ای‌کاش اسانلو مثل امیرحسین جهانشاهی به‌یکی از خرده‌پااندازان سرمایه تبدیل نشود که خودرا همانند تفاله‌ی باقی‌مانده‌ای از موسولینی تزئین می‌کند. ای‌کاش اسانلو با همان نگاه سندیکالیستی‌اش در کنار کارگران می‌ماند و توسط کثافت‌هائی مثل جهانشاهی شکار نمی‌شد. این ضربه را باید با ده‌ها ضربه‌ متقابل جبران کرد. در مقابل مرگ طبقاتی و کارگری اسانلو که ما به‌وجودش افتخار می‌کردیم، باید چنان ضرباتی به‌بورژوازی و کارگزارانش وارد آورد تا کم‌تر جرأت کنند برای فعالینی که زیر فشار زندان و تهدید رژیم خرد می‌شوند، دام بچینند تا بازهم همان سیستم را روی پای این رژیم یا روی پای دیگری مثل آن برپا نگهدارند.
جنبشِ کارگری «دهه‌ی نود»، بر اساسِ زمینه‌ی مادّیِ اجتماع و مرحله‌ی مبارزه‌ی طبقاتی و روند فعلی‌اش، خودویژگی‌های خود را دارد که آن را از چگونگیِ «دهه‌ی هشتادی‌اش» جدا می‌کند و بر طبقِ همین منطق، باقی رهبران کارگری نیز اگر که می‌خواهند به چنین سرنوشتِ رسوایی دچار نشوند که یک شبه همه چیزشان به تلنگری بر باد رود، باید که به انطباق خود با مرحله‌ی فعلیِ جنبش و ضرورت‌هایش همّت گمارند.
هفته ها و ماههای آینده دورانی از سنگین ترین تلاطمهای سیاسی در ایران خواهند بود. نظام جمهوری اسلامی یک بار دیگر در مقابل پرسش بنیادین موقعیت خویش در برابر جامعه و جهان معاصر قرار گرفته است. در این دوران تلاطم همه چیز امکانپذیر است. از در هم شکستن بنیانهای نظام تا چیرگی ارتجاعی سنگین، از تحولی در ساختار نظام تا گشایش چشم اندازهای عمل رهائیبخش. این آخری به طبقه کارگر سوسیالیست گره خورده است
بشر زمانی تاریخ واقعی خود را خواهد نوشت که از طبقات اثری نباشد. این فقط شامل تاریخ نمی شود. ادبیات را نیز در برمیگیرد. تا آن زمان، مهر طبقات بر ادبیات نیز حک خواهد شد. کسی که این را منکر می شود، به دفاع از طبقۀ حاکم و ادبیات مسلط آن برخاسته است. هنر و ادبیات غیر طبقاتی، اسم رمز دفاع از فرهنگ طبقۀ حاکم است.
جبرِ قابلِ شناخت، یعنی آزادیِ راستین، یعنی آزادی‌ای که عینیت می‌یابد. نادیده انگاشتنِ این جبر، دست یافتن به آن آزادی‌ست که جُز در ذهنیتِ آدمی واقعیت پیدا نمی‌کند.
پیام خالد مشعل به محمود عباس مبنی بر حمایت از طرح ارتقاء موقعیت دولت فلسطین در سازمان ملل دقیقاً برای شکستن این حلقۀ بسته بود. با این پیام حماس به طور دوفاکتو راه حل دو دولت را به رسمیت می شناخت که این خود متضمن به رسمیت شناختن دولت اسرائیل نیز بود.
تا زمانی‌که این سیستم به‌تعهدات خود در انجام اهداف اعلام شده ادامه می‌دهد و خدمات درمانی، آموزش رایگان و خدمات اجتماعی ارائه می‌شود؛ و از سوی دیگر، تا زمانی‌که رهبری از تبدیل شدن به‌نخبگان فاسدی ‌که به‌قیمت کار بقیه جامعه زندگی می‌کند‌، پرهیز کند؛ این ساختار در آینده با استحکام هرچه بیش‌تری پایدار خواهد بود و تداوم می‌یابد.
این سوسیالیسم «پیرو» چیزی به‌نام «ماتریالیسم دیالکتیکی» است که «چرایی ضرورت و مرزهای» خود این «ماتریالیسم دیالکتیکی» از «فلسفه پرولتاریا» و «ماتریالیسم دیالکتیکی» برگرفته شده است!؟ نتیجه این که چیزی از چیزی برگرفته شده است که چیز دیگری جز خودش نیست! این شیوه‌ی به‌اصطلاح استدلال و این خودبسندگی ساده‌لوحانه‌ی ذهنی یادآور ترجیع‌بندگونه‌ی دواری است‌که حروف‌چین‌های سابق در مقابل چرند گویی طرف مقابل خود، با آهنگی خنده‌آور زمزمه می‌کردند: دلبر جانان من برده دل و جان من، برده دل جان من دلبر جانان من، دلبر جانان من برده دل و جان من،...؛ والی غیرالنهایه!؟
صمد بهرنگی نویسنده‌ای تنها نبود. او صرفاً به اعتبار زیستن در زمانش نبود که در زمرۀ روشنفکران انقلابی و معترض به بیعدالتیهای اجتماعی قرار می گرفت. او در عین حال به طور مشخص به جمع ویژه ای نیز تعلق داشت. جمعی که درگیر در جدالی سیاسی – طبقاتی بود و از پیشروترین جمعهای چپ انقلابی سالهای پایانی دهۀ چهل و سالهای آغازین دهۀ پنجاه را تشکیل می داد. جمعی که تنها در هیأت صمد بر چپ ایران تأثیر نگذاشت، بلکه با امثال بهروز دهقانی و علیرضا نابدل نام آوران فرهیخته و پاک باختۀ دیگری را نیز در دل خود جا داده بود و دامنۀ تأثیرگذاری اش تنها به ادبیات کودکان محدود نمی شد.
"هم میهن گرامی!" "نیاخاک" ما روزی از دریای مشرق تا دریای مغرب ادامه داشته است. و نیاکان ما برای تادیب اسرای ملل پست مغلوب تازیانه هائی از چرم کرگدن میساخته اند. هم میهن گرامی! حالت چشمان و بینی تو نشان میدهد که صد در صد از نژاد پاک نیاکان هستی زیرا بینی تو عینا شبیه بینی بنیانگزار امپراتوری ماست. برخیز با ما همداستان شو تا ملل پستی را که خو، زبان، و فرهنگ پلید خود را بر "نیاخاک" ما تحمیل کردهاند و جلوی رشد نژاد پاک ما را گرفته اند، و مسئول تمام بدبختی های ما هستند، از صفحه روزگار پاک کنیم"
بدرود. من با ریسمان نازکی به‌زمین وصل شده‌ام که فردا بریده خواهد شد. این قطعی است، من آن را به‌وضوح می‌بینم. فدایی باید فدا شود. شریرها قوی‌ترند و من مغلوب ‌آن‌ها شده‌ام. حداقل این‌که مُردن با وجدانی پاک ـ‌همانند وجدان من‌ـ شیرین است؛ آه، تنها چیزی که ظالمانه است و جانسوز، اشک‌هایی است که در حسرت آغوش شما می‌ریزم، آه دوستان نازنین من! آه همه‌ی آن چیزهایی که برایم عزیزید!!! من اشک‌هایم را پاک می‌کنم؛ تجاوز به‌زندگی انجام شده است... بدرود، بدرود، ده میلیون‌بار بدرود...
امیدواریم نیازی به این نباشد که نیروهای حفاظت بین المللی، که در کشورهای متزلزل دور از شمال [کشورهای نیمکره جنوبی] مستقر هستند، تبدیل به یک گزینه برای یونان بشود
نظام کارمزدی، نظامی برده وار است که به تناسب افزایش نیروی کار اجتماعی و به رغم بهبود یا تنزل میزان پرداختی به کارگران، استثمار در آن تشدید می یابد. کسی که ظاهر مزد را با سرشت آن اشتباه می گیرد، مانند برده ای است که کماکان اسیر مفاهیم منسوخ است که پس از کشف رموز از برده داری به وسیله بردگان و آغاز شورش از سوی آنان ، در برنامه بردگان شورشی چنین بیفزاید: "برده داری باید نابود شود، چون تغذیه بردگان در این نظام نمی تواند بیش از حد معینی بهبود یابد." . از « نقد برنامه گوتا»
در آستانه بحران ارزی، هر نهاد نیم بند اقتصادی و هر گروه بندی ایدئولوژیک و باندی ای از دولت رسمی قدرتمندتر بود تا چه رسد به قوای دوگانه مقننه و قضائیه که اکنون دیگر رسما در حد قوۀ اجرائیه ای با نفوذ بیش از خود قوۀ مجریه ظاهر می شوند. حمایت تمام قد رهبر جمهوری اسلامی در اواخر ماه شهریور نیز تنها توانست فرجه ای کوتاه برای تنفس در اختیار دولت قرار دهد. فرجه ای که فقط پس از چند روز سکوت نسبی با موج نیرومندتری از تعرض به دولت ادامه یافت. دولتی که دیگر نه بر اتاق بازرگانی، نه بر بانک مرکزی، نه بر نیروی انتظامی، نه بر مؤسسات غول پیکر اقتصادی نهادهای نظامی و بنیادهای و نه بر رسانه های رسمی هیچگونه تسلطی ندارد.
آگاهی از اقدام به تهیه طوماری اعتراضی از امضای کارگران، نخستین مقوله ای را که در ذهن متبلور می کند، این است که؛ این ایده تبلیغاتی سعی دارد با کمترین بار امنیتی و سهل ترین شکل در قیاس با اقدامات پایه ای تر، حرکتی را در راستای اعتراض به وضع موجود سازمان دهد، اما آن چه در این میان نباید از نظر دور داشت این است که فرآیند مذکور به این سهولت نیست و فراهم آوردن این طومار اندیشه ای در پشت خود داشته و قطعاً از عقیده و خط فکری خاصی ناشی شده است.
حباب هایی که جایگاه تشکل ها و سازمان های واقعی طبقه کارگر را اشغال کرده اند، نه تنها تاکنون برای تشکل یابی طبقه کارگر قدمی بر نداشته اند، بلکه با القا ایدئولوژیک تئوری بحران آخر و سیاست انتظار و مقدمه چینی تبدیل به مانعی بر سر راه ایجاد تشکل های صنفی و محلی شده اند.
توده ای از امضاء ها که فاقد انضمامیت اراده طبقاتی اند در این شرایط همچون قدرتی عظیم آن هم در سطح رسانه ای جلوه می کنند. قدرت عظیم امضاء ها در ماهیت بتواره ی آنهاست چرا که قدرت خود را از جهان کارگران گرفته اند اما همچون نیرویی مستقل جلوه می کنند که می تواند در جهت مقاصد مختلفی مورد بهره برداری قرار گیرد. کارگران نمی توانند از قدرت طومار بهره ای ببرند اولا طومار مذکور بی بهره از قهر و خشم انقلابی ممکن است . ثانیا شرایط داخلی و جهانی و معضلاتی که دولت ایران هم اکنون با آن مواجه است قدرت این امر را خنثی می سازد. ثالثا نیروهای اپوزوسیون اعم از راست و چپ و سرنگونی خواه و سلطنت طلب منتظر چنین فرصتی برای بهره برداری تبلیغاتی هستند.
ایده طومار امضاهای فعلاً 20000 موردیِ اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران، به عنوان طرح یک بخش از این اتحادیه، در یک روند از درون آن زاده شده و همّ و غمِ این اتحادیه را در سال 1391 ترسیم نموده است. اهمیت پرداختن به این مسئله از آن‌جا ناشی می‌شود که پیش‌برد این طرح، به مثابه یک طرح باتلاقی، می‌تواند به برآمد نگرش‌ها و پراتیک‌هایی در جنبش کارگری ایران ختم شود که اولویت‌ها را نفی کرده و آن را به مسلخِ اپوزیسیون‌گراییِ بی‌مایه رهنمون گردد و سرنِمونی را در افق کارگران ایران قرار دهد که آنان را به سربازان پیاده‌ی پروژه‌های بورژوایی پرو غرب تبدیل نماید.
اگر براساس قوانین جزای عمومی در کشورهای به‌اصطلاح پیش‌رفته‌ی سرمایه‌داری برخورد پاسیو شاهدانِ یک جنایتِ معین و درحال وقوع، به‌دلیل عدم افشا و تلاش در ایجاد امکان ممانعت از آن جنایت، مجرم محسوب می‌شوند؛ طبیعی است‌که برخورده پاسیو با گفتمانی که می‌خواهد حمله‌ی نظامی به‌جغرافیای اقتصادی‌ـ‌سیاسی جمهوری اسلامی را به‌بهانه‌ی دولت جمهوری اسلامی جا بیندازد و قبح استفاده از سلاح هسته ای را بریزد و امکان استفاده از آن را فراهم بیاورد و جان ده‌ها و صدها هزار انسان را به‌خطر بیندازند، حرکت در همان راستایی است‌که صاحبان گفتمان مرگ مرتکب شده‌اند: جنایت علیه بشریت!؟
آخرین شانس ما بکارگیری یک بمب اتمی اسرائیلی است، تا برنامۀ اتمی ایران را متوقف کنیم. این جهتی است که دنیا خاورمیانه  و اسرائیل را به آن سو می راند. زیرا که از به کار گرفتن تحریمهای مؤثر و وادار کردن ایران از طریق صلح آمیز به پایان برنامۀ اتمی اش خودداری شد. بنا بر این سؤال به این کاهش می یابد که آیا اسرائیل نابود می شود یا ایران؟ و من امیدوارم که اسرائیلی ها بفهمند که بهتر است ایران را نابود کنند تا این که خود نابود شوند.
این منفعت و وظیفه‌ی ما است‌ که انقلاب را تا هنگامی  تداوم ببخشیم که تمام طبقات کمابیش دارا از سیادت برکنار شده باشند ، تا هنگامی که پرولتاریا قدرت دولتی را فتح کند و تا هنگامی که پیوستگی پرولتاریا ـ‌‌نه تنها در یک کشور، بلکه در همه‌ی کشورهای پیش‌رفته‌ی جهان‌ـ به‌آن اندازه پیش‌رفت کرده باشد که رقابت بین پرولتاریای این کشورها را متوقف کند و لااقل نیروهای عمده‌ی تولید در دست‌های پرولتاریا[ی هم‌بسته] متمرکز شده باشد.
مفهومِ «بین‌المللی» در زمان «تریبونال راسل» عمدتاً و نزد توده‌های وسیع مردم ـ‌برخلاف معنای کنونی‌اش‌ـ مبارزه با مناسبات و روابط بین دولت‌ها بود و حال و هوای سوسیالیستی و انترناسیونالیستی داشت. این چیزی است‌که امروزه به‌عکس خود تبدیل شده است. بنابراین، مسئله‌ی اساسی این است‌‌که در شرایط کنونی تشکیل هردادگاه یا تریبونالی براساس مناسبات بین‌المللی (و در واقع: بین‌الدولی) نهایتاً به‌بازی در بساط آن نیروهایی تمام می‌شود که شبکه‌ی تبادلات و ارزش‌های مسلط برجهان کنونی را تحتِ تأثیر تغیین‌کننده‌ی خویش دارند
دنائت غریبی لازم است‌که کسی به‌بهانه‌ی کینه به‌زندان‌بان (و در واقع، به‌منظور حضور دون‌پایه و چاکرمنشانه در قدرت) آب و نان را به‌روی زندان ببندد. آری مردمِ کارگر و زحمت‌کش ایران بیش از هرکس و هرنیروی دیگریْ زندانی جمهوری اسلامی‌اند؛ و تقاضا و زمینه‌‌چینی برای بستن شاهرگ‌های اقنصادی این زندان ـ‌‌با هرانگیزه و هدفی‌ـ بازی با جان و شرف زندانیانی است‌که در اثر گرسنگی دست به‌طغیان می‌زنند
آنارشیسم اساسا بشدت ضد دمکراتیک است، زیرا که اتوریته دمکراتیک ایده آل هم بالاخره اتوریته است. اما تا زمانی که دمکراسی مردود است راهی برای آن نمی ماند که به حل مشکلات و اختلافات غیر قابل اجتناب در بین ساکنان صومعه تلمه آ بپردازد. آزادی مطلق آنارشیسم برای هر فرد غیر قابل کنترلی، قابل تشخیص از یک استبداد نامحدود بوسیله افراد نیست، هم در تئوری و هم در عمل.
عبارت «کمونیسم کارگری» ضمن این‌که خودرا ـ‌مثلاً‌ـ از دیگر انواع «کمونیسم» و جریانات چپ تفکیک می‌کند و برتری می‌بخشد، در عین‌حال اراده‌مندی طبقه‌ی کارگر را به‌درون می‌کشد و این اراده‌مندی محتمل‌الوقوع و انقلابی را نسبت به‌طبقه‌ی کارگر بیرونی می‌کند. این درون‌کشی و برون‌افکنی که از یک‌سو کارگر را تابع «کمونیسم کارگری» می‌کند و از سوی دیگر به«کمونیسم کارگری» اشرافیتی می‌بخشد که به‌هرصورت تثبیت‌گر است
از شعرم خلقی به هم انگیخته ام خوب و بدشان به هم در آمیخته ام خود گوشه گرفته ام تماشا را کآب در خوابگه مورچگان ریخته ام نیما یوشیج   دیگر نباید تردیدی در این باشد. حال و هوای جنبش کارگری دستخوش تغییر شده است.
انقلابیونِ خاورمیانه‌ و شمال آفریقا ، هشدار دهندگانی هستند که این هشدار را به منزله ی درک انتقادی- ماتریالیستی از پیرامون خود و تاریخ ، در جامعه جهانی و نیل به دنیایی بدون طبقات جلوه می‌دهند.
گرچه بار معنایی ماکیاولیسم از همان اوان شکل‌گیری و رواج سیاسی‌ـ‌فرهنگی این کلمه نزد اصحاب «اندیشه» و «دانش» و «اخلاقِ» آکادمیک همواره منفی، ناپسند و نکوهیده بوده است؛ اما شیوه‌ی عامِ مدیریت بورژوازی در همه‌ی عرصه‌های متصور (از سیاسی و اقتصادی و اجتماعی گرفته تا فرهنگی و نظامی و غیره) ‌‌همیشه و همه‌جا‌ چیزی جز استفاده از تأویل‌های ظاهراً متفاوتِ همین ماکیاولیسمِ ناپسند و نکوهیده نبوده است.
به‌دنبال صدور قطعنامه مشترک تعدادی از تشکلهای کارگری در ایران به مناسبت روز جهانی کارگر، موجی از مصادره جنبش کارگری توسط جنبش سبز به راه افتاد. این جنبش ورشکسته اکنون در سودای آن است که با سوء‌استفاده از مبارزه طبقه کارگر ریشه‌های خشکیده خود را با خون مبارزان این طبقه آبیاری کند.
دوست گرامی و فعال گرانقدر جنبش کارگری جعفر عظیم زاده مصاحبه‌ایi با رادیو دویچه وله انجام داده است که حکایت از تعمیق نگرشی بسیار نادرست در دیدگاههای وی دارد. او در این مصاحبه از نگاهی به تحلیل تحولات سیاسی و اقتصادی معاصر در ایران می‌پردازد که سراسر با دستگاه فکری گرایش خاصی در بورژوازی انطباق دارد.
(I - دیالکتیکِ وارونه برعلیه هیچ‌بودگان   روشنفکران خرده‌بورژوا یا خرده‌بورژواهای روشنفکرنما به‌هنگام گفتگو از «دیالکتیک» و مقولاتی از این دست، گردن خودرا عقب می کشند، چشم‌های‌شان را به‌افق می‌دوزند و سرتکان می‌دهند تا به‌شیوه‌ی بازیگران تئاتر بگویند که بله: ما ضمن این‌که نخبه‌ایم، با مسائل فوق‌العاده پیچیده و خیلی مهمی نیز درگیر هستیم!
دیگر تردیدی در این نیست: جهان وارد دورانی نو می شود. انقلاب نان و آزادی در جهان عرب، تنها ناقوس انقلابی در منطقه خاورمیانه نیست، این فراخوانی است به کل بشریت معاصر. فراخوانی برای نگریستن به گونه ای متفاوت به جهان، فراخوانی برای زیستن به گونه ای متفاوت. چرا این انقلاب چنین اهمیتی دارد؟
صفحه12 از16

یادداشت

  • استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد
    Written by
    استفاده از بمبهای فسفری در مواقع استثنایی اشکال ندارد ما مصرانه از عراقی ها و نیروهای ائتلاف ( آمریکا و ناتو) می خواهیم که هرگز از مهمات فسفری در محدوده غیر نظامیان استفاده نکنند. حتی اگر غیر نظامیان در هنگام استفاده این مهمات آنجا حضور نداشته باشند
  • جناب آقای زیباکلام، کمی درباره دهه نورانی شصت، محض اطلاع
    Written by
    آقای زیبا کلام مشکل حضرت آیت الله خودداری از رنجاندن تندروها نیست. مشکل این است که ایشان خود از طراحان اصلی قتل عام تابستان 67 است. نقش او در قتل عام 67 خیلی بیشتر از کسی مثل رهبر کنونی نظام آقای خامنه ای بوده است که آن زمان در سلسله مراتب نظام خیلی بی اهمیت تر از آقای رفسنجانی بود. باز شدن پرونده ی 67 شلیک به شقیقه ی حضرت آیت الله است.
  • قمار سنگین روژآوا
    Written by
    چپ روژآوا را به عنوان پروژۀ امید بخش خاورمیانه فروخت. ابله ترین چپها آن را حتی روزنه ای برای بشریت نامیدند. اکنون این پروژه در هیأت تاکنونی خود به پایان رسیده است. ممکن است روژآوائی کماکان به حیات خود ادامه دهد. اما برای این کار اتفاقا باید حمایت کسانی را جلب کند که در صف مقابل پدرخواندۀ تاکنونی اش قرار گرفته اند. برای مهار ترکیه، باید از حمایت روسیه و ایران و سوریه برخوردار بود نه از حمایت آمریکائی که…
  •  سازمان های کارگری و دام " مشروعیت"!
    Written by
    فعالان و پیشروان کارگری می دانند که در تمام کشورها یکی از شگرد های  بورژوازی در مقابل  مبارزه کارگران برای متشکل شدن در دفاع ازمعیشت شان، به میدان آوردن سلاح "مشروعیت " است. بسته به این که پرچم "مشروعیت" درکدام طرف این سنگر بندی به اهتزاز در آمده باشد تعاریف متفاوتی بر روی آن نوشته شده است. در سمت بورژوازی "مشروعیت" از قوانین حاکمش، دادگاهش، پلیس و ارتش و پاسدارش، و سرآخر زندان و شکنجه و اعدامش، حکایت های خونبار دارد. در…
  • یادداشتی بر گزارش سیاسی کنگره بیست و یکم راه کارگر
    Written by
    گزارش روشن نمی کند که این دمکراسی لیبرالی ازکی میان تهی گشته است؟ چرا که دموکراسی لیبرالی در احکامی که محمد رضا شالگونی درست پیش از کنگره ابراز نموده بود به عنوان شرط لازم هرگونه فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم تلقی می شد. اما حالا که این دمکراسی میان تهی شده است، پس معلوم است که دیگر صحبتی هم از فراتر رفتن به سوی سوسیالیسم نمی تواند در میان باشد به این دلیل که آن شرط لازم دیگر مهیا نیست.…
  • صالح مسلم و محللش
    Written by
    صالح مسلم می رفت تا حکم یک همسر سه طلاقه را برای چپ ایرانی پیدا کند. هر چه باشد و هر بلائی سر چپ ایرانی آمده باشد، تابش هر اندازه ناچیز رادیکالیسم طبقاتی دوران انقلاب 57 هنوز به اندازه ای هست که در این مملکت معین نتوان دم از سوسیالیسم زد و همزمان سینه چاک دمکراسی آمریکائی بود. در این مملکت هنوز که هنوز است دست راستی ترین مواضع را باید به نام کمونیسم و کارگر بسته بندی کرد تا…
  • نامه به یک رفیق: "جنبش لغو کار مزدی" و حمایت از جنبش سبز، یک بازبینی
    Written by
    اگر محمدرضا شالگونی امید داشت که جنبش سبز به جنبشی علیه ولایت فقیه فرا بروید؛ اگر حمید تقوایی نمی خواست با موسوی کشتی بگیرد تا شاید شرایط مناسب برای جایگزینی رهبری حزب او فراهم شود؛ و اگر امیر پیام جنبش سبز را چیزی در حد فاصل انقلاب فوریه و اکتبر در روسیه ارزیابی می کرد؛ ناصر پایدار ... جنبش سبز را جنبش کارگرانی قلمداد می کرد که هرچند هنوز گام های قطعی در جهت طرح مطالباتشان برنداشته اند،  اما در موقعیتی…
  • پایگاه نظامی آمریکا در روژآوا
     وضعیتی غیر قابل اجتناب... بنا نهادن یک "انقلاب"، یک "منطقۀ خودمختار" در چهارچوب مرزهای یک کشور به کمک قدرتهای امپریالیستی ای که با تمام قدرت نظامی شان آن را تقسیم، تکه پاره و بی ثبات می کنند، نه می تواند به رهائی مردم خودی بیانجامد و نه امکان موجودیت ملتهای دیگر را تأمین کند.

نظر خوانندگان

Guest (وحید صمدی)
سلام رفیق امین عزیز از این که به دلیل مشغله های زندگی به کامنت شما با تاخیر زیاد پاسخ می دهم عذر می ...
Guest (آهنگر)
می بینی رفیق! ذات سرمایه داری همه جای دنیا یک جور است. البته همه جا یک شکل نیست اما ماهیت همان است. ...
Guest (آهنگر)
چه تاثیر عمیق و در عین حال غم انگیزی روی من گذاشت این مقاله! چه خشم و نفرتی را در من زنده کرد و چقدر...
Guest (آهنگر)
با سلام خدمت جهانگیر در بارۀ اینکه چه ساخ مناسبی می توانم به انتقادات شما بدهم بسیار اندیشیدم. چند ب...
Guest (وحید صمدی)
سلام رفقا آهنگر و رودین عزیز از این که مقاله مورد توجه تان قرار گرفت خوشحالم و از کامنت های صمیمانه ...
Guest (بهمن شفیق)
رفیق عزیز، با تشکر و پوزش از این که خیلی دیر به کامنت شما می پردازم. آنچه شما در مورد " سرمایه ی تج...
Guest (nader)
چرا این عکس پورنوگراف را بطورکامل درصفحه اول سایت چاپ نکردید؟خجالت کشیدید هستۀ تلخ دستهایم را محکمتر...
Guest (آهنگر)
رودین جان از اینکه چنین برداشتی از کامنت من به ذهن خواننده متبادر می شود متاسفم. لیکن با کمال میل م...
Guest (رودین)
رفیق وحید عزیز؛ نوشته بسیار خوب و جسورانه ای بود. دست تان را به گرمی می فشارم. زنده باشید
Guest (رودین)
آقا یا خانم آهنگر؛ "پدیده ننگین احمدی نژاد"؟! یعنی مثلاً "پدیده ننگین خاتمی" یا "پدیده ننگین روحانی"...

مقالات

مقالات دیگر

مونیتور

مطالب پر بازدید شش ماه گذشته

کنفرانس اول

  • عروج و افول 8 سالۀ احمدی نژاد – بحثی درباره امکان عروج مجدد احمدی نژاد
    Written by
    اگرچه تکیه جریان "احمدی نژاد" بر گفتمان عدالتخواهی در شکستن نخوت طبقه متوسط  و اسطوره های او مؤثر است ... اما خود جنبشی یک دست نیست. این جریان می تواند به جنبشی تبدیل شود که با پتانسیل عظیم و انفجاری خود گرایشاتی را در درون خود حمل کند که با توجه به اختلافات درون دولت و طبقه حاکم و شرایط بغرنج منطقه قابل مهار نباشند. تجربه ی تاریخی و حتی تحولات جاری در کشورهای مختلف نشان می دهد که این…
  • چرا ناگهان عربستان سعودی گرفتار مشکلات جدی شده است؟
    تعدادی از جرثقیل های کمپانی بن لادن باید خاک بخورند. اما این به معنای برپا ماندن جرثقیلها بر آسمان پادشاهی نخواهد بود. کمپانی های چینی آماده می شوند تا پایه های زیر بنایی جدیدی را در عربستان بسازند. واشینگتن، اگر توجه کند، باید حرکت آرام متحد قدیمی اش را یا بطرف درهم ریختگی اجتماعی  یا ورود به قطب چینی ها ببیند. راه دیگری وجود ندارد
  • دگردیسی نه چندان اعجاب انگیز طبقۀ متوسط - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت پایانی)
    Written by
    الیت طبقه متوسط در توهم عصر روشنگری است، در تب آزادی می سوزد؛ در آرزوی نهادهایی مدنی است که از طریق آن ها در قدرت سیاسی شریک گردد. اما قادر به تشخیص تناقضاتی نیست که توسعه سرمایه داری معاصر را از دوران انقلابات بورژوایی و یا دوران تسلط تفکر کمونیستی بر جریان روشنفکری متمایز می کند. این الیت در جستجوی گفتمانی است که از انحطاط سرمایه داری، روشنگری و ترقیخواهی را استخراج کند. اما وعده تکرار عصر روشنگری دروغی بیش نیست
  • اتحادیه ها و شوراها – سازمانیابی کارگران و دولت پرولتاریائی
    حتی نا آگاه ترین و عقب مانده ترین کارگران و متکبرترین و "متمدن ترین" مهندسین هم سرانجام از این حقیقتی که تجربۀ سازمان کارخانه با خود همراه دارد متقاعد می شوند: سرانجام همه از آگاهی ای کمونیستی برخوردار خواهند بود تا آن پیشرفت بزرگ اقتصاد کمونیستی در مقابل اقتصاد سرمایه داری را درک کنند... همبستگی کارگران – شکل گرفته در درون اتحادیه در جنگ با سرمایه داران، در رنج و قربانی– در شورا اشکال پایدار و اثباتی خویش را می…
  • امتناع کمونیستی و سیاست ورزی نو کینزی: انتخابات مجلس دهم و "اتفاقی که خودش" افتاد!
    Written by
    صداقت البته منکر خصلت سرمایه داری مناسبات مسلط بر ایران نیست. او نیز – مثل همۀ نظریه پردازان چپ طبقۀ متوسط – در این فاصله به تسلط مناسبات سرمایه داری در ایران اذعان می کند. اما او نیز... برای این سرمایه داری انبوهی از تبصره ها و اما و اگرها را بر می شمرد که در نهایت از این پدیده چیزی جز یک شیر بی یال و دم و اشکم باقی نمی ماند. در پایان تحلیل صداقت نه سرمایه داری…
  • ولایت مطلقه فقیه: حکمرانی بد یا مقتضیات انباشت؟ - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت سوم)
    Written by
    اما در پایان دهه 60 روحیه ی ضدیت با اقتدار در هم شکسته شده بود، رقبای اصلی حذف شده بودند و مخاطراتِ سال های اولیه ی پس از قیام، چه در سطح حکومت و چه در سطح جامعه دیگر وجود نداشت. و اینک برای دوران نوین توسعه و تثبیت سرمایه داری در ایران، تمرکز بخشیدن به قدرت و حذف نهادهای موازی دارای اهمیتی حیاتی بود... در دهه ی 60، دادستانی انقلاب، وزارت اطلاعات، کمیته ها و هر مسجدی، مرکزی از قدرت…
  • اتحادیه ها و دیکتاتوری
    دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو تولید سرمایه داری است، خواهان نابودی مالکیت خصوصی است، برای اینکه فقط به این ترتیب استثمار انسان از انسان را می توان برانداخت. دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو اختلاف طبقاتی، خواهان پایان دادن به مبارزه طبقاتی است، زیرا بدین سان است که رهایی اجتماعی طبقه کارگر کامل می شود. برای رسیدن به چنین پایانی حزب کمونیست، پرولتاریا را برای سازمان دادن قدرت طبقاتی اش آموزش می دهد تا با به خدمت گرفتن این قدرت مسلح، بر طبقه بورژوازی چیره…
  • جایابی برای کارگران پشت صفوف بورژوازی: بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 2
    Written by
    هر کارگر کمونیستی می داند که مشکل سیاسی طبقه کارگر در حال حاضر امکانات مالی و مدیایی نیست، مشکل طبقه کارگر لشگر عظیم تئوریسین هایی است که هیچ بودگی کارگران را در برابر عظمت سرمایه به او تلقین می کنند. کار زنده ای که به خودی خود در کارگاه و در برابر ماشین آلاتِ روباتیزه یعنی در برابر کارِ مرده خود را باخته است به سختی قادر است در برابر این لشگر عظیم "سبزهای چپ" و "چپ های سبز"، بر…
  • " انحصار ها بر اقتصاد ایران چیره شده ا ند" یا دفاعی هوشمندانه از سرمایه داری؟
    عدم تناسب در شاخه های مختلف تولیدی در یک کشور و یا در دو کشور رقیب در بازار جهانی، یکی از مکانیسمهای انتقال ارزش اضافه تولید شده در شاخه یا کشور با بارآوری کمتر به شاخۀ تولیدی یا کشور با بارآوری بیشتر است. بدون این که در این میان حتی هیچ حقه ای هم به کار گرفته شده باشد. همین مکانیسم است که در شاخه های با بارآوری بیشتر و ترکیب ارگانیک بالاتر سرمایه منشأ سودی می شود که از…
  • نقد پروژۀ اقتصاد سیاسی دولت یازدهم یا خلع سلاح طبقه کارگر؟ بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 1
    Written by
    مالجو تمایلی ندارد که طبقه سرمایه دار را هم همچون طبقه کارگر خلع طبقه نماید. او به این سطح از حضور بورژواها به عنوان یک طبقه برای نتیجه گیری های بعدی نیاز دارد. بدون چنین طبقه ای، حداقل اقتدار لازم برای تحولات مورد نظر مالجو تامین نمی شود. هر چند طبقه بورژوا هم جنسی در میان اجناس بنجل این سمساری است اما باید در جای مناسب قرار گیرد و توی چشم بزند. در نظریه بافی مالجو این کارگران هستند که…
سایر مطالب مربوط به کنفرانس اول

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه هیچگاه -حتی در دوران بحران- خودشان ساقط نمی گردند، مگر آن که سرنگون شوند (لنین). به نظر گروسمن نکته تئوری…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های پرولتاریا داشته باشد. پس حزب پیشاهنگ سازماندهی شدۀ طبقۀ کارگر است.
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم دست یافته است که برای یک پیروزی پایدارغیر قابل صرفنظر کردن است. 
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت نظر سازمان تجارت جهانی نیستند مشمول این تأثیرات خواهند بود.
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال" در مورد مرز مطلق اقتصادی تکامل شیوه تولید سرمایه داری وفادار ماند؛ هرچند دلایل مشخصی را که او برای…
  • درباره اوضاع جهانی 13- سرنگونی در تایلند
    قطب بندی سیاسی حاضر در تایلند هم مربوط به تکسین، و هم بدون ارتباط با او است. اوباعث تغییرات در تایلند نشد. بلکه او و حزبش با تشخیص تغییرات عظیم اقتصادی-اجتماعی، برروی آن سرمایه گذاری کردند، تغییراتی که رای دهندگان ده ها سال مشتاقانه درانتظارش بودند. دهقانان تازه شهرنشین شده قویأ از سیستم بیرحمانه آقا بالاسری پایتخت تایلند و ساکنانش،…
  • درباره اوضاع جهانی -12: حامیان سهامداران آلمانی در مقابل یونان
    سرمایه گذاران کوچک آلمانی بر علیه یونانی ها به دادگاه شکایت کردند و خواستار جبران خسارت از سوی دولت بحران زده ی یونان برای ضررهای ناشی از قطع پرداخت بدهی ها از بهار 2012 شدند. 
  • درباره اوضاع جهانی -11: نگرانی الیت جهانی از پوپولیسم
    Written by
      حال برای الیت مسلط اروپا سوال این است که چگونه خودش را با شرایط جدید منطبق کند. آیا بر روی احتمال قدرت گیری مجدد احزاب سنتی در انتخابات سراسری کشوری حساب کند؟ یا یک نمایش پوپولیستی قدرتمند  در انتخابات اروپا به ایجاد پانیک می انجامد که منجر به یک بررسی رادیکال از عمل کردهای اتحادیه اروپا و سیاست هایی…
  • درباره اوضاع جهانی – 10: مدرنیزه کردن روسیه
    ناوالنی با سابقۀ ناسیونال شوونیستی که  قفقاز ها  را "سوسک" می نامد، در دشمنی و نفرت نسبت به همجنس گرایان معروف است، که البته این موضوعی است که در رسانه های آلمان  پنهان می شود، همان طور که ممارست ویتالی کلیچکو با شاخه فاشیستی اپوزیسیون اوکراین پنهان می شود
  • دربارۀ اوضاع جهانی -9: مناطق درگیریهای آینده
    افزایش تسلیحات در نیروی دریایی چین و تغییرمسیر نیروهای مسلح ایالات متحده به‌طرف اقیانوس آرام نشان‌گر تقابلی است‌که ـ در بدترین حالت‌ـ می‌تواند به‌برخورد نظامی منجر گردد. در نتیجه، آلمان نیز به‌عنوان یکی از اعضای ناتو و شریک آمریکا در این تقابل درگیر خواهد بود. 
سایر مطالب مربوط به کنفرانس مؤسس

هنر و ادبیات

  • هستۀ تلخ
    هستۀ تلخ کورمال کورمال توی تاریکی به دنبال در اطاق میگشتم که فریده دست دراز کرد و مرا از درز در به داخل اطاق کشاند. زیر نور شیری رنگ مهتاب، که از طریق پنجره به درون اطاق می‌تابید، فریده سینه به سینهام ایستاد و گذاشت که چادر گل گلیاش، همانی که همیشه به‌ سر داشت، از روی سر و شانه بلغزد و…
  • کارگر، کبک، کمونیست!
    کارگر، کبک، کمونیست!  سال هزار و سیصد و شصت و یک چندین زمستان از شکارچی گری او می گذشت و دیگر در اینکار حسابی حرفه ای عمل می کرد. سورتمه و کیسه و بند و بساطی برای خود تهیه کرده بود که راحت تر شکارهایش را حمل کند. وضع بهم ریختۀ اقتصادی هم به شکوفا شدن قوۀ ابتکارات او کمک می کرد. با…
  • شک و یقین
    شک و یقین زنِ جوان روی صندلی عقب پیکان مسافر کش، درست پشت سر راننده کز کرده بود. چادر مشکی به سر داشت و خود را چنان به در ماشین چسبانده بود که گوئی دنبال روزنه ای برای عبور میگردد. 
  • میلیونر شدن سالواتوره
    میلیونر شدن سالواتوره توی این صف طویل و بی انتها دخترکی با موهای بور و چشمان آبی وول میخورد و با شیطنتی آشنا برای سالواتوره سعی میکرد دیگران را پشت سرگذاشته و نوبتش را جلو بیاندازد. دخترک توجه او را جلب کرد، از جا برخاست تا او را دقیق تر ببیند. دخترک وول میخورد، بی قرار می جنبید، هی خودش را لابلای دیگران…
  • سه شعر از مایاکوفسکی
    سه شعر از مایاکوفسکی  این هیاهو -تکاپوی پیکار نیست، کارناوال است - ضیافتِ بانیِ جشن نام گذاری، -و این عرصه گاه - برای جنگ نیست ، - میدان تیر است - تفرج گاهی برای شلوغی و تفریح، - و آن آقا - بر خاکریز - توپچی نیست، میزبان است که با لباس وزغ ها - از لوله ی دیدگانش شلیک می کند.
JSN Glass template designed by JoomlaShine.com