سایت تدارک را بخوانید و به رفقای خود معرفی کنید. مباحث تدارک کمونیستی را با رفقای کارگر خود در میان بگذارید. برای "تدارک" مطلب، گزارش و نقد هایتان را بفرستید. "تدارک" را تقویت کنید. این تنها صدائی نیست که در حوزۀ فارسی زبان از کمونیسم طبقاتی کارگران سخن می گوید، اما تنها جریانی است که سخن گفتن از کمونیسم طبقاتی کارگران را به دکوراسیون تزئینی در کنار لق لقه های سانتی مانتال خرده بورژوای خودشیفته بدل نکرده است
به عراق، لیبی و سوریه حمله کردند زیرا رهبران این کشورها عروسک خیمه شب بازی غرب نبودند. ترازنامۀ حقوق بشر مربوط به صدام یا قذافی ربطی به موضوع نداشت. آنان فرمانبرداری نکردند و می خواستند کنترل کشورشان را حفظ کنند. همین سرنوشت گریبان اسلوبودان میلوسویچ را گرفت زیرا با اشغال صربستان و پیوستن آن به اقتصاد بازار مخالفت کرد. به همین علت مردم او را بمباران کردند و خودش را نیز در لاهه به محاکمه کشیدند. با چنین استقلالی نمی توان مدارا داشت.
شما، دبیرکلِ معلمانِ ایران هستید؟! که با قبری عکس می گیرید که از سلسله ای به جای مانده که در آن سلسله، حداقل، دانش و سواد، انحصاریِ نجیب زاده گان بوده است؟ از ثروت های مادی دیگر صحبتی نکنیم، اما نکند که شما نیز از آن قِسم آدم ها هستید که فکر می کنند تختِ جمشید و سنگ های غول پیکرش را رُبات ها ساخته اند و نه برده گان! یا مثلا کوروش و داریوش و فلان سلطان با برده گان چای می خورده اند و تخته نرد بازی می کرده اند؟! و به خواستگاریِ یکدیگر می رفته اند؟! بگویید، شما کی هستید؟!
در جریان کمپین انتخاباتی 2016 [آمریکا] رسانه های متعلق به الیت مسلط روایتی را تحمیل کرده اند که در آن هر کسی می تواند روسیه را به هر چیز تخیلی متهم کند. متهم کردن روسیه به عملیات هک و دخالت در انتخابات عمدتا فاقد محتوایند اما اطرافیان بلند پایه کلینتون از قبیل رئیس سابق سیا مایک مورل و دیوید پترائوس به طور خستگی ناپذیری آن چیزی را اشاعه می دهند که تئودور پوستول پروفسور بازنشسته میت از آن به عنوان "تشدید جدی و ناموجه دیگری از لفاظی های خالی اما به شدت خطرناک از سوی آمریکا بر علیه روسیه" نام می برد. آنهائی که با این روایت خوانائی ندارند اغلب به طور غیر منصفانه ای به عنوان حامیان ترامپ برچسب زده می شوند. امری که به خفه کردن مباحثه منجر می شود.
تمرکزگرائی، گلوبالیزاسیون، سازمان ملل، ناتو، صندوق بین المللی پول، همۀ این "اصول" و سازمانها شاهد محو نفوذ و حمایت [اجتماعی] شان خواهند بود، آن هم به سرعت. حقیقتا تمام شده است. بدهی کار را تمام کرده است. یا بیشتر، مأموریت محکوم به شکست ما در پنهان کردن سقوطمان پشت پرده ای از بدهی های هر چه بیشتر.
اکنون مسکو در صدد تثبیت موقعیت خویش به عنوان یک ابر قدرت از جمله از طریق "قرار گرفتن در کنار آمریکا به عنوان شریک در چتر حمایتی یک روند دیپلماتیک در سوریه ظاهر می شود تا به جنگ خاتمه دهد". ترنین معتقد است که اگر روسیه موفق شود در آنجا اهداف سیاسی خود را متحقق کند، "آنگاه می تواند یاد بگیرد که چگونه قدرت نظامی اش را در سرتاسر جهان به طور مؤثری به کار بگیرد" و در هر موردی از موضعی برابر با آمریکا در مقابل آن ظاهر شود. اما اگر موفق به دستیابی به اهدافش نشود و یا در نتیجۀ این دخالتگری متحمل خسارات سنگین اقتصادی گردد، آنگاه عملیات نظامی کنونی اش فراتر از مرزهای اتحاد شوروی سابق موردی استثنائی باقی خواهد ماند 
دست شما درد نکند ما گدای حقمان شده ایم. ایا از حال وروزمان خبر دارید؟ حداقل اگر به اخبار ایلنا هم التفاتی داشته باشید می دانستید که در هفت تپه هر ماه برای نقد کردن حقوق باید اعتصاب کرد. کلی اعصاب وروان آدمی خط خطی میشود تا حقوقی پرداخت گردد. تازه این مسئله فقط منحصر به هفت تپه نیست متاسفانه در دیگر جاها هم اوضاع بدین منوال است و شاید هم بدتر.
 پورنونگاریِ جناب آقای آهنگر در بخشِ"هنروادبیاتِ" سایت امید درج شده است. پرسش اینست؛؟ این چگونه هنروادبیاتی است؛که قلبِ کمونیست ها را نشانه رفته است؟ بدون تردید،احزاب،سازمان ها و گروه های چپ،قابلِ نقد و بررسی اند.اما اینکه کسی ازراه برسد و به چشمِکُلِ چپ خاک به پاشد،هیچ معنایی جز فاصله گرفتن ازاخلاق،مسئولیت و تعهد ندارد.
سایت امید در مدت حدود دو هفتۀ اخیر به علت مشکلات فنی به روز نشد و ما قادر به درج مطلب در سایت نبودیم. تلاش ما برای برطرف کردن این مشکلات تنها بخشا موفق بوده است. نسخۀ کنونی سایت حاوی اشکالات دیگری است که تلاش خواهیم کرد به مرور زمان این اشکالات را نیز برطرف کنیم.   
به این ترتیب اوباما اجازه داد که سوریه در آتش بسوزد. او اجازه داد که ایران و حزب الله سوریه را به مستعمره خود بدل کنند و اجازه داد که پوتین دریای مدیترانه را به دریاچۀ روسیه تغییر دهد. 
جنگجوی داعش المحمد الکردی با نام مستعار ابوذهیب در استانبول زندگی و بصورت بازرگان کار میکند. او تاکنون بار ها از مرز ترکیه به سوریه،  جائیکه او به راحتی می تواند حرکت و رفت آمد کند، عبور کرده است. او در عملیات سپرفرات از ناحیه گردن زخمی شده است و بعد از آن جدیدا به خانه اش در استانبول برگشته است. المحمد الکردی جنگجوی داعش اطلاعات حیرت آمری را با روزنامه بیرگون درمیان گذاشته است.
 آمریکائی ها از اپوزیسیون حمایت می کنند، اما نه مستقیم. آنها از کشورهائی حمایت می کنند که ما را مورد حمایت قرار می دهند. اما ما با این میزان از حمایت هنوز راضی نیستیم. آنها باید با سلاحهای مدرن از ما حمایت کنند. ما به یمن موشکهای تاو در نبردهائی پیروز شدیم. به کمک این موشکها ما توانستیم به توازنی در مقابل رژیم دست بیابیم. تانکها را ما از لیبی از طریق ترکیه دریافت کردیم. 
در میان کشورهائی که در یک کسری مزمن در تجارت با آلمان قرار دارند از جمله می توان از فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و یونان نام برد. تنها در فاصلۀ سالهای 2010 تا 2015 از ایتالیا و اسپانیا حدود 60 میلیارد یورو به سمت آلمان سرازیر شد. یونان غرق شده در بحران در همین دوره هر چه باشد 19 میلیارد یورو خالص به آلمان واریز کرد. در فاصلۀ بین 2010 تا 2015 از فرانسه مبلغ 210 میلیارد یورو خالص به شرکتهای آلمانی سرازیر شد. مبالغ عظیمی که تأثیر فقدان آنها در هر 4 کشور مشهود است.
مطلب دیگری که بهمن شفیق به طرزی «بغایت نادرست» به من نسبت می دهد و اهمیت اش به مراتب بیشتر از مورد اول است و باعث شده است که من این مقاله را بنویسم، این است که بنا به ادعای بهمن شفیق فراهانی علت اشتباهات مرتضوی را اشتباهاتی می داند که گویا انگلس در ویرایش جلد دوم سرمایه مرتکب شده است. بهمن شفیق می گوید مطالعۀ مقالۀ فراهانی فرحبخش است (که نظر لطف ایشان است) اما این فرح و نشاط «با ملاحظه ای بغایت نادرست از سوی فراهانی تیره می…
  بنا بر این بر خلاف چیزی که سیف خدایاری القا می کند، حزب حکمتیست نیز مانند سایر نیروهای چپ در حمایت از روژآوا و پید و یپگ هیچ تبصره و مرزی نداشت. در هیچ کدام از انتشارات حکمتیست ها به جز حمایت بی چون و چرا و پنهان کردن نقش حمایتی ناتو از روژاوا دیده نمی شود. اما چرا ناگهان پید "ماهیت ارتجاعی " پیدامی کند؟! این فقط مربوط به انتشار همان مصاحبه صالح مسلم توسط تدارک کمونیستی و جریانات بعد از آن است که آقای سیف خدایاری مجبور به موضعگیری می شود.
اگرچه تکیه جریان "احمدی نژاد" بر گفتمان عدالتخواهی در شکستن نخوت طبقه متوسط  و اسطوره های او مؤثر است ... اما خود جنبشی یک دست نیست. این جریان می تواند به جنبشی تبدیل شود که با پتانسیل عظیم و انفجاری خود گرایشاتی را در درون خود حمل کند که با توجه به اختلافات درون دولت و طبقه حاکم و شرایط بغرنج منطقه قابل مهار نباشند. تجربه ی تاریخی و حتی تحولات جاری در کشورهای مختلف نشان می دهد که این سطح از بسیج توده ای توسط جناحی از سرمایه داری در لحظات بحرانی می تواند به نتایج غیر قابل پیش…
چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که معاون رئیس جمهور آن در سفر به ترکیه در فرودگاه آنکارا مورد استقبال معاون شهردار آنکارا قرار گرفت.
فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در سمت کارگران "مشروعیت" تنها از تلاش و مبارزه آنان برای متشکل شدن در تامین نان و رهایی است، دیوار کمونارها در گورستان پرلاشز پرچم "مشروعیت " تشکل های کارگری است.
گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست. در این جا معنای این اظهار تاسف را می فهمیم. پافشاری بیشتر راه کارگر بر سیاست تقویت و همسویی با نیروهای دموکراسی لیبرال در عرصه بین المللی.
صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا بتوان شانسی برای فریب کارگران داشت. در این مملکت هنوز حضرات باید کار "نرمالیزاسیون" را به فرجام برسانند و هنوز این خطر هست که با چسبیدن برچسب "نوکر سرمایه دار" بر پیشانی حضرات رادیکال چپ پروندۀ انان نزد بخشهای وسیعی از کارگران بسته شود
اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی به مراتب جلوتر از اکثر جنبش های کارگری و طبقاتی پیشین قرار دارند.
کودتای نافرجام ترکیه لحظۀ معین دیگری از بروز برخی تضادهای پایه ای سرمایه داری معاصر را به نمایش گذاشت که در هیأت جدال بین فراکسیونهای مختلف بورژوازی ترکیه آشکار گردیدند. جدال بین نیروهای متخاصم در ترکیه بر همان بستر عمومی شکافی قرار می گیرد که در سطح جهانی در بورژوازی کشورهای مختلف نمایان می گردد.
وقتی موضوع بر سر دفاع از "جهان آزاد" در مقابل رقبای جهانی باشد، می توان نه تنها النصره، بلکه حتی داعش را نیز تحمل کرد و نقش آن را ناچیز جلوه داد. همچنان که می شد بر علیه شوروی مجاهدین افغان را ساخت و به یاری چپ نیز امیدوار بود که بر علیه "سوسیال امپریالیسم روسیه" در کنار همان مجاهدین قرار بگیرد. این وجه مشترک چپ و راست جهان آزاد است. از وال استریت ژورنال دست راستی تا ستون چپ سرمایه در هیأت سندرزها و واروفاکیس ها و شالگونی ها و تقوائی ها و شرکا.
 کارگران قرار نیست متشکل شوند، قرار نیست مبارزه کنند، قرار نیست آگاهی کسب کنند. کافی است عظیم‌زاده را به عنوان رهبر بلامنازع خود بپذیرند و در شرایط مورد نیاز او به میدان بیایند. نوع پراتیک عظیم‌زاده پاسخی است که بخش قلیل باقی مانده‌ی بوژوازی به اصطلاح رادیکال پروغرب ایران برای خود تمرین و مشق می‌کند. کافی است عظیم‌زاده شناخته شود تا در شرایط مناسب، کارگران با ساقط کردن جمهوری اسلامی وضعیت باز هم بدتری را برای خود به وجود آورند. عظیم‌زاده و دیگر نهادهای شبیه آن در پی اصلاح انتقاداتی…
اگر در گذشته بعضی از افراد برای مبارزه با شکاف عظیم طبقاتی ... جذب گروههای چپ و مارکسیست میشدند بطوریکه جوانان عدالت طلب و برابری خواه در سرتاسر جهان ، با الهام از مبارزانی مانند لنین ،لوکزامبورک، فیدل و چه گوارا، مبارزه در جهت رهایی از دست عمال سرمایه را به پیش میبردند، متاسفانه با تضعیف جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر در جهان ، که توسط سرمایه داری صورت گرفت افرادی که بدنبال عدالت و برابری بودند ... بسمت این گروههای جهادی غلتیدند 
مطالب منتشر شده توسط اتحادیه نمایانگر رویکردی بسیار خطرناک در یک جنبش اجتماعی هستد. امیدواریم پیش از سایر فعالین اجتماعی، خود اعضای اتحادیه آزاد به عمق خطرناک این شیوه ها دقت کنند. رویکردی خطرناک که درست است که اکنون جایگاهی جدی ندارد اما میتواند نطفه ای مخرب و مسموم برای آینده ی جنبش مان باشد
سرمایه گذاری های استراتژیک جمهوری خلق چین در اروپای جنوبی ادعاهای هژمونی طلبانه آلمان را در آن منطقه به زیر سؤال می برند. در ابتدای این هفته نخست وزیر یونان آلکسیس سیپراس در پکن درباره مقاصد نوین اقتصادی چین در یونان گفتگو کرد. هسته اصلی این اهداف در بندر پیریوس نزدیک آتن است که دو سوم آن به یک کنسرن بزرگ چینی واگذار خواهد شد. پکن آن بندر را برای پایانه دریایی "جاده ابریشم جدید" خواهد ساخت. یک پروژه زیربنایی میلیاردی که چین را به لحاظ اقتصادی به طور تنگاتنگی به اروپا پیوند خواهد زد
داعیه دفاع از حقوق کارگران و خواست تحقق مطالبات کارگری از طریق اقدامات فردی ، نظیر اعتصاب غذا ، پدیده نامیمونی در امر مبارزات طبقاتی کارگران است. آنهم در شرایطی که نتیجه آن از قبل قابل پیش بینی بود. از طرف دیگر، اینگونه اقدامات فردی با نتایج مشخص، بهمراه جنجالها و تبلیغات وسیع رسانه ای ، موجب تحلیل رفتن و تحت الشعاع قرار گرفتن مبارزات واقعی کارگران میشود
در دوره ای که برلین به طور آشکار و قویا برای استقلال از ایالات متحده تلاش می کند ، نوسان تازه کوچکی به سمت شرق دیده می شود. با این وجود تاریخ نشان خواهد داد که همکاری با مسکو معمولا فقط برای بازسازی موقعیت خود صورت می گیرد و همیشه با برداشتن گام های جدیدی از توسعه به سمت شرق پایان یافته است.
پروسه اعتصاب غذایی که با تبلیغات گسترده بشارت یک ناجی برای طبقه کارگر می دهد.کسی که عیسی وار برای رفاه وآسایش دیگران سخیتهای فراوانی بر خویش تحمیل می کند و شب و روز هم  از طرف مدیای چپ گرفته تا راست مانند بی بی سی وصدای امریکا و رادیو فردا ودیگران  برین طبل می نوازند. حال که به نتیجه نگاه می کنیم، ایا موجب سر خوردگی ویاس طبقه کارگر نمی شود؟ ایا کارگران آنرا شکستی دیگر در زندگانی خویش تعریف نمی کنند؟
خروج از این بن بست بوسیله اعتصاب غذا راهی است که جعفر عظیم زاده برگزیده است. مطرح کردن یک خواست عمومی " رفع اتهام امنیتی از فعالیت های صنفی" بوسیله مباره انفرادی صرف نظر از امکان پذیر بودنش، گامی در جهت ارتقاء و پیشرفت مبارزه کارگران نخواهد بود. عظیم زاده با مبارزه فردی، خود را در بن بستی گرفتار کرده که هر راه خروجی از آن نتیجه مضری برای مبارات عمومی کارگران خواهد داشت
از زمانی که بورژوازی  به این پی برد که بی اعتنائی به کار مارکس دیگر امکانپذیر نیست، لشگر انبوهی از نظریه پردازان این طبقه ظاهر شدند که هر یک به نوعی به تفسیر و روایت از این یا آن گوشۀ کار مارکس دست زدند تا مسخ شده ترین تبیینها از کار مارکس را به تلقی حاکم بدل نموده و در خدمت تحکیم سلطۀ طبقاتی خویش به کار گیرند. کار عظیم مارکس و انگلس تبدیل به سنگر مستحکمی برای پرولتاریا شده بود که نابود کردن آن از بیرون دیگر امکانپذیر نبود. لازم بود که حتما به درون آن نفوذ کرد و آن را از درون به تباهی کشاند
صفحه1 از16

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

JSN Glass template designed by JoomlaShine.com