۲- دلایل شکست ها و پیروزی های جنبش دانشجوئی آزادیخواه و برابری طلب را چه می دانید؟ و فکر میکنید این جنبش چرا سرکوب شد ؟

 

فکر نمیکنم به تنهائی قادر به توضیح دلایل شکست این جنبش باشم . این مسئله به بحثی گسترده تر میان فعالین دخیل در این جنبش نیاز دارد . اما ذکر چند نکته ضروری است . بنظر من هیچ شکلی از پراتیک سیاسی چپ گرایانه (چه مخفی و چه علنی) از تیغ سرکوب رژیم در امان نمی ماند ، اینکه انتظار داشته باشیم جمهوری اسلامی ، دیکتاتوری نظامی هار و آنتی کمونیست ، فرجه را برای یک جنبش سیاسی وسیع چپ باز بگذارد توهم است ( نکته ای که همه آن را میدانند ولی نمیدانم چرا در برخورد به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب فراموش میکنند ) . فاکتور سرکوب عمده ترین دلیل ناکامی جنبش چپ ایران در دهه هشتاد است . اما باید قبول کرد کاستی هائی هم وجود داشت که سرکوب را اثرگذارتر کرد - مانند سبک کار بعضا اشتباه سیاسی بویژه در ایجاد هسته های حزبی و نیز آکسیونیسم و آوانتوریسم و ندیدن توازن قوای عینی موجود در جامعه و همچنین انجام برخی اقدامات واقعا ماجراجویانه - که انجام شان در قد و قامت فعالین علنی دانشجوئی نبود . سرکوب داب (دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب) اما درسهای زیادی داشت برای آموختن . چیزی که فکر میکنم حتما باید از جانب فعالین آن جمعبندی و برای کاربست در دوره جدید در خاطره جنبش چپ باقی بماند . درست است که فعالیت در چهارچوب قدیمی و با همان نام اکنون غیر ممکن است ، ولی سرکوب و خطای سبک کاری به معنای شکست خط سیاسی این جریان نیست ؛ نباید فراموش کرد که داب ، متشکل از فعالین دانشجوئی تماما جوان ، توانست پس از دو دهه دوباره سوسیالیسم را در عرصه سیاسی مطرح کند ؛ و در دوره های سیاه اختناق پرچم آزادی و برابری و دفاع از حقوق کارگران و زنان را افراشته نگاه دارد . این دستاورد کمی نبوده و نیست . در واقع لزوم و مبرمیت خط سیاسی و آرمانی که داب از آن دفاع میکرد در شرایط کنونی کاملا احساس میشود .

 

۳- فکر می کنید در فضای کنونی دانشگاههای ایران ، نقش دانشجویان چپ و کلا چپ رادیکال در تغییر فضای دانشگاه و جامعه چه میتواند باشد ؟

 

متاسفانه بویژه پس از خرداد ۸۸ و وقایع پس از انتخابات برعکس چیزی که تصور میشود ، شاهد عقبگرد در فضای دانشگاه بوده ایم . سال ۸۳ خاتمی در دانشگاه تهران هو شد ولی سال ۸۸ در همان دانشگاه از وی استقبال شد . جنبش دانشجوئی در حالیکه می بایست سعی میکرد به رادیکالیزه کردن و دادن یک افق روشن به اعتراضات جاری در جامعه بپردازد ، دنباله رو خیابان شد . بدون حضور چپ ، دانشگاه قادر به ایفای این نقش نیست . بارها گفته ایم که در شرایط خفقان سیاسی ، دانشگاه به عرصه عرضه صریح تر نظرات جنبشهای سیاسی بدل میشود . دانشجویان چپ بویژه در دوره جاری باید تلاش کنند تا از هر شکاف و هر فضائی برای بیان نظرتشان در دانشگاه بهره ببرند . کاری که علی الخصوص برای چپها در شرایط فعلی دانشگاههای ایران از سال ۸۷ به بعد اصلا ساده نیست . امروز ، انتشار یک نشریه علنی چپ حتی با زبانی ملایم به توقیف و حتی بازداشت دست اندرکاران آن منجر میشود . تنها نکته مثبت وجود تجربه و سنت چپ رادیکال در دانشگاه است ، امری که احیای دوباره آن در دانشگاه از جانب فعالین جدید را تسهیل میکند . البته تا ابد چنین شانسی وجود ندارد ، حافظه تاریخی جامعه آنچنان بلند مدت نیست .

 

۴- فضای کنونی جامعه ی ایران را چگونه می بینید؟ از نظر شما چپ در این فضا در چه جایگاهی ایستاده است؟

 

اکنون جنبشی تمام خلقی و گسترده در ایران در جریان است . نظرات گوناگونی هم درباره تحلیل خصلت آن و نقش چپ در آن ابراز شده است . اما بطور کلی وضعیت چپ و کمونیسم در ایران مناسب و بسامان نیست . حیاتی ترین وظیفه چپ این است که صف مستقل و خودآگاه خود را در برابر جنبشهای اجتماعی و افقهای بورژوائی سازمان بدهد . بویژه با توجه به هژمونی جنبش سبز ( که جنبشی وسیع متشکل از جناحهای سیاسی مختلف بورژوازی لیبرال است ) بر اعتراضات اخیر این مسئله اهمیت بیشتری دارد . جناحهای مختلف اپوزیسیون بورژوائی ایران متشکل در جنبش سبز ، که فعلا بدلیل توازن قوا اصلاح طلبان درون حکومتی در این بین دست بالا را دارند ، توانستند با بهره گیری از فرصت حضور علنی - بخشی از آنها قسمتی از رژیم اند- ، توان رسانه ای بالا و حمایت دولتهای غربی ، افق خود را بر جامعه تحمیل کنند و جنبش خود را در جایگاه مستحکم تری قرار دهند . و چپ خود را در مقابل آنها میبیند و باید ببیند . در اینجا منظورم از چپ ، البته چپی است که آگاهانه کمونیست است و برای تحقق سوسیالیسم و حکومت کارگری مبارزه میکند . در شرایط فعلی ، چپ کارهای زیادی برای به انجام رساندن دارد . باید نیروهای قابلی را بسازد که قادر به تاثیرگذاری در محیطهای زیست اجتماعی و کاری باشند . باید سعی کند تا در درون طبقه کارگر لزوم داشتن یک موضع طبقاتی مستقل را جا بیندازد . البته تقریبا بسیاری از نیروهای چپ واقف به این امور هستند . نکته اصلی یافتن راهکارهای عملی و عینی برای متحقق کردن آنهاست . بویژه فعالین چپ داخل کشور باید حول این مسائل عمیقا فکر کنند و کار کنند . بدون حضور قدرتمند چپ ، تحولات آتی به احتمال زیاد به چیزی جز نوعی سرمایه داری بازار آزادی هار به همراه ادغام کامل ایران در نظام سرمایه داری جهانی راه نمیبرد . سرمایه داری ای که در شرایط بحران عمیق کنونی قطعا هیچ آوانسی به طبقه کارگر و آزادیخواهان نمیدهد.

 

۵- جنبش کارگری چه نقشی در تحولات اجتماعی و سیاسی ایران به عهده گرفته است؟ جایگاه آن در این ساختار چگونه است؟

 

بنظر من بهتر است این سوال را مطرح کنیم که نقش طبقه کارگر در تحولات سیاسی و اجتماعی ایران چه باید باشد و چه جایگاهی را باید بدست آورد . بخشی از پاسخ این سوال را قبلا مطرح کردم . امروز حیاتی ترین و مهمترین مسئله برای طبقه کارگر تشکل و خط سیاسی مستقل است . مستقل به معنای استقلال از خطوط سیاسی غیر کارگری موجود در جامعه . دنباله روی کارگران از خطوط طبقاتی دیگر در شرایط کنونی فاجعه به بار می آورد . و اگر نظر من را بخواهید میگویم طبقه کارگر بدون یک خط سیاسی روشن سوسیالیستی قادر به ایفای نقش خود در تحولات آتی ایران نیست . سوسیالیسم و کمونیسم تنها خطی در درون طبقه کارگر است که میتواند به بهترین وجهی خواسته ها و منافع وی را نمایندگی کند و آلترناتیو رهائی بخش این طبقه که چیزی جز رهائی تمام عیار انسان نمیتواند باشد را به پیروزی رساند . امکان متشکل کردن کارگران در سطح گسترده و با یک خط سیاسی روشن سوسیالیستی ، با وجود تهدید مشت آهنین رژیم و عدم وجود یک سنت قدرتمند تشکل یابی در طبقه کارگر ایران شاید دشوار بنظر برسد . اما کارگران و تمامی آزادیخواهان سوسیالیست چاره ای ندارند . باید راهکارهای عینی و ملموس راهگشای این مهم را جلوی پای طبقه کارگر بگذارند . باید صبورانه به سمت تحقق این راهکارها قدم بردارند . راه دیگری نیست . بدون وجود صف متشکل و مستقل کارگران ، آزادی و برابری و رهائی محلی از اعراب نخواهند داشت .

 

۶- بصورت مشخص تر درباره ی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اصفهان توضیح دهید، قبل و بعد از مقطع ۱۳ آذر چه فعالیت هایی داشتند؟

 

داب اصفهان از سال ۸۴ با انتشار نشریه راه خاکی فعالیت خودش را شروع کرد و بعد از آن با انتشار نشریات مختلف و برگزاری تجمع های اعتراضی بمناسبت روز دانشجو و روز جهانی زن در سالهای ۸۵ و ۸۶ و نیز سازماندهی اعتراض و اعتصاب غذا در واکنش به تنگتر کردن حلقه اختناق در دانشگاه و صدور احکام سنگین انضباطی مبارزه خود را ادامه داد . پس از ضربه و سرکوب زمستان ۸۷ طبعا ادامه کاری این جریان در دانشگاه دشوار شد ولی فعالین داب اصفهان سعی کردند به طرق مختلف فعالیت خود را ادامه دهند و همین یکی از دلایلی است که نیروهای امنیتی را همیشه روی مسئله فعالین چپ و داب اصفهان حساس نگه داشته است . در اینجا نمیتوانم بطور دقیق به فعالیتهای فعالین آزادیخواه و برابری طلب اصفهان در دو سال گذشته اشاره کنم چون بسیاری از آنها مثل بهمن خدادادی ، ارسلان صادقی ، مازیار معصومی و ... زیر حکم و تهدید جدی هستند و نیز حسین سرشومی ، دانشجوی زمین شناسی و فعال چپ دانشگاه اصفهان ، هم اکنون کماکان در بند اطلاعات (الف طاء) زندان مرکزی اصفهان در بازداشت بسر میبرد . اما اشاره به این نکته ضروری است که فعالان آزادیخواه و برابری طلب اصفهان در دوره اخیر همیشه سعی کردند در حد توان خود و با استفاده از امکانات موجود امر مبارزه سوسیالیستی برای رهائی را به پیش ببرند .

 

۷- دلایل موج اخیر سرکوب فعالان کارگری و دانشجوئی چپ اصفهان در اردیبهشت و خرداد امسال را چه میدانید ؟

 

سرکوب اخیر دو دلیل عمده داشت . اول بدلیل اعلام تشکیل شورای موقت کارگران ذوب آهن اصفهان و شروع فعالیت آن ، نیروهای امنیتی که بشدت از هر حرکتی به سوی متشکل کردن کارگران بویژه در بخشهای تولیدی کلیدی واهمه دارند سریعا در صدد سرکوب آن برآمدند . شورای موقت کارگران ذوب آهن اصفهان که در دی ماه ۱۳۸۸ اعلام وجود کرد با وجود تمامی کاستی هایش گامی ارزشمند به سوی تشکل یابی سوسیالیستی طبقه کارگر بود و در طول حیات متاسفانه کوتاه مدتش توانست نقش زیادی در ایجاد آگاهی و نیز حمایت از مبارزات و اعتصابات کارگران بخشهای مختلف صنایع فولاد اصفهان بازی کند . متاسفانه فعالین این تشکل کارگری مانند مجتبی شریفی و علی هاشمی و... در اردیبهشت ماه ۸۹ توسط وزارت اطلاعات دستگیر شدند و سرکوب بی مهابای رژیم ، به مانند مورد سندیکای شرکت واحد و یا نیشکر هفت تپه ، این تلاش ارزشمند کارگری را عقیم گذاشت . دوم اینکه ارگانهای اطلاعاتی رژیم بشدت از نفوذ سوسیالیسم و بوی‍ژه افق سوسیالیستی رادیکالی که داب مدافع آن بود میترسیدند . به همین دلیل با مشاهده شائبه ای از گسترش این افق در بین فعالان کارگری ، تنها به بازداشت آنها اکتفا نکردند ، بلکه موج دیگری از سرکوب و دستگیری فعالین آزادیخواه و برابری طلب را در استان اصفهان به راه انداختند تا از این طریق دوباره ضرب شستی به این فعالان نشان دهند و بزعم خودشان از تجدید سازمان و فعالیت های این جریان جلوگیری کنند .

 

http://www.eshterak.info/m/2010/10/post-40.html

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com