لحظه حاضر و هدف از اتخاذ احتمالی تاکتیک فراخوان به نفع رفسنجانی، دیگر حتی سرنگونی رژیم نیست بلکه مطالبات به مراتب مشخص تر اما به لحاظ سیاسی نازل تر از آن است که به اتخاذ تاکتیک هم جهتی با نیروهای اصلاح طلب و همدلی با انتخاب رفسنجانی مطرح شده است. مطالبات و اهدافی که دقیقا با اهداف نیروهای اصلاح طلب حکومتی و ملی- مذهبی منطبق است.

اما رد صلاحیت رفسنجانی بحث شالگونی را نا تمام گذاشت. این رد صلاحیت هرچند برای اصلاح طلبان ضایعه ای بزرگ بود، برای بخشی از "چپ بورژوا" که از سال ها پیش خود را به افق جنبش اصلاحات سنجاق کرده است، نعمتی بود که آبروی آن ها را برای چند صباحی دیگر خرید. جا دارد  داعیه داران هر یک از این نظرات و به خصوص اعضای راه کارگر(هیات اجرایی) برای خدمتی که شورای نگهبان به آن ها کرد سپاسگزاری کنند. خوشبختانه زمان زیادی از اعلام کاندیداتوری رفسنجانی تا رد صلاحیت او به طول نیانجامید، وگرنه اپوزیسیون "چپ" با بحرانی مواجه می شد که در واقع به معنای سقوط او به درون آخرین پرتگاه بود. بخشی از این اپوزیسیون محتاطانه سکوت کردند. بخشی انتخابات را نمایش نامیدند تا در صورت مناسب بودن فرصت،  برای شرکت در این نمایش داوطلب شوند. بخشی نیز ناتوان از تحلیل پایه ای روند تحولات  طبقاتی در جامعه ایران با تکرار این که انتخابات در جمهوری اسلامی مضحکه ای بیش نیست، سعی کردند با اعلام تحریم انتخابات -تا زمانی که ابتذال عمومیت نیافته-  فرصت طلبانه از شیرجه زدن به درون آن خودداری ورزند.

رفسنجانی و مشائی رد صلاحیت شدند ولی انتخابات ریاست جمهوری اخیر باز هم قدرت جمهوری اسلامی و در واقع بخش غالب طبقه حاکم را در کشاندن اپوزیسیون راست و چپ به درون معادلات خود و تبدیل مجادلات درونی خود به مسئله اصلی اپوزیسیون نشان داد، بدون آن که این اپوزیسیون قادر به ایفای نقشی مستقل در این معادلات باشد.

این چپ بخشی از اپوزیسیونی است که شانس خود را یا در تحولات درون هیات حاکمه و یا در پیوند با قطب غربی معارض نظام در سطح بین المللی جستجو می کند. چپی که هیچ چشم انداز دیگر، هیچ افق دیگر و هیچ ابزار یا مؤلفه دیگری برای ایفای نقشی مستقل در درون معادلات سیاسی ایران ندارد.

 

وحید صمدی

8 خرداد 92

29 مه 2013

 

 

(*) گفتگوی رادیو سپهر با محمد رضا شالگونی

 http://www.radiotvrahekargar.de/rd/13/05/17/sh17mai.mp3

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com