گزارشی از پشت صحنه‌ی المپیک 2012 لندن

این روزها شمار چشمگیری از مردم جهان به "بازی‌های المپیک 2012 لندن" (1) که بیست و هفتم ژوئیه (برابر با هفتم مرداد 1391) آغاز می‌شود، چشم دوخته اند. بر اساس برنامه‌ریزی‌های انجام شده پیش‌بینی می‌شود بازی‌های امسال را جمعیتی بیش از آن یک میلیارد نفری (15 درصد جمعیت جهان) که افتتاحیه‌ی "بازی‌های المپیک 2008 پکن" (2) را به صورت زنده دیدند تماشا کنند. درآمدِ فروشِ کالاهایی که در المپیک امسال عرصه می‌شود، نزدیک به یک میلیارد پوند برآورد شده است. این بازی‌ها عرصه‌ی چنان تجارت پرسودی برای اکنون و آینده‌ی شرکت‌های جهانگیرِ است که آدیداس (3) برای این که در ردیف حامیان برگزارکننده‌ی بازی‌های المپیک قرار گیرد، یک قلم یکصد میلیون پوند پرداخت کرده است تا به طرز مورد نظرش بر آوازه‌ی نام تجاری‌اش بیفزاید؛ واین در حالی است که شرایط پررنج ِ کار ِ کارگرانی که المپیک را تحقق می‌بخشند از دیده‌ها پنهان است و نادیده گرفته می‌شود. کارگر یک کارخانه تولید کفش با مارک "آدیداس" برای "بازی‌های المپیک 2012 لندن" در فیلیپین، که ده سال است با حداقل دستمزد کار می‌کند به پژوهشگرانی که داده‌های یافته‌های پژوهش آنها موضوع این گزارش است، گفته است:

"وادارمان می‌کنند اضافه‌کاری کنیم. مگربا همین اضافه‌کاری یک پولی به دست‌مان برسد، وگرنه با حقوق ناچیزی که به ما می‌دهند نمی‌توانیم زندگی کنیم. خودِ من با حقوقم نمی‌توانم اجاره‌ی اتاق کوچکی را که اینجا در آن زندگی می‌کنم بپردازم؛ حتی نمی‌توانم مایحتاج روزانه‌ی زندگی ام را تهیه کنم، چه رسد به اینکه بخواهم  برای خانواده‌ام پول بفرستم؛ یا چیزی برای روز مبادا برایم بماند."

 

پس ِ پشت جذابیت‌های المپیک و جاذبه‌ی بازی‌ها، به زنان و مردانِ کارگری که لباس‌ها و کفش‌های ورزشی با مارک‌های مشهورفروشگاه‌های خیابان‌های بالای شهرهای جهان، مثل آدیداس و "نکست" (4) را برای عرضه و فروش در جریان برگزاری المپیک تولید می‌کنند، لباس‌های ورزشکاران شرکت‌کننده و لباس‌های رسمی‌ برگزارکنندگان و شگون‌نما‌ها (سمبل‌های خوش‌یُمنی)ی (5) المپیک و سایر اقلام مورد نیاز برگزاری المپیک را فراهم می‌سازند؛ یا کارهای ساختمانی محل برگزاری مسابقات و تاسیسات مربوط را انجام می‌دهند حقوقی پائین تر از خط فقر تعیین شده به وسیله‌ی سازمان ملل و کمتر از حداقل مورد نیاز تامین مایحتاج اولیه‌ی زندگی آنها پرداخت می‌شود. آنها ناگزیرند ساعات طولانی با مزد اندک و اغلب در محیط‌های کاری ناسالم و مخاطره آمیز، بدون برخورداری از حقوق کار و حداقل امنیت شغلی کار کنند. برخی از کارگران این کارخانه‌ها ناچار بوده اند برخلاف مقررات قوانین کار در مورد داوطلبانه بودن انجام اضافه کار، در شیفت‌های 24 ساعته و تا 100 ساعت در هفته کار کنند. کارگرانی هم که اضافه‌کاری مورد انتظارِکارفرمایان را نپذیرند با عواقب نگران‌کننده‌ای روبه‌رو می‌شوند. کارگران صنایع پوشاک در اندونزی که برای المپیک امسال لباس‌های ورزشی تولید می‌کنند گفته‌اند در این صورت آن‌ها را در اتاق‌هایی بدون تهویه و آب و غذا تا رسیدن به تعداد تولید پیش‌بینی شده محبوس می‌کنند. ساعات کار ِ کارگران فیلیپینی در روزهای عادی ده ساعت است، و مجموع ساعات کار آن‌ها در هفته اغلب از 60 ساعت بیشتر می‌شود، به‌خصوص وقتی که حجم سفارشات المپیک بالاست. آن‌ها گزارش کرده اند در روزهای تعطیل هم مجبورند کار کنند تا شرکت‌ها به برنامه‌ی تولید پیش‌بینی شده شان برسند و کالاها را در موعد مقرر آماده‌ی تحویل سازند. کارگران سریلانکایی اظهار داشته‌اند اگر تن به انجام اضافه‌کاری ندهند سرپرستان‌شان آنها را به فحش می‌کشند و با فشار هر چه بیشتر آن‌ها را وادار می‌کنند تا رسیدن به میزان تولید پیش‌بینی‌شده‌ی کارفرما به کار ادامه دهند و تهدید می‌شوند اگر از شرایط سخت ِ کارشان شکایت کنند، به‌سرعت اخراج می‌شوند.آنها گفته‌اند البته فشار برای قبول اضافه‌کار کردن زمانی آغاز می‌شود که پیش از آن هر گونه فشار برای تولید هر چه بیشتر در طول ساعات عادی کار بر کارگران وارد آمده است. کارگران گفته‌اند این مدیران‌اند که تعیین می‌کنند چه روزهایی تعطیل است و ساعات کار را به نحوی تنظیم می‌کنند که در عین حال از پرداخت اضافه‌کاری در ماه‌های پرکار پیشگیری کنند.

برخی شرکت‌ها کارگران را فقط برای دوره‌هایی که حجم سفارشات در آن دوره‌ها بالاست استخدام می‌کنند و پس از آن به کار آنها خاتمه می‌دهند، تا مگربعد‌ها که سفارش عمده ای گرفتند آنها را دوباره به‌کار گیرند. کارفرمایان با استفاده از قراردادهای کوتاه‌مدت از مسئولیت‌های قانونی در مورد مزایای کارگران در زمنیه‌ی مرخصی و حقوق دوره‌ی بارداری، زایمان و نگهداری از فرزند و بیمه‌های درمانی و حقوق بازنشستگی می‌گریزند و آن‌ها را از استفاده از مرخصی استعلاجی و مرخصی استحقاقی محروم می‌سازند. در اندونزی تعداد زیادی از کارگران در چنین شرایطی کار می‌کنند. بین 25 تا 30 درصد کارگران مصاحبه‌شده در فیلیپین گفته‌اند آنها را در چارچوب قراردادهای کوتاه‌مدت، به عنوان کارآموز که دوره‌ی آموزشی را می‌گذرانند به کار گرفته‌اند و از امنیت شغلی برخوردار نیستند. دو شرکت در چین که شگون‌نما و اقلامی از این قبیل را تولید می‌کنند در هیچ شرایطی قرارداد دائمی استخدامی با کار گران نمی‌بندند و در مواردی حتی کپی قراردادهای موقت با کارگران را در اختیار آنها نمی‌گذارند تا آنها را در شرایطی قرار دهند که وقتی حقوق قانونی شان نادیده گرفته می‌شود دستشان به جایی بند نباشد. در ایالت "گاندونگ" (6) چین اغلب کارگران تحت پوشش تامین اجتماعی قرار ندارند. تاسیسات کارخانه‌ی "گوانگزو" (7) ی چین در دو مکان جداگانه به فاصله‌ی 200 کیلومتر از هم قرار دارد که هر دوی این تاسسیات در قرارداد کار با کارگران به عنوان محل کار آنها تعیین می‌شود؛ بدین ترتیب کارفرما می‌تواند در هر زمان با انتقال کارگران از یک محل به محل دیگر آنها را به استعفا وادار کند. پنجاه درصد کارگران فیلیپینی گفته‌اند مخارج روزانه شان را از طریق قرض گرفتن از موسساتی که سر ماه باید چک حقوق شان را با کسر مبلغ قابل توجهی به آنها واگذار کنند تامین می‌کنند. سه چهارم کارگران مصاحبه شده‌ی فیلیپینی گفته‌اند حقوق ماهانه شان برای تامین مایحتاج اولیه روزانه‌شان کافی نیست. کارگران سریلانکایی گفته‌اند حقوق آنها 22 تا 25 درصد 357 دلار (امریکا) به عنوان حداقل هزینه‌ی زندگی در ماه است.

 

تبعیض جنسیتی و اذیت و آزار جنسی هم در کارخانه‌های متعلق به زنجیره‌ی‌های تامین کالاهای المپیک امری عادی است. از زنان برای کارکردن در دو کارخانه در سریلانکا که برای نایک (8) وآدیداس کفش تولید می‌کنند در مرحله‌ی مصاحبه آزمایش بازداری به‌عمل می‌آورند و اگر معلوم شود باردارند استخدام شان نمی‌کنند. زنان کارگر در بنگلادش با پژوهشگران در میان گذاشته اند که تهدید می‌شوند وقتی که مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌گیرند با کسی صحبت نکنند. برخی از آنها گفته‌اند از آنان خواسته شده در محل کارشان عریان شوند.

 

پژوهشگران دریافته‌اند کارگران ده کارخانه‌ی تولیدکننده‌ی نیازهای برگزاری و بازی‌های المپیک تابستان سال 2012 لندن در چین، فیلیپین، و سریلانکا از اینکه اتحادیه کارگری تشکیل دهند منع شده‌اند. در گوانگزو توزیع اعلامیه و تبادل اطلاعات و گفتگوی کارگران با یکدیگر در مورد انتظار بهبود شرایط کار به اخراج بی‌درنگ گارگران شرکت کننده در این گفتگوها می‌انجامد. بدین ترتیب آنها نمی‌توانند قدمی‌در راه احقاق حقوق از دست رفته‌ی خویش بردارند و درآمد مناسب حداقلی را مطالبه کنند و به نابرابری‌ها اعتراض کنند. به طور کلی حقوق آنها در هر زمینه‌ای که به وسیله‌ی کارفرما‌های وابسته به شرکت‌های فراملیتی نقض شود کسی نیست که حرفشان را بشنود. نتیجه این‌که حقوق ماهانه‌ی کارگران سریلانکایی که برای برندهایی مانند آدیداس، نایک و اسپیدو اند اَن تیلر (9) کار می‌کنند نزدیک به 35 پوند در ماه است؛ یعنی یک چهارم حداقلِ موردنیاز برای تامین مایحتاج مصرفی روزانه زندگی یک نفر. در همین شرایط در سال 2011هفت میلیون پوند پاداش به مدیرعامل نایک پرداخت شده است.

این داده‌ها برخی ازیافته‌های پژوهشی است که "کمپین بازی‌های منصفانه 2012" (10) با پشتیبانی "فدراسیون بین المللی اتحادیه‌های کارگری" (11)، "فدراسیون بین‌المللی کارگران صنایع پارچه، پوشاک و چرم" (12)، "کارگران صنایع بین‌المللی ساختمان و چوب" (13) و "کمپین پوشاک سالم" (14) با بازدید از ده کارخانه در چین، فیلیپین و سری‌لانکا که هشت کارخانه در میان آنها برای المپیک تابستان امسال لباس‌های ورزشی تولید می‌کنند به انجام رسانده است و داده‌هایی در مورد برخی از دیگر کشورها از جمله؛ اندونزی و بنگلادش.

موضوع پژوهش یاد شده این است که آیا حقوق کارگرانِ تولید کننده‌ی نیازهای المپیک 2012 لندن در چارچوب اصول بنیادی حقوق بشر و استانداردهای بین المللی کار مورد احترام قرار می‌گیرد؟ به این منظور پژوهشگران از اکتبر تا دسامبر سال 2011 با 175 نفر از کارگرانِ ده کارخانه که در مجموع 32750 نفر کارگر داشتند مصاحبه انجام دادند. هشت کارخانه از این میان برای المپیک 2012 لندن کالا تولید می‌کردند؛ از جمله برای مارک (برند)‌های جهانگیرِ "آدیداس"، "نیوبَلِنس" (15) "نورث فیس" (16)، کلمبیا اسپورتور کمپانی (17)، "نکست"، "نایک" و "اسپیدو اند اَن تیلر". پژوهشگران همچنین با مدیران، سوپروایزرها، مقامات مسئول در امورکارگری، کارگزاران مناطق آزاد تجاری، و حسب مورد با آگاها ن مسائل کارگری نیز مصاحبه کرده‌اند. مصاحبه‌ها به وسیله‌ی دستیارانِ پژوهش ِ عضو جمعیت مبارزه با سوءرفتار شرکت‌ها (18) در چین، شورای فیلیپینی فدراسیون کارگران صنایع چرم، پوشاک و پارچه (19)، و اتحادیه‌ی کارکنان خدمات عمومی‌ مناطق آزاد تجاری در سریلانکا (20) و با همکاری دانشجویان دانشگاه‌ها در این کشورها انجام گرفته است.

ادعای "کمیته‌ی بین المللی المپیک" (آ او سی) (21) به عنوان سازمان پشتیبانی کننده جامعه‌ی المپیک آن است که نقش این سازمان ترغیب و حمایت از ارتقای اخلاق در ورزش است و مدعی است حد نگه داشتن حرمت و شرافت انسانی از اولویت‌های کانونی این سازمان است. اصل نخست مرامنامه‌ی این سازمان مقرر می‌دارد: "آرمان المپیک، ترویج زندگی بر پایه اصول بنیادی جهانی اخلاق است". از همین رو کمپین بازی‌های منصفانه از سال 2003 ازکمیته‌ی بین المللی المپیک خواسته است تا قدم‌های مشخصی در زمینه‌ی احترام به حقوق انسانی کارگرانی که کالاهای مورد نیاز بازی‌های المپیک را تولید می‌کنند بردارد. در پیشنهاد قبول میزبانی لندن برای بازی‌های المپیک تابستان سال 2012 نیز، تعهد به مراقبت از ارزش‌های اخلاقی در جریان برگزاری المپیک و بازی‌ها به‌روشنی پیش‌بینی شده است."کمیته‌ی ساماندهی بازی‌های المپیک و پاراالمپیک لندن" (22) نیزدر پیوند با انتظارات کمپین‌ بازی‌های منصفانه تاکنون قدم‌هایی در راستای در نظر گرفتن مسئولیت‌های پیش‌گفته در مورد حقوق کارگران برداشته است؛ از جمله به‌کار گرفتن استانداردهای بین‌المللی کار را در موافقت‌نامه‌ها و قرارداد‌ها با تامین کنندگان و پیمانکاران گنجانده و ترتیباتی را برای شکایت و گزارش کارگران زنجیره‌های تامین نیازهای المپیک در صورت نادیده گرفتن حقوق‌شان را پیش بینی کرده است. در همین راستا موافقت نامه‌یی بین کمیته‌ی ساماندهی بازی‌های المپیک و پاراالمپیک لندن با کمپین بازهای‌های منصفانه 2012 در مورد حمایت از حقوق کارگران ذی‌ربط در چین و انگلستان به امضا رسیده است. در این زمینه شرکت‌های تامین کننده‌ی نیازهای المپیک از هر قبیل می‌بایست قراردادها و مناسباتشان را با کارگران بر اساس استانداردهای کار که مقرر می‌دارد باید به کارگران حقوقی دست‌کم در حد امرار معاش پرداخت شود، با تمامی کارگران رفتاری برابر پیش گرفته شود و حقوق آنها در مورد تشکیل اتحادیه مورد احترام قرار گیرد، منعقد نمایند. با این اوصاف همچنان که پیش از این گفته شد، یافته‌های پژوهشِ موصوف و سایر داده‌ها از دیگر کشورها بیانگر وجود تجاوز گسترده به حقوق کارگران است. مستندات گزارشِ "به بازی گرفتن حقوق کارگران" (23) نیزگواه ِ وجود شرایط کاملاً استثماری در حداقل دو کارخانه‌ی تامین کننده‌ی نیازهای المپیک 2012 لندن است.

 

محمد شلیله

 

پی‌نوشت‌ها

1  London 2012 Olympic Games

2 Beijing 2008 Olympic Games

3    Adidas

4    Next

5    Olympic mascot

شگون‌نما‌ها صورت ِ مجسم یا مصورِ شخصیت‌های نمادینِ به طور معمول از میان حیوانات بومی یا انسانی است که نماد میراث باستانی محلی است که بازی‌های المپیک و پاراالمپیک در آن برگزار می‌شود. برای مثال شگون نمای المپیک زمستانی 1988 کلگری ِ کانادا دو خرس قطبی در کنار هم بود.

6    Guangdong

7     Guangzhou

8     Nike

9    Speedo and Ann Taylor

10    2012 Play Fair Campaign

این کمپین شعبه‌ی کمپین جهانی آن با هدف تاثیر نهادن بر سازمان دهندگان بازی‌های لندن و شرکت‌های دارنده‌ی مارک ( برند )‌های مشهور است.

11    International Trade Union Confederation

12    International Textile, Garment and Leather Workers’ Federation

13     Building and Wood worker’s International

14    Clean Clothes Campaign

15     New Balance

16    North Face

17    Colombia Sportswear Company

18    Students & Scholars Against Corporate Misbehaviour (SACOM)

19  Philippines Council of the International Textile, Garment and Leather Workers’ Federation ( ITGLWF)

20   Free Trade Zones and General Services Employees Union (FTZ&GSEU) in Sri Lanka

21   International Olympic Committee (IOC)

22    London Organising Committee of the Olympic and Paraolympic (LOCOG)

23   Toying with Workers’ Rights

 

* این گزارش بر اساس اطلاعاتی که اتحادیه‌ها و فدراسیون‌ها و کمپین‌های بین المللی و محلی کارگری در پیوند با پیگیری حقوق کارگران در برگزاری بازی‌های المپیک 2012 لندن منتشر کرده اند فراهم آمده است.

 

منبع: انسان شناسی و فرهنگ

http://anthropology.ir/node/14180

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com