khiaban-roberoyeh-daneshgah-tehran-hamleh-hezbolah-dar-engelab-farhangi-1359

 

تصویر بالا: حمله اوباشان حزب الله و بسیجی به دانشجویان دانشگاه تهران در جریان «انقلاب فرهنگی» رژیم در سال 1359 زمانی  که دانشجویان در داخل دانشگاه تهران مقاومت می کردند.

 

جمهوری اسلامی در سال 1359، دو سال پس ازقیام مردم تصفیه دانشگاهها از دانشجویان و استادان مبارز و کمونیست را  با یک حمله  وحشیانه شروع کرد. در این حمله وحشیانه بیش از 37 نفر بدست نیروهای رژیم در شهرهای مختلف  کشته شدند. جمهوری اسلامی تنها با براه انداختن حمام خون و بستن دانشگاهها برای 2 سال و سپس تصفیه آن از نیروهای کمونیست و مبارز توانست دانشگاهها را برای مدتی به گورستانی تبدیل کند که در آن اوباشان انجمن اسلامی ، تحکیم وحدت وبسیج یکه تازی می کردند.  تعداد دانشجویان در سال 1359 بنا به آمار رژیم 174217 نفر بود که در سال 1361 تعداد آنان 117148 اعلام شد. با توجه به پذیرش دانشجویان جدید در سال 1361 تعداد کسانیکه از دانشگاهها اخراج شدند بیش از 57069 نفری است که تفاوت ایندو آمار نشان میدهد. تعداد استادان و هیات علمی دانشگاهها که در سال 1359 بیش از 16877 نفر بود به 8000 نفر درسال 1361 کاهش یافت که نشان دهنده تصفیه بیش از 50 درصد کادر علمی دانشگاهها می باشد.

 

نقشه حمله رژیم به دانشگاهها پس از سخنرانی خمینی در فروردین 1359 انجام گرفت که خواهان تصفیه دانشگاهها از اساتید وابسته به شرق و غرب  و تحکیم آن با حوزه گردید تا دانشگاه محیط سالمی برای تدریس علوم عالی اسلامی شود.سخنرانی خمینی عکس العملی بود به شکست انجمن های اسلامی در انتخابات دانشگاهها که کمتر از ده در صد آرا را آورده بودند و بنی صدر بعد از برکناری خود در روزنامه اش به آن اشاره می کند که موضوع شکست نیروهای اسلامی در انتخابات دانشگاهها در شورای انقلاب نیز مطرح میشود. حملات با سخنرانی رفسنجانی در دانشگاه تبریز در 26 فروردین آغاز گردیدند. بدنبال این سخنرانی، دانشجویان در بخش پرسش و پاسخ به افشای وی پرداختند و  بدنبال آن رفسنجانی نیزدر آنجا تهدید به تصفیه دانشگاهها نمود که با هو کردن دانشجویان مجبوربه فرار شد. بدنبال آن حدود 250 تا 300 دانشجوی حزب اللهی در ساختمان مرکزی دانشگاه  تبریز دست به تحصن زدند. دکتر فاروقی رییس وقت دانشگاه تبریز این اشغالگران را مورد انتقاد قرار داده و گفت که سرنوشت 12000 دانشجو را تابع احساسات چند صد نفر نخواهد کرد. در 30 فروردین همان سال شورای انقلاب اسلامی با صدور اطلاعیه ای فرمان حمله به دانشگاهها را این چنین صادر کرد: ستادهای عملیاتی گروههای گوناگون، دفترهای فعالیت و نظایر اینها که در دانشگاهها و موسسات عالی مستقر شده اند چناچه ظرف سه روز از صبح شنبه تا پایان روز دوشنبه اول اردیبهشت برچیده نشوند شورای انقلاب مصمم است که همه باهم یعنی رییس جمهور( بنی صدر) و اعضای شورا مردم را فرا خوانده و همراه با مردم در دانشگاهها حاضر شوند و این کانونهای اختلاف را برچینند. ( به نقل از اعلامیه شورای انقلاب). در روز 28 فروردین دانشگاه علم و صنعت در تهران به وسیله انجمن اسلامی تعطیل و پاسداران دانشگاه را محاصره کردند. دانشجویان دانشگاه صنعتی نیز مورد حمله قرارگرفته و پس از مقاومت تصمیم گرفتند به همراه سایر دانشجویان  دردانشگاه تهران به مقاومت خود ادامه دهند. دانشجویان در زیر حملات حزب الله و نیروهای سپاه که با سنگ و گاز اشک آور حمله می نمودند ساعت 11.5 بعد از ظهر دوشنبه اول اردیبهشت مجبور به ترک دانشگاه شدند. ترک دانشگاه زمانی صورت گرفت که رادیو با پخش اعلامیه های شورای انقلاب تهدید می کرد که روز سه  شنبه با مردم به دانشگاه میروند. بنی صدر در راس حزب الله روز سه شنبه دوم اردیبهشت وارد دانشگاه شد و اعلام کرد: اینها این گروههای چپ نما در دو روز گذ شته ابتکار عملیات قهرآمیز را دست گرفتند. چرا ؟ بهانه این بوده که دولت می خواهد دانشگاه را تعطیل کند. غافل از اینکه خودشان دانشگاهها را تعطیل کرده اند. اکنون در دانشگاه درس و بحثی در کار نیست و عملا به مرکز فعالیتهای تخریبی و صدور این فعالیتها تبدیل شده است. بدین قرار همانطوری که تعطیل دانشگاهها دلیل نداشت، ایجاد برخوردهای خونین از سوی چپ نمایان نیز دلیل نداشت ( انقلاب اسلامی نشریه بنی صدر سوم اردیبهشت 1359). بدین ترتیب بنی صدر دانشجویان مقاوم چپ را  همردیف و حتی عامل درگیری ها معرفی نمود. همزمان در تهران، نیروهای حزب الله و سپاه و کمیته و در راس انها دانشجویان انجمن اسلامی در شهرهای مختلف به دانشگاهها حمله کرده و با سرکوب دانشجویان به بستن دانشگاهها دست زدند. بنا بگزارش صدای جمهوری اسلامی 130 نفر در حمله به دانشگاههای تهران زخمی شدند. بنا بگزارش شاهدان حداقل 3 نفر کشته شدند که نام 2 نفر از آنها محسن رفعتی و فریدون آشوری می باشد.

 

در رشت، حزب الله و در راس انها هادی غفاری و امامی کاشانی با همکاری انصاری استاندار و کریمی دادستان شهر روز سوم اردیبهشت به دانشگاه حمله کرده وبا کشتن 12 نفر و زخمی و دستگیر نمودن بسیاری دیگردانشگاه را به تصرف خود در آوردند. اسامی  کشته شدگان دراین حملات ازاین قرارند: منیره موسی پور، امان الله ایمانی، جهانی ، محمد شادمان، خسرو بنیاد، اصغر مجابرآبادی، علی صفر زاده(طرقی) – محصل، اصغر بیک آبادی – کارمند، پیروز برانداخت، جواد گرگری، اصغر گنجی و احمد گنجه ای. همچنین فرامرز حمید که از دستگیر شدگان بود در تابستان در شهر رشت در یک محاکمه به تیرباران محکوم شده و تیرباران میشود.

 

در شیراز بنا بگزارش کیهان بیش از 491 نفر مجروح شدند. بنا به گزارش شاهدان عینی میزان مجروحان به 1000 نفر میرسید و حداقل 3 نفر کشته شدند. نسرین رستمی یکی از کشته شده ها می باشد.

 

در دانشگاه جندی شاپور اهواز به تعداد زیادی از دانشجویان دختر تجاوز میشود و تا یک هفته مردم جنازه روی آب رودخانه اهواز می دیده اند. اسامی 12 نفر از کشته شدگان اهواز به قرار زیرند: غلام سعیدی، فرزانه رضوان، جبراییل هاشمی ، حمید درخشان، طاهره حیاتی ( دانش آموز 14 ساله که درمقابل دانشکده علوم باقمه کشته شد)، فرهنگ انصاری، محمود لرستانی (کارگر شرکت نفت)، سعید مکوند، محمد عزیز پور، مهناز معتمدی، مهدی علوی شوشتری و احسان الله آبفشانی. روز پنجشنبه چهارم اردیبهشت خانواده های دانشجویان زندانی به همراه دانشجویان درجلو تالار شهرداری اهواز جمع میشوند که با تیراندازی پاسدارا ن مواجه شده و 3 نفر کشته و 26 نفر زخمی میشوند. روز 12 اردیبهشت احمد موذن فارغ اتحصیل دانشگاه اهواز به همراه مسعود دانیالی دیپلمه بیکار، دکتر نریمیسا پزشک درمانگاه حصیرآباد اهواز، مسعود ربیعی دانشجوی فوق لیسانس علوم تربیتی، غلام حسین صالحی دانشجوی علوم کامپیوتر، اسداله خرمی دانشجوی دانشکده علوم تربیتی  به جرم شرکت در درکیریها در یک محاکمه چند ساعته محکوم شده و تیرباران می شوند. دو نفراول از دانشجویان و دانش آموزان هوادار پیکار بودند و دکتر نریمیسا با پیشگام بود که به جرم مداوای دانشجویان زخمی به جوخه های تیرباران سپرده شد. بر طبق گزارشات، بیشترین جنایات را رژیم در دانشگاه اهواز مرتکب شد.

 

در زاهدان، روز دوم اردیبهشت به دانشسرای عالی حمله می شود و یکی از دانشجویان پیشگام بنام صادق نظیری کشته و عده زیادی مجروح می شوند. در مشهد و اصفهان و تبریز نیز با حمله به دانشگاهها و مجروح کردن  و دستگیری دانشجویان ، رژیم موفق به تسخیر دانشگاهها می شود. اسامی 2 نفر از کشته شدگان در مشهد بقرار زیرند: شکرالله مشکین فام و محسن رفعتی.

 

بسیاری از اصلاح طلبان فعلی رژیم از جمله ابراهیم نبوی، محسن کدیور، دکتر معین، مهاجرانی، علوی تبار و مجید محمدی( ازاعضای انجمن اسلامی دانشگاه شیراز) و عباس عبدی و محسن میردامادی ( از اعضای انجمن  اسلامی دانشگاه پلی تکنیک) و همچنین احمدی نژاد رییس جمهور فعلی ( عضو انجمن اسلامی علم و صنعت) فعالانه دراین جنایات حزب الله شرکت داشتند. شاهدی عینی نقل می کند که خود  عباس عبدی را دیده که حزب اللهی ها را بداخل دانشگاه می آورده است و حتی به او پرخاش میکند.

 

به فرمان خمینی در 22 خرداد 1359 ستاد انقلاب فرهنگی دانشگاهها تشکیل شد. در فرمان خمینی آمده  بود:  بر این اساس به حضرات آقایان محترم محمد جواد با هنر، مهدی ربانی املشی، حسن حبیبی، عبدالکریم سروش، شمس آل احمد، جلال الدین فارسی، علی شریعتمداری مسولیت داده میشود تا ستادی تشکیل دهند وازافراد صاحب نظر متعهد و مومن به جمهوری اسلامی دعوت نمایند تا شورایی تشکیل دهند و برنامه ریزی رشته های مختلف و خط مشی فرهنگی آینده دانشگاهها بر اساس فرهنگ اسلامی و انتخاب اساتید شایسته و متعهد و آگاه ودیگر امور مربوط به انقلاب آموزشی اسلامی اقدام نمایند. بدیهی است بر اساس مطالب فوق دبیرستانها و دیگر مراکز آموزشی که در رژیم سابق با آموزش و پرورش انحرافی و استعماری اداره می شد، تحت رسیدگی دقیق قرار گیرد.( به نقل از فرمان خمینی برای تصفیه دانشگاهها در 22 خرداد 1359).

 

درجریان حمله رژیم به دانشگاهها، سازمان جوانان ودانشجویان دموکرات وابسته به حزب توده که با رژیم همکاری میکرد با انتشار اعلامیه ای «گروههای چپ نما» را متهم کرد که » از تعمیق انقلاب ضد امپریالیستی وخلقی به رهبری امام خمینی به وحشت افتاده اند و برای به آشوب کشیدن محیطهای دانشگاهی و نهایتا خدمت به امپریالیسم و ضد انقلاب تلاش میکنند.»  دانشجویان انجمن مسلمانان وابسته به سازمان مجاهدین با وجود انتشارطرح حمله به دانشگاهها درقبل از حمله با توجه با قول همکاری که به بنی صدر داده بودند، در 30 فروردین دانشگاهها را تخلیه کردند. دانشجویان پیشگام که هنوز در حزب توده و امام خمینی ذوب نشده بودند تا دوشنبه اول اردیبهشت با دانشجویان مبارز ودانشجویان طرفدارسازمان پیکار در کمیته ای بر علیه این حملات شرکت کرده و نیروی بزرگ تشکیل دهنده مقاومت بودند. اما رهبری این جریان بدون مشورت با کمیته مشترک و بدون حتی خبر دادن به نیروهای خود، ازبالا با جمهوری اسلامی به توافق رسیده و دوشنبه شب به نیروهای خود دستور تخلیه دانشگاهها را میدهد. دانشجویان مبارز و دانشجویان طرفدار پیکار اخرین نیروهایی هستند که پس از بررسی اینکه نیروی کمی هستند صبح سه شنبه و قبل از حمله نیروهای حزب الله به رهبری بنی صدر دانشگاه تهران را تخلیه می کنند. این یکی از دلایلی است که اکثر نیروهای وابسته به حزب توده، اکثریت و حتی مجاهدین سعی در برجسته کردن نقش روز 16 آذر بعنوان روز دانشجو دارند زیرا در جریان حمله رژیم به دانشگاه یا به  تایید آن پرداختند و یا موضعی سازشکارانه اتخاذ نمودند. این چنین شد که 16 آذریعنی روزی که دانشجویان در برابر رژیم شاه مقاومت کردند و 3 کشته دادند هرسال برجسته میشود ولی از مقاومت دهها هزار دانشجو و کشته شدن نزدیک به 37 نفراز آنان در زمان جمهوری اسلامی کمتر سخنی گفته میشود. بسیاری از» اصلاح گران رژیم» و از جمله دانشجویان تحکیم وحدت و انجمن اسلامی که در این کشتارها دست داشتند و تا مدتها بر جو دانشگاهها مسلط بودند، در برجسته کردن روز 16 آذر برای به فراموشی سپردن اول اردیبهشت با کمک نیروهای اپوزیسیون طرفدار رژیم نقش اساسی داشته اند.

 

 

tazahorateh-sazman-daneshjoyan-peykar-dar-mogabel-daneshgah-tehran-31-farvardin-1360-avalin-salgardeh-engelab-farhangi

 

تصویر بالا: تظاهرات سازمان پیکار در مقابل دانشگاه تهران در اولین سالگرد کشتار اول اردیبهشت 59. شعار روی پلاکارد: ننگ و نفرت بر حزب جمهوری(اسلامی) و لیبرالها ( بنی صدر) عاملین کشتار اول اردیبهشت 59. سازمان دانشجویان و دانش آموزان پیکار (کلمات داخل پرانتز از نویسنده است). همانطور که عکس بالا نشان میدهد هردو طرف خیابان جلو دانشگاه با حضور بیش از 1500 نفر از تظاهرکنندگان بسته شده است. تظاهرکنندگان در حال حرکت به سمت میدان انقلاب می باشند. این تظاهرات درسال 1360 بدون اعلام علنی سازمان داده شده بود، به همین دلیل نیروهای رژیم غافلگیر شده و نتوانستند جلو شکل گرفتن آنرا بگیرند.

 

tazahorateh-sazman-daneshjoyan-peykar-dar-mogabel-daneshgah-tehran-31-farvardin-1360-avalin-salgardeh-engelab-farhangi-pasas-partabeh-naranjak-beh-mianeh-jamiat1

 

 

تصویر بالا: ادامه تظاهرات در اعتراض به کشتار دانشجویان در اولین سالگرد کشتار دانشجویان در جلو دانشگاه چند دقیقه بعد از پرتاب نارنجک به میان تظاهرکنندگان می باشد. یکی از تظاهرکنندگان دستان خونین خود را به مردم نشان می دهد تا جنایت رژیم را افشا نماید. ادامه این تظاهرات درمقابل بیمارستان هزار تختخوابی که بیشتر مجروحین را به آنجا منتقل کرده بودند تا دو روز ادامه داشت تا توانستند بسیاری از مجروحین را از دست پاسداران فراری بدهند.

 

در سی فروردین سال 1360، تظاهراتی از جانب دانشجویان و دانش آموزان طرفدار سازمان  پیکار درجلو دانشگاه تهران به مناسبت  اولین سالگرد انقلاب فرهنگی رژیم و در اعتراض به بستن دانشگاهها انجام گرفت که نیروهای حزب الله از درون دانشگاه و از پشت نرده های دانشگاه  نارنجکی ساچمه ای را به میان تظاهرکنندگان پرتاب کردند. 2 نفر به اسامی آذر مهر علیان دانش آموز سال سوم نظری دبیرستان عاصمی و ایرج ترابی کارگر 18 ساله کشته و بیش از 70 نفر مجروح گردیدند که حداقل یک نفر فلج شد. مژگان رضوانیان دانش آموز 16 ساله ای که دراین حملات مجروح شده بود، پس از 20 روز کشته شد و شمار کشته شدگان به 3 نفر رسید.

 

روزنامه جمهوری اسلامی با وقاحت تمام اعلام کرد که یکی از دانشجویان قصد پرتاب سه راهی داشته که با درگیری با نیروهای حزب الله این سه راهی در میان تظاهرکنندگان منفجر میشود. مصاحبه با مجروح شدگان و همچنین اطلاعات منتشر شده توسط سازمان پیکار روشن میسازد که یک نارنجک ضد نفرساخته کارخانجات اسلحه سازی رژیم که تحت کنترل سپاه بود به میان تظاهرکنندگان پرتاب شده است نه یک سه راهی. حزب توده با وقاحت همیشگی از همین هم فراتر رفت و درروزنامه «مردم» ارگان حزب نوشت که»ضد انقلابیون ، ساواکی ها، رنجبریها، پیکاریها، … از عصر یکشنبه در مقابل دانشگاه تهران اجتماع کردند(به نقل از مردم ارگان حزب توده). سازمان اکثریت که دیگر در حزب توده ذوب شده بود و از رژیم دفاع میکرد نوشت» عصر روز دوشنبه ساعت 4 بعد از ظهر 31 فروردین 1360، نارنجکی توسط یک ماشین در حال عبورازخیابان انقلاب به میان مردمی که درحال عبور بودند، پرتاب شد. براثر ترکش نارنجک ، بیش از 15 تن ازعابرین به سختی مجروح شدند.  در این هنگام گروهک پیکاروشرکا دست به یک راهپیمایی در خیابان انقلاب زدند… پس ازانفجار، عناصر ضد انقلاب با استفاده از وضع پریشان و درهم پریده ای که پدید آمده بود، انواع و اقسام شایعه های ضد انقلابی – لیبرالی را در میان مردم می پراکندند. کاملا روشن است که این حرکت مشخصا توسط ستون پنجم آمریکا صورت گرفته است… این اقدام جنایتکارانه به ویژه زمانی اتفاق می افتد که دولت جمهوری اسلامی مشی خود را درقبال آزادیهای سیاسی تغییر داده و پذیرش این آزادیها را در چارچوب قانون اساسی اعلام داشته است.» لازم به ذکر است که من خود شاهد بودم که تظاهرکنندگان در حال حرکت به سمت میدان انقلاب بودند که حزب اللهی ها که در داخل دانشگاه بودند به میان جمعیت نارنجک پرتاب کردند و شاهد کشته شدن آذرمهرعلیا بودم که در جلو من به زمین افتاده بود.  به این ترتیب روشن میشود که چرا ارکستر هماهنگی از پاسدار ولترها که خود را اصلاح طلب مینامند، سازمان اکثریت، حزب توده و انواع سازمانهای «جمهوریخواه» و «دمکرات»، که ازاین سازمانهای مادر جدا شده اند و همگی در آن زمان در عشق به خمینی و جمهوری اسلامی ذوب شده بودند، سعی دارند با برجسته کردن روز 16 آذر، بحث و حرکت در بزرگداشت مقاومت دانشجویان را در اول اردیبهشت به فراموشی بسپارند.

 

روز اول اردیبهشت روز مقاومت دانشجویان در برابر رژیم و بستن دانشگاهها، روز دانشجو در رژیم جمهوری اسلامی می باشد. دانشجویان چپ و رادیکال با گرامیداشت این روز به عنوان روز دانشجو در رژیم جمهوری اسلامی باید یه مقاومت در برابر توطئه سکوت در مورد این مقاومت تاریخی دانشجویان چپ و انقلابی بپردازند.

 

ارژنگ سپاسی اول اردیبهشت 1388

 

این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com