یادداشتهای انتخاب یازده – 5: نابخردی دمکراسی، حماسۀ سیاسی، زرشک!

 

اول: از زرشک شروع کنیم. زرشک فواید فراوان برای سلامتی انسان دارد. زرشک «دوای همۀ دردهاست». دربارۀ زرشک گفته اند: «آمده است که حکیم زکریای رازی اولین کسی بود که خواص طبی زرشک را شناخته است. او زرشک را برای آدمی مفید تشخیص داده است. دکتر شمیر هلندی که پزشک دارالفنون بود، در حدود یکصد سال پیش نوشته است که: در ایران مردم آب زرشک می نوشند، باغذا زرشک می خورند، مربا از آن تهیه می کنند و دم کرده ی آن را با سنبل الطیب برای پیشگیری از خونریزی می نوشند. ابوعلی سینا در کتاب قانون در طب درمورد زرشک می نویسد : "زرشک بر دو نوع است، نوع زرشک جلگه ای که گرد و سرخرنگ است، دیگری زرشک ریگی یا کوهی که سیاهرنگ و مستطیل است. سیاه از سرخ قوی تر است." وی از شش نوع داروی مخلوط گیاهی تحت عنوان قرص زرشک نام برده و آن ها را در درمان تب، سرفه، ناراحتی های کبد و در رفع تشنگی و افسردگی مفید دانسته است.

مصرف طبی زرشک به دورة مصر باستان می رسد که فراعنه و ملکه ها، این گیاه را با تخم رازیانه به منظور درمان طاعون مصرف می کردند. امروزه، گفته میشود این گیاه درد مفصلی، روماتیسم و تورم ناگهانی پسوریازیسرا تسکین می بخشد. انواع عفونتهایی که زرشک می تواند در درمان آنها مؤثر واقع شود عبارت است از: عفونت گلو، مجاری ادراری، مجاری معده ای- روده ای، ریه ها، عفونتهای مخمری و اسهال».

اینها بخشی از دانسته های مهمی است که باید درباره زرشک دانست. اهمیت این اطلاعات برای سلامتی جامعه تا اندازه ای است که سایت شبکۀ ایران، سایت روزنامه رسمی متعلق به دولت ایران، دیروز مطلب «درباره زرشک / قسمت اول؛ دوای همه دردهاست این زرشک» را در بخش مقالات اصلی خود منتشر نمود. در بحبوحۀ بحث داغ رد صلاحیتها و در زمانی که همه، از ناظران تا ناظمان در انتظار واکنشهای نامعلوم احمدی نژاد و مشائی به سر می برند. هوش چندانی لازم نیست تا پیام نهفته در مطلب درج شود.

قبل از ادامه بحث در رابطه با تحولات مربوط به انتخابات، طرح موضوع اهمیت زرشک فرصت مناسبی است تا نکتۀ دیگری را هم در رابطه با زرشک طرح کنیم که ربطی به خواص سلامت بخش آن ندارد، اما بخشی از پاسخی است به همۀ آن نظریه بافانی که تحلیل تحولات جمهوری اسلامی را بر غیض و غضب ولی فقیه و قلدری سپاه و بسیج و فقاهت آیات عظام استوار می کنند و همه و هر چیز را در این جمهوری می بینند الا انباشت سرمایه.

 زرشک نه تنها خواص درمانی دارد، بلکه اشتغالزا نیز هست. این را همان مطلب سایت شبکۀ ایران نیز متذکر می شود. از این گذشته، زرشک حتی یک سایت ویژه نیز دارد. سایت تخصصی زرشک خراسان جنوبی!! در مطلبی از این سایت که به برداشت زرشک مربوط می شود می خوانیم:

«برداشت زرشک به دلیل نازکی پوست میوه و همچنین وجود خارهای فراوان و تراکم شاخه ها در این درختچه یکی از مشکل ترین و پرهزینه ترین مراحل تولید این محصول است در حال حاضر برداشت زرشک به روشهای زیر انجام می شود:.

الف) روش خوشه چینی (چیدن خوشه ها به وسیله دست(

در این روش خوشه های میوه به وسیله دست تک به تک چیده شده و بر روی پارچه پهن شده و در زیر درختچه یا به داخل سبدها یا جعبه های چوبی ریخته و به محل خشک شدن منتقل می گردد. این روش به دلیل وجود خار در کنار هر خوشه بسیار وقت گیر بوده و کارگر ماهر نیاز دارد. در روش خوشه چینی هر کارگر با 8 ساعت کار به طور متوسط 24-20 کیلوگرم زرشک تر در هر روز برداشت می نماید. این روش بیشتر در گذشته با توجه به دستمزد پایین کارگر در سطح باغهای کوچک تا حدودی متداول بوده است ولی امروزه کمتر کاربرد دارد. محصول به دست آمده با استفاده از این روش برداشت از کیفیت مطلوبی برخوردار است.

ب) روش ضربه ای (برداشت به وسیله ضربه زدن به شاخه ها)

....روش ضربه ای متداول ترین روش برداشت زرشک می باشد ولی محصول آن از کیفیت و نرخ پایین تری برخوردار استدر روش ضربه ای هر کارگر با 8 ساعت کار به طور متوسط حدود 75-70 کیلوگرم زرشک تر در هر روز برداشت می نماید.

ج) روش شاخه بر (بریدن شاخه های حامل خوشه های میوه)

...

د) روش تلفیقی

...

ه) سیستم برداشت مکانیکی زرشک

طراحی سیستم برداشت مکانیکی بایستی با توجه به خصوصیات درختچه، مثل خاردار و متراکم بودن، ترد و شکننده بودن شاخه ها، شکل خوشه ای میوه و لطیف و نازک بودن پوست حبه های زرشک، انجام شود. البته در این رابطه هرس ویژه هم ضرورت دارد. برداشت مکانیکی بایستی با حداقل خسارت به درختچه و میوه ها همراه باشد و معمولا محصول برداشت شده جهت فراوری مورد استفاده قرار می گیرد.

یکی از روشهای برداشت مکانیکی زرشک در صورت هرس و فرم دهی آن به روش یک تنه ای و کاربرد اتفون استفاده از ماشینهای تکان دهنده است بازوهای الین دستگاه ها تنه را در بر گرفته و با ایجاد ارتعاش سبب ریزش میوه ها بر روی قابهای گیرنده با پوشش برزنت یا کرباس می شوند. روش دیگر استفاده از ماشینهای برداشت بالای ردیف است که برداشت محصول درختچه های هرس شده به صورت پا کوتاه را با حرکت برروی ردیف ها انجام می دهد.

روش دیگر استفاده از سیستم های مکنده است که این سیستم با طراحی یک دستگاه ساده در سازمان پژوهشهای علمی و صنعتی خراسان و در سه مرحله برای برداشت مکانیکی زرشک بی دانه مورد آزمایش قرار گرفت. برداشت ماشینی به وسیله مکش پس از تیمار بااتفون آسان تر بوده و محصول برداشت شده جهت فرآوری مناسبتر است.»

نه تنها در نفت و اتومبیل سازی و صنایع فولاد و سیمان و پتروشیمی و خانه سازی و راه سازی و الکتریسیته و غیره و غیره، بلکه در کشت و برداشت زرشک نیز دولت به عنوان عاملی در تدارک چهارچوب های افزایش بهره وری و سود و نهایتا ایجاد بسترهای مناسب برای انباشت سرمایه عمل می کند. به کشاورزان نشان می دهد که روشهای متفاوت کشت و برداشت به چه میزان ساعت کار کارگر نیازمندند و برای ارتقاء این روشها نیز چه اقداماتی لازم است. حقیقتا باید به کسانی که معتقدند در سه دهه گذشته انباشت سرمایه در ایران صورت نگرفته است و یا اگر هم صورت گرفته علیرغم وجود جمهوری اسلامی بوده و نه به یمن وجود آن، گفت: زرشک.

بگذریم و به بحث خود ادامه دهیم.

دوم: حماسۀ سیاسی. حماسۀ سیاسی نظام برای مراکز قدرتمندی از نظام از همان روز شنبه 21 اردیبهشت و با اعلام نظر شورای نگهبان شروع شده است. عده ای از این مراکز قدرتمند همان رأی شورای نگهبان را آغاز حماسه خوانده اند. فرمانده ارتش جمهوری اسلامی، سرلشگر عصا به دست فیروز آبادی بر شورای نگهبان درود می فرستد و ائمۀ جمعه و فرماندهان نظامی یکی پس از دیگری اندر شهامت این شورا داستانسرائی می کنند. برادران دالتون هم که در جریان بررسی صلاحیتها ساکت مانده بودند، پس از اعلام اسامی کبریتهای بی خطر هشتگانه، ساق و سلامت سر بر آورده اند. سفیر کبیر حوزۀ علمیۀ قم در تهران، علی لاریجانی، از جایگاه یک ارباب به نصیحت خدمۀ کاندید ریاست جمهوری می نشیند که ضوابط نظام را در تبلیغاتشان رعایت کنند و اخوی محترم شیخ القضات نیز اعلام می کند که قوۀ تحت اختیار وی جلو هر گونه اغتشاش در امر انتخابات را خواهد گرفت. دولت برای چه می خواهید وقتی که "نظام" برقرار است؟ به خصوص که حالا دیگر "بگم، بگم"ی هم در کار نیست و شورای شجاع و فخیمۀ نگهبان روی اسم کانیدای "بگم، بگم" یک خط قرمز پررنگ کشیده است. دنیا فعلا به کام علم الهدی ها و شریعتمداری ها و صد البته آیات عظام صافی و مکارم و جوادی آملی و سایر علما است.

حذف شدگان اصلی هم کماکان به بازی پیچیدۀ خود ادامه می دهند. بازی پیچیده ای که راه را برای همه و هر گونه تفسیر و تعبیری باز می گذارد و هنوز هم که هنوز است هم نیاتشان و هم موقعیتشان و – به خصوص – هم واکنش آینده شان در هاله ای از ابهام قرار دارد. رفسنجانی پالسهای متناقضی از خود صادر می کند که از یک سو نارضایتی وی از موقعیت پیش آمده را متبادر می کنند و تصویر قهرمانی فداکار از وی ارائه می دهند که از فداکاری وی ممانعت به عمل آمده است و از سوی دیگر در جهت حفظ نظام و اسرار آن اصرار می ورزد. طیف نیرومند اشراف اسلامی حامی وی نیز از این که این "نزدیکترین یار امام" سلب صلاحیت شده است شکوه می کنند و به نیابت از وی از رهبر می خواهند که مقدمات حضور وی در میدان انتخابات را فراهم کند. خود او اما خود را فراتر از آن می داند که چنین خواستی را به میان بکشد. امری که نزد بسیاری به این تلقی انجامیده است که اصل کاندید شدن وی فقط برای ایجاد سهولت در کار شورای نگهبان برای رد مشائی و حذف جریان احمدی نژاد از نظام صورت گرفته بود و لاغیر. یک نکته اما در این میان حکایت از چیزهائی بیش از این دارد. در نامه های فرزند و نوۀ خمینی با تلویحی قریب به شفافیت، از رفسنجانی به عنوان آلترناتیوی در مقابل رهبر نام برده می شود. امری که مؤید این است که جدال بر سر جهتگیریهای استراتژیک نظام هر چه بیشتر به جدال بر سر مصداق ولی فقیه نیز بدل می شود.

در سوی دیگر ماجرا، بازیگران تیزهوش حول احمدی نژاد، از خود او تا مشائی و دیگران، از یک سو با انداختن توپ به زمین رهبر، عملا شورای نگهبان را کنار نهاده اند و از سوی دیگر با دامن زدن به امید بازگشت مشائی به عرصه از طریق حکم حکومتی، عملا خود را از میدان مبارزه انتخاباتی کنار کشیده و با دفع الوقت ضربات طرف مقابل را خنثی کرده و به نوبۀ خود صفوف نیروهای خود را برای مصافهای آتی بازسازی می کنند. علاوه بر این، اظهار امیدواری حیرت انگیز احمدی نژاد و مشائی از روند تحولات در آینده نزدیک، تا به امروز حداقل این خاصیت را نیز داشته است که در صفوف اصولگرایان به این تصور دامن زند که لااقل یکی از کاندیداها کسی است که مجری برنامه ها و سیاستهای آحمدی نژاد خواهد بود. کاندیدائی که احمدی نژاد با چراغ خاموش به میدان بازی فرستاده است. و این کاندیدا نیز کسی نیست به جز جلیلی. (به مضمون طبقاتی این جدال در یادداشت بعدی خواهیم پرداخت).

با تمام تفاوتی که در واکنش حذف شدگان وجود دارد، در یک امر هر دو صف مشترکند و آن هم این که حماسه بی حماسه. هر کدام از آنان – و به درستی – مدعی اند که بدون آنان حماسه ای شکل نخواهد گرفت. و حقیقتا نیز تصور این که تنور مبارزۀ انتخاباتی بدون دو سوی اصلی درگیری داغ شود، تصوری دشوار است. به این ترتیب – و چنانچه رهبر جمهوری اسلامی در روزهای آینده تغییری در این آرایش به وجود نیاورد -، عملا نظام چرخشی به سمت سیاست حداقلی دوران سازندگی را انجام داده است. چرخشی به عقب که لطمات سنگینی بر پایه های ایدئولوژیک آن وارد خواهد نمود. اکنون به نقطه ای می رسیم که نظام دیگر توان جذب گرایشات مختلف اجتماعی را در خود از دست می دهد. به نظر می رسد خلل و فرج این اسفنج پر شده است و جا برای قطراتی اضافی در آن باقی نمانده است.

سوم: جغرافیای مدیائی جمهوری اسلامی هم داستانی است پیچیده. پی بردن به این که سرنخ کدام سایت و رسانه به کدام حجره و بنیاد و سازمان اطلاعاتی و امنیتی وصل است کاری است نیازمند تحقیقات مفصل. از میان انبوه سایتهای پرنفوذ نظام تنها بخشی از آنان هویتی معلوم و شناخته شده دارند. بخش عظیم دیگر این رسانه ها به خوبی پوشش شده و تعلق آنان به مراکز قدرت غیر قابل تشخیص است. به عنوان نمونه سایت "خبرنگاران ایران" اخیرا لیستی از 53 سایت را منتشر کرده است که همگی به قالیباف تعلق دارند و از سالها قبل در جهت زمینه سازی ریاست جمهوری وی مشغول به کارند. و البته خود این سایت "خبرنگاران ایران" هم معلوم نیست که متعلق به کیست.

از جمله سایتهائی که نمی توان تعلق آن را تشخیص داد، یکی هم سایت پارسینه است که دست اندرکاران آن به نقل از ویکی فارسی از خبرگزاری مهر جدا شده اند. خبرگزاری مهر هم وابسته به سازمان تبلیغات اسلامی است که خاموشی ریاست آن را بر عهده دارد. این حجت الاسلام خاموشی هم مرد پشت پرده ائتلاف انتخاباتی معروف به ائتلاف پیشرفت متشکل از قالبیاف و حداد عادل و ولایتی است. به هر رو، پارسینه مطلبی منتشر کرده است به نام «رد صلاحیت هاشمی و مشایی؛ پیام نظام به جامعه چه بود؟ ». فراز پایانی مطلب اصل حرف را به طور فشرده بیان می کند که چیزی جز بازگشت به سیاست مشارکت حداقلی نیست که رفسنجانی ظراح اصلی آن بود. می خوانیم: « این رد صلاحیت دوگانه را میتوان نشانه ی بلوغ و صداقت نظام با مردم دانست. اقدام شورای نگهبان، درسی بود که حاکمیت از تجربه ی سالهای 76 و 88 گرفته است و بر بلوغ سیاسی خود افزوده است. با این حرکت، نظام این پیام را به مردم منتقل کرد که آرامش انتخابات و فضای سیاسی کشور و تامین اهداف و آرمانهای نظام مقدس جمهوری اسلامی نسبت به تعداد آرای مردمی تقدم دارد؛ به عبارت دیگر، برای نظام کیفیت مهمتر از کمیت است. شورای نگهبان با اقدام قاطع خود و با عبرت گیری از سال 76 و 88، شرط احتیاط را رعایت کرد و از حضور افرادی که ریاست جمهوری آنها و یا عدم پیروزی آنها در انتخابات ممکن است برای نظام ایجاد تنش کند، جلوگیری کرد. با توجه به اینکه پس از اعلام رد صلاحیت این اشخاص، اتفاق خاصی در کشور نیفتاده است و فضای آرام در کشور جریان دارد، چه بسا دست اندرکاران نظام به این نتیجه رسیده باشند که بهتر بود در سال 88 نیز برخی کاندیداها را رد صلاحیت می کردند». اگر روال قضایا به همین نحو بماند، این ارزیابی کاملا درست است. پیام نظام در این است که آرامش انتخابات و فضای سیاسی بر مشارکت مردم ارجحیت دارد. این دقیقا خلاف نظری است که همین چندی قبل نیز رهبر جمهوری اسلامی با تأکید بر شرکت دادن سلیقه های مختلف در انتخابات بیان کرده بود. علاوه بر این خلاف نظر وی در دوره های پیشین انتخاباتی نیز هست. روشن است که از نظر مراکز قدرتمندی در نظام حضور رفسنجانی و مشائی به عنوان دو قطب اصلی منازعات درون طبقاتی در سالهای اخیر می توانست این آرامش را به مخاطره اندازد و نظام – یا لااقل این مراکز قدرتمند نظام- در خود توانائی لازم را برای مهار این جدال نیافته و راه چاره را در آن دیده اند که از پیش مانع بروز آن شوند. این که خود آن جدال چیست و از چه مضمون تاریخی – طبقاتی ای برخوردار است، در یادداشتهای بعدی مورد بحث قرار خواهد گرفت. اما مطلب مورد اشاره به تبیین سابقۀ تاریخی برخورد "نظام" نیز می پردازد و در توضیح درستی تصمیم "نظام" به مواردی از تاریخ آمریکا در دورۀ شکلگیری دولت مدرن می پردازد که به اندازه کافی گویای ماجرا هستند. آنچه در این مطلب آمده است به اندازه ای اهمیت دارد که به نقل نسبتا کامل قسمت مورد اشاره بپردازیم:

«برای مثال می توان از انقلاب مردم آمریکا علیه استعمار انگلیس در سال 1776 نام برد. از آنجایی که ارزشها و قدرتهای سیاسی-اجتماعی آن جامعه مبتنی بر مالکیت و زمین داری بود، نخبگانی که رهبری این انقلاب را بر عهده داشتند به فکر ایجاد سازوکاری برای حفظ این نظام ارزشی بودند. نگاه این نخبگان در جلساتی که برای تدوین قانون اساسی آمریکا تشکیل شد منعکس شده است که در نهایت منجر به ایجاد شرایط خاص برای رای دهی و شورای انتخابی (الکتورال) شد.

«جیمز مادیسون» که یکی از حاضران در این جلسات بوده است گفته است:

«در این زمانه، اگر درهای انتخابات در انگلستان به روی همه ی مردم باز باشد، مایملک زمین داران در خطر خواهد بود. خیلی زود قوانین محدودیت مالکیت زمین به کار خواهد افتاد. اگر این نظر درست است، حکومت ما باید منافع پایدار کشور را در مقابل بدعت حفظ کند. زمین داران باید در حکومت دارای سهم باشند، تا حامی این منافع گرانبها باشند، و یکدیگر را کنترل و مقابله کنند. جایگاه آنها باید چنان مستحکم باشد که قادر به حفاظت از اقلیت ثروتمند در مقابل اکثریت باشند. بنابراین، مجلس سنا باید شامل این بدنه باشد؛ و این اهداف را پاسخگو باشد، آنها بایستی پایداری و ثبات داشته باشند.»

(منبع: Notes of the Secret Debates of the FederalConvention of 1787 by Robert Yates)

«الکساندر هامیلتون» نیز که یکی دیگر از این نخبگان بوده است در اظهارنظر دیگری میگوید:

«تمام جوامع خود را به دو بخش اقلیت و اکثریت تقسیم میکنند. گروه اول غنی و نجیب زاده هستند، و گروه دیگر توده های مردم هستند. گفته اند که صدای مردم صدای خداست؛ و اگرچه به طور کلی این قاعده را نقل می کنند و باور دارند، در واقع صحت ندارد. مردم گردنکش و سرگردان هستند؛ به ندرت چیزی را درست قضاوت یا تعیین میکنند. بنابراین به طبقه ی اول سهمی متمایز و دائم بدهید. آنها با بی ثباتی گروه دوم مقابله میکنند، و از آنجا که آنها از تغییر نفعی نمی برند، بنابراین حکومت خوبی را برقرار میدارند. آیا از یک شورای دموکراتیک، که به طور سالانه در میان توده های مردم می چرخد، می توان انتظار داشت که نفع جمعی را با ثبات پی بگیرد؟ هیچ چیز مگر یک بدنه ی پایدار نمی تواند با نابخردی دموکراسی مقابله کند. سرکشی و مزاج مهارناپذیر آنها به کنترل نیاز دارد.»

(منبع: Notes ofthe Secret Debates of the Federal Convention of 1787 by Robert Yates)».

"هیچ چیز مگر یک بدنه ی پایدار نمی تواند با نابخردی دموکراسی مقابله کند". بدنۀ پایداری که رسالتی غیر از حفظ منافع اقلیت نجیب زاده و صاحب ثروت در مقابل مردم گردنکش و سرگردان نخواهد داشت. هنوز سؤالی هست؟

**********************

 

پی نوشت: سایت بی بی سی از دیروز مطلبی در رابطه با پاسخ مشائی به انتظامی را در صفحۀ اول و درست همانجائی قرار داده است که قبلا نامۀ منسوب به انتظامی را قرار داده بود. تصور نمیکنم که کاربدستان این سایت وزین و فخیمه در واکنش به یادداشت ما در سایت امید دست به این اقدام زده باشند. احتمالا آش به اندازه ای شور بود که صدای همکاران جوان تازه از جنبشِ سبز درآمدۀ بی بی سی را هم درآوره باشد. طرفه این که مطلب در 24 مه در این سایت درج شد اما تاریخ 22 مه بر آن قرار گرفته است تا وانمود شود که واکنشی به موقع بوده است. در 22 مه یادداشت قبلی ما در همین رابطه منتشر شده بود و هنوز همان نامۀ قبلی منسوب به انتظامی در این سایت و در این نقطه درج بود. حتی یک روز بعد، یعنی 23 مه نیز همان مطلب در آنجا بود.

در مطلب جدید نویسندگان بی بی سی به نامه مشائی پرداخته و ابهاماتی را نیز به میان می کشند. جهت این ابهامات اما همان جهتی است که نامۀ منسوب به انتظامی را قابل باور تر کند. نه احتمال جعلی بودن اظهارات منسوب به انتظامی مورد اشاره قرار می گیرد، نه احتمال این که انتظامی حرفش را عوض کرده باشد و نه حتی عکسی که هنگام ورود به سالن وزارت کشور انتظامی و مشائی و احمدی نژاد را در کنار یکدیگر نشان می دهد درج شده است. عکسی که آشکارا نادرست بودن مطالب نامۀ منسوب به انتظامی را روشن می کند.

ژست ژورنالیسم بیطرف و القاء غیر مستقیم و پوشیده پیام، فقط نشان می دهد که ژورنالیست در بی شرافتی اش حقیقتا پایدار است. حرف ما همان است که بود: شرف قوادان بیش از این ژورنالیستها است.

 

بهمن شفیق

5 خرداد 92

26 مه 2013

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com