یادداشت

  • نیویورک پلیس دپارتمنت یا داعش؟
    نوشتۀ
    داعش به جای خود. سهم آن جریانهائی که همجنسگرائی را به موضوعی مرکزی در سیاست بدل کردند و آن را به فضیلتی قابل تقدیر ارتقا دادند و آنانی که در مقابل کینه و نفرت به همجنسگرایان تا حد نابودی فیزیکی آنان را دامن می زنند چه می شود؟ سهم کلینتونهای پست مدرن و ترامپهای پسا پست مدرن چیست؟
  • جز تشکل کارگری راهی نیست
    نوشتۀ
    یه زمانی می گفتیم که بسیاری ازین چپهای طرفدار کارگر خرده بورژواهایی هستند که دل در گرو سرمایه داری وغرب دارند و از جنبش کارگری بصورت نردبان استفاده می کنند. واقعیت هم همینست. ایا شما درین چند سطر نوشته اقای فرزاد با یک شخص سوپر انقلابی چپ طرف هستید؟ یا یک خرد بورژوای فلک زده و ناامید و بدون باور به مبارزات طبقه کارگر ؟
  • پاسخ مثبت بی بی سی به فراخوان اخبار روز در دفاع از عظیم زاده
    نوشتۀ
    این جا لازم است اشاره کنیم که بر خلاف "گزارش" دهنده و سایت اخبارروز به غیر از "بیشتر مطبوعات غیر حکومتی" خود مطبوعات حکومتی هم از جمله خبر گزاری کار دولت جمهوری اسلامی،  ایلنا " در مصاحبه با همسر جعفر عظیم زاده " این خبر را منتشر کرده است و به جرگه مطبوعات " آزاد " مورد دلخواه "چپ " پیوسته است
  • درد اقای ایرج فرزاد چیست؟
    نوشتۀ
    اگر این اعتصاب غذا بخاطر مسائل فرد اعتصاب کننده از قبیل لغو مجازات زندان و یا بهبود شرایط زندان وغیره صورت میگرفت در آن صورت میتوانست قابل فهم باشد و مورد پشتیبانی جمعی قرار گیرد. اما من بخاطر دفاع از حق وحقوق تمامی کارگران ایران ،اعتصاب غذا می کنم بنظرم در راستای همان قهرمان سازی وسوپرمن سازی که منصور حکمت بجای ایجاد تشکلهای کارگری، تجویز می کرد ،انجام میشود .
  • ستایش واعظم قربانیان سرمایه داری اند
    نوشتۀ
    این مناسبات غیر انسانیست که موجب انباشته شدن انواع خشمها، بغضها ، حسرتها و دردها در وجود آدمی می گردد که همگی آنها به تنگناهای زیستی و معیشتی و میزان بالای بیکاری و فقر جامعه  برمی گردد.

مونیتور

کنفرانس مؤسس

  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت سوم)
    از موضع تئوری مارکسیستیِ بحران و فروپاشی، این امر از ابتدا از نظر گروسمن مسلم است که برای پرولتاریا انتظار تقدیرگرایانه فروپاشیِ خود به خود ، بدون آن که فعالانه در آن دخالت کند؛ قابل طرح نیست. رژیم های کهنه هیچگاه -حتی در دوران بحران- خودشان ساقط نمی گردند، مگر آن که سرنگون شوند (لنین). به نظر گروسمن نکته تئوری…
  • حزب پرولتاریا
      حزب وظایف خود را تنها به شرطی می تواند ایفا کند که خود تجسم نظم و سازمان باشد، وقتی که خود بخش سازمانیابی شدۀ پرولتاریا باشد. در غیر این صورت نمی تواند ادعایی برای به دست گرفتن رهبری توده های پرولتاریا داشته باشد. پس حزب پیشاهنگ سازماندهی شدۀ طبقۀ کارگر است.
  • اتحادیه ها و شوراها
    رابطۀ بین اتحادیه و شورا باید به موقعیتی منجر شود که غلبه بر قانونمندی و [سازماندهی] تعرض طبقۀ کارگر در مساعدترین لحظه را برای این طبقه امکانپذیر سازد. در لحظه ای که طبقۀ کارگر به آن حداقلی از تدارکات لازم دست یافته است که برای یک پیروزی پایدارغیر قابل صرفنظر کردن است. 
  • دربارۀ اوضاع جهانی - 14: یک پیمان تجاری ارزشمند
    یک رویکرد مشترک EU-US می تواند بر تجارت در سراسر جهان تأثیر گذار باشد. روشی که استانداردها، از جمله مقررات سلامتی و بهداشتی و صدور مجوز صادرات در بازارهای دیگر را نیز تسهیل میکند. به خصوص مناطقی که هنوز تحت نظر سازمان تجارت جهانی نیستند مشمول این تأثیرات خواهند بود.
  • 50 سال مبارزه بر سر مارکسیسم 1932-1883 (قسمت دوم)
      همان طور که رزا لوکزامبورگ تاکید نموده است، "فروپاشی جامعه بورژوایی، سنگ بنای سوسیالیسم علمی است". اهمیت بزرگ تاریخی کتاب رزالوکزامبورگ در این جاست: که او در تقابلی آگاهانه با تلاش انحرافی نئو هارمونیست ها، به اندیشه ی بنیادین "کاپیتال" در مورد مرز مطلق اقتصادی تکامل شیوه تولید سرمایه داری وفادار ماند؛ هرچند دلایل مشخصی را که او برای…
  • درباره اوضاع جهانی 13- سرنگونی در تایلند
    قطب بندی سیاسی حاضر در تایلند هم مربوط به تکسین، و هم بدون ارتباط با او است. اوباعث تغییرات در تایلند نشد. بلکه او و حزبش با تشخیص تغییرات عظیم اقتصادی-اجتماعی، برروی آن سرمایه گذاری کردند، تغییراتی که رای دهندگان ده ها سال مشتاقانه درانتظارش بودند. دهقانان تازه شهرنشین شده قویأ از سیستم بیرحمانه آقا بالاسری پایتخت تایلند و ساکنانش،…
  • درباره اوضاع جهانی -12: حامیان سهامداران آلمانی در مقابل یونان
    سرمایه گذاران کوچک آلمانی بر علیه یونانی ها به دادگاه شکایت کردند و خواستار جبران خسارت از سوی دولت بحران زده ی یونان برای ضررهای ناشی از قطع پرداخت بدهی ها از بهار 2012 شدند. 
  • درباره اوضاع جهانی -11: نگرانی الیت جهانی از پوپولیسم
    نوشتۀ
      حال برای الیت مسلط اروپا سوال این است که چگونه خودش را با شرایط جدید منطبق کند. آیا بر روی احتمال قدرت گیری مجدد احزاب سنتی در انتخابات سراسری کشوری حساب کند؟ یا یک نمایش پوپولیستی قدرتمند  در انتخابات اروپا به ایجاد پانیک می انجامد که منجر به یک بررسی رادیکال از عمل کردهای اتحادیه اروپا و سیاست هایی…
  • درباره اوضاع جهانی – 10: مدرنیزه کردن روسیه
    ناوالنی با سابقۀ ناسیونال شوونیستی که  قفقاز ها  را "سوسک" می نامد، در دشمنی و نفرت نسبت به همجنس گرایان معروف است، که البته این موضوعی است که در رسانه های آلمان  پنهان می شود، همان طور که ممارست ویتالی کلیچکو با شاخه فاشیستی اپوزیسیون اوکراین پنهان می شود
  • دربارۀ اوضاع جهانی -9: مناطق درگیریهای آینده
    افزایش تسلیحات در نیروی دریایی چین و تغییرمسیر نیروهای مسلح ایالات متحده به‌طرف اقیانوس آرام نشان‌گر تقابلی است‌که ـ در بدترین حالت‌ـ می‌تواند به‌برخورد نظامی منجر گردد. در نتیجه، آلمان نیز به‌عنوان یکی از اعضای ناتو و شریک آمریکا در این تقابل درگیر خواهد بود. 

هنر و ادبیات

  • سه شعر از مایاکوفسکی
    سه شعر از مایاکوفسکی  این هیاهو -تکاپوی پیکار نیست، کارناوال است - ضیافتِ بانیِ جشن نام گذاری، -و این عرصه گاه - برای جنگ نیست ، - میدان تیر است - تفرج گاهی برای شلوغی و تفریح، - و آن آقا - بر خاکریز - توپچی نیست، میزبان است که با لباس وزغ ها - از لوله ی دیدگانش شلیک می کند.
  • درباره‌ی نوشتارِ رئالیستی
    درباره‌ی نوشتارِ رئالیستی هنگام ارائه‌ی الگوهای صوری، هیچ چیزی بدتر از ارائه‌ی الگوهای بسیار محدود نیست. گره‌زدنِ مفهومِ عظیمِ «رئالیسم» به نامِ چند نفر، هر اندازه مشهور هم باشند، و فرو کاستنِ آن به چند فرم، فرم‌هایی که حتی بسیار ارزشمند باشند، و بدین‌سان تبدیل آن به روشِ آفرینشی که ورای آن هیچ راه نجاتی نیست، بسی زیانبار است
  • طبقه بر علیه طبقه، جنگ بر علیه جنگ، قیام!
    طبقه بر علیه طبقه، جنگ بر علیه جنگ، قیام! در دوره هائی مثل حالا که بزرگترین عملیات ارتش آلمان (بوندس وهر) در خارج تصویب شده است و دولت آلمان حالا در سوریه مستقیما در کشتار غیر نظامیان بیگناه شرکت می کند؛ غرب بقیه جهان را مالامال از جنگ می سازد؛ شکاف بین فقیر و غنی دائما بزرگتر می شود و تخریب غیر قابل ترمیم محیط زیست ابعاد هر چه…
  • تحیه فلسطین - نه به صلح با رژیم اشغالگر: رپ بر علیه چپ صهیونیست
    تحیه فلسطین - نه به صلح با رژیم اشغالگر: رپ بر علیه چپ صهیونیست  تحیه فلسطین، درود بر فلسطین، نه به صلح با رژیم اشغالگر، آزادی برای فلسطین، نه به صلح با رژیم آپارتاید. من از حماس متنفرم، اما تنفرم از آنتی دویچ ها بیشتر است.
  • «برده داران در بزم»
    «برده داران در بزم»   جشنِ گلف وُ کُشتیِ کج - جشنِ عاطل های دست̊ کج! - جشنِ موذی تجارت - جشنِ انسان به اسارت - جشنِ آرایشِ هر خر - جشنِ رنگینِ حماقت!
از زمانی که بورژوازی  به این پی برد که بی اعتنائی به کار مارکس دیگر امکانپذیر نیست، لشگر انبوهی از نظریه پردازان این طبقه ظاهر شدند که هر یک به نوعی به تفسیر و روایت از این یا آن گوشۀ کار مارکس دست زدند تا مسخ شده ترین تبیینها از کار مارکس را به تلقی حاکم بدل نموده و در خدمت تحکیم سلطۀ طبقاتی خویش به کار گیرند. کار عظیم مارکس و انگلس تبدیل به سنگر مستحکمی برای پرولتاریا شده بود که نابود کردن آن از بیرون دیگر امکانپذیر نبود. لازم بود که حتما به درون آن نفوذ کرد و آن را از درون به تباهی کشاند
آمریکا یک قدرت برترجهانی است که دمکراسی را در سراسر جهان تقویت می کند و سعی در ایجاد و گسترش آن در سراسر جهان دارد، و مردم آمریکا معیارها و اصول خود را برای دمکراسی دارند. پرزیدنت آمریکا، روزولت اصول دمکراسی را زمانی که یک شهروند بود وقبل از این که رئیس جمهور شود، داشت. پیغام من به دولت و مردم آمریکا این است که مردمان کردی در خاور میانه هستند که سعی در حفظ وجود خودشان و محکم کردن همان حقوق دمکراتیکی دارند که مردم آمریکا به آن معتقدند.
در سی سال گذشته از سوی سیاستمداران وست مینستر و رسانه های دور و برشان حملۀ بی وقفه ای به طبقه کارگر، هویتش، کارش و فرهنگش صورت گرفته. در نتیجۀ این حملات آنها هم دیگر این را کنار گذاشتند که به صحبتهای سیاستمداران گوش کنند و حالا کاری را می کنند که هر سیاستمداری از آن می ترسد: آنها در قضاوت پیرامون این که چه چیزی برای طبقه کارگر است و چه چیزی بر علیه آن، از تجربۀ خودشان استفاده می کنند.
اگر شلاق  ،تحقیر بشمار میرود کارگران تحقیرهای بیشتر ازین هم زیاد دیده اند. واقعیت اینست زندگی کارگری ، یعنی درد ورنج، یعنی حسرت، یعنی تحقیر. اینکه دست رنج شما ، هزینه های ابتدایی زندگانیتان را برآورده نکند اینکه همیشه حس شرمندگی ، چه نسبت به تاخیر در پرداخت کرایه خانه و بقالی وچقالی غیره بشما دست میدهد، اینکه حسرت یه زندگی انسانی وبدون دغدغه نان شب به دلمان مانده، اینکه برای تامین مخارج تحصیل و ازدواج فرزندانمان در گل فرو مانده ایم، از صد شلاق خوردن بدتر است.
شلاق بر تن کارگران آق دره باید درس تلخی برای هر فعال شریف و متعهد به طبقه باشد. فردا دیر است، امروز باید شروع کرد. سازمانهای خود را بسازیم، در میدان قدرت جمع کنیم، مرتبط شویم، متحد شویم، بخوانیم و آگاه کنیم و نقشه های عمل خود را طرح بریزیم و فریب داستانسرائی های شیرین مدافعان دروغین طبقۀ کارگر را نخوریم. اگر چنین کنیم، شلاق بر تن کارگران آق دره بی نتیجه نمانده است.
هنگامی که یک اقتصاد دان بورژوا حتی "غیر آگاهانه" دست به اختلاط مفاهیم مارکسیستی میزند، این اقدام نه در قلمرو معرفتی، بلکه در قلمرو عمل طبقاتی قرار می گیرد. فرق چنین اقتصاددانی با کارگر کمونیستی که ممکن است دچار همان اشتباه شود در این است که سالها سمینار هم نمی تواند اولی را به اشتباهش متقاعد کند در حالی که دومی با یک توضیح ساده به اشتباه خود پی خواهد برد.
تعدادی از جرثقیل های کمپانی بن لادن باید خاک بخورند. اما این به معنای برپا ماندن جرثقیلها بر آسمان پادشاهی نخواهد بود. کمپانی های چینی آماده می شوند تا پایه های زیر بنایی جدیدی را در عربستان بسازند. واشینگتن، اگر توجه کند، باید حرکت آرام متحد قدیمی اش را یا بطرف درهم ریختگی اجتماعی  یا ورود به قطب چینی ها ببیند. راه دیگری وجود ندارد
الیت طبقه متوسط در توهم عصر روشنگری است، در تب آزادی می سوزد؛ در آرزوی نهادهایی مدنی است که از طریق آن ها در قدرت سیاسی شریک گردد. اما قادر به تشخیص تناقضاتی نیست که توسعه سرمایه داری معاصر را از دوران انقلابات بورژوایی و یا دوران تسلط تفکر کمونیستی بر جریان روشنفکری متمایز می کند. این الیت در جستجوی گفتمانی است که از انحطاط سرمایه داری، روشنگری و ترقیخواهی را استخراج کند. اما وعده تکرار عصر روشنگری دروغی بیش نیست
حتی نا آگاه ترین و عقب مانده ترین کارگران و متکبرترین و "متمدن ترین" مهندسین هم سرانجام از این حقیقتی که تجربۀ سازمان کارخانه با خود همراه دارد متقاعد می شوند: سرانجام همه از آگاهی ای کمونیستی برخوردار خواهند بود تا آن پیشرفت بزرگ اقتصاد کمونیستی در مقابل اقتصاد سرمایه داری را درک کنند... همبستگی کارگران – شکل گرفته در درون اتحادیه در جنگ با سرمایه داران، در رنج و قربانی– در شورا اشکال پایدار و اثباتی خویش را می یابد
در طول تمام مدتی که از زمان تصویب لایحه  ایمنی و سلامتی محل کار در سال 1970 می گذرد و بعد از دهها میلیون کشته و مجروح در محل کار، مطالعات نشان می دهد که " فقط 89 پرونده بر طبق این لایحه تحت تعقیب قانونی قرار گرفته است، که در کل آن متهمان مجموعأ 110 ماه به زندان رفته اند. در این مدت، بیشتر از 395000 مرگ در سر کار رخ داده است ...
بیان این که ما کارگران برخورداری از یک زندگی انسانی، مطابق با بالاترین استانداردهای حیات بشری را حق مسلم خود می دانیم فقط زیبنده یک خرده بورژوا است که اهداف خویش را نه از دل مبارزه طبقاتی، بلکه از بیان آرزوها و تخیلات شیرین خویش بیرون می کشد. یک کارگر باید بداند که بالاترین استانداردهای حیات بشری عبارتی پوچ است. کدام بشر؟در کدام جامعه؟ و مهم تر از همه کدام استاندارد؟
هر چه حملۀ بورژوازی با سلاح سنگین سرمایه هایش و با صفوف منسجم شرکتهای سهامی اش به این افواج فاقد دیسیپلین و بی مایه خرده بورژواها شدید تر می شود، به همان اندازه وامانده تر می شوند و به همان اندازه فرارشان هم بی نظم تر می گردد تا آنجا که راه نجاتی جز این برایشان باقی نمی ماند که پشت صف طولانی پرولتاریا جمع شوند و به پرچم آن ملحق شوند و یا خود را دربست تسلیم مروت یا غضب بورژوازی کنند
کودتای 2014 باید بر زمینه بحران گلوبالی بررسی شود که سرمایه داری جهانی در نیمه دوم دهه نخست قرن 21 وارد آن شد. من نمی خواهم در پرداختن به دلایل و جهت بحران توقف کنم. برای فهم بحران اوکراین فهم این مهم است که امپریالیسم دیگر نه می خواهد و نه می تواند منافع خود را با الیت سرمایه دار کشورهای پیرامونی تقسیم کند. آنچنانکه در سالهای پیش از آن انجام میداد.
گفتاری در زمینه مبارزه با فساد به عنوان مؤلفۀ ایدئولوژیک تحکیم سلطۀ بورژوازی در پرتو وقایع مربوز به اسکاندال معروف به اسناد پاناما
سوریها به کنار، هر کسی که حتی دورادور با این موضوع آشنایی داشته باشد، میداند که چچنها و ترکمانها نه بومیان سوریه هستند و نه آنها " چیزی به بالانس اجتماعی آن اضافه کرده اند"، این دروغ دیگری است که کردها رسما ادعای آنرا در مانیفست " پروژه برای یک سوریه دمکراتیک" شان دارند. دلیلی که این دروغ آشکار را منتشر می کنند این است که یک " فدراسیون پیچیده " ( یا یک چیزی شبیه بوسنیا "فدراسیونی داخل فدراسیون") گونه ای را بشود به سوریه تحمیل کرد که یک دولت مرکزی بی خاصیت برای همه و تقسیم عملی کشور در داخل به قطعات مختلف برای گروه هایی با هویت های مختلف را در بر بگیرد
صداقت البته منکر خصلت سرمایه داری مناسبات مسلط بر ایران نیست. او نیز – مثل همۀ نظریه پردازان چپ طبقۀ متوسط – در این فاصله به تسلط مناسبات سرمایه داری در ایران اذعان می کند. اما او نیز... برای این سرمایه داری انبوهی از تبصره ها و اما و اگرها را بر می شمرد که در نهایت از این پدیده چیزی جز یک شیر بی یال و دم و اشکم باقی نمی ماند. در پایان تحلیل صداقت نه سرمایه داری ایران یک سرمایه داری درست و حسابی است و نه دولت در ایران یک دولت سرمایه داری.
اما در پایان دهه 60 روحیه ی ضدیت با اقتدار در هم شکسته شده بود، رقبای اصلی حذف شده بودند و مخاطراتِ سال های اولیه ی پس از قیام، چه در سطح حکومت و چه در سطح جامعه دیگر وجود نداشت. و اینک برای دوران نوین توسعه و تثبیت سرمایه داری در ایران، تمرکز بخشیدن به قدرت و حذف نهادهای موازی دارای اهمیتی حیاتی بود... در دهه ی 60، دادستانی انقلاب، وزارت اطلاعات، کمیته ها و هر مسجدی، مرکزی از قدرت بود. یک تیم یا حتی یک سربازجوی شعبه هفت دادستانی اوین گاه قدرتی بیشتر از وزرا و رئیس جمهور مملکت…
 هر کنش جمعی‌ای لزوماً کنشی مارکسیستی (و نتیجتاً درست) نیست. و آغازگاه کنشِ جمعیِ مارکسیستی نیز بهانه‌های سطحی و انتزاعی‌ای چون «تملک فردی» و ... نیست. به طور مثال، اجتماع سرمایه‌دارهای منفرد در قالب اتحادیه و انجمن‌های کارفرمایی، و تصمیم‌گیری درباره‌ی یک شاخه‌ی به خصوص صنعت، تجارت و ... و حتی اعتراض کردن این انجمن‌ها در شکلِ نامه و حتی اعتراضاتِ خیابانی (از جمله صنف طلا فروشان در اعتراض به گرفتن مالیات بر ارزش افزوده از آن‌ها)، همه‌ی این‌ها کنش‌هایی جمعی هستند و البته هیچ‌کدام نه تنها مارکسیستی نیستند بلکه…
دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو تولید سرمایه داری است، خواهان نابودی مالکیت خصوصی است، برای اینکه فقط به این ترتیب استثمار انسان از انسان را می توان برانداخت. دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو اختلاف طبقاتی، خواهان پایان دادن به مبارزه طبقاتی است، زیرا بدین سان است که رهایی اجتماعی طبقه کارگر کامل می شود. برای رسیدن به چنین پایانی حزب کمونیست، پرولتاریا را برای سازمان دادن قدرت طبقاتی اش آموزش می دهد تا با به خدمت گرفتن این قدرت مسلح، بر طبقه بورژوازی چیره شود و شرایط سرکوب این طبقه استثمارگر را تدارک ببیند تا دیگر قادر به سر برافراشتن نباشد. بنا بر این…
ناظران سالها پیشدر این باره هشدار داده بودند، یعنی هنگامی که دولت آلمان در موقعیتی راهبردی مشغول آماده سازی جدائی جنوب سودان از سودان بود و در این کار موفق نیز شد. در این مورد علت تحول تلاش غرب برای تقویت مواضع خویش بود: مناطق سرشار از منابع زمینی سودان که از سالهای 1990 در جدال با غرب قرار داشت، باید از این کشور جدا و خود سودان باید به زانو در می آمد.
در گزارش که روابط بین چین و آمریکا را به عنوان "مهم ترین" روابط دهه های آتی رده بندی می کند، گفته می شود که حل و فصل "اختلافات" بین چین و آمریکا "همواره دشوارتر" می شود. البته یک "جدال نظامی" بین بزرگترین "قدرت در حال عروج" و "هژمون" تاکنونی به هیچ وجه "از پیش رقم نخورده است"، اما همه چیز بر آن دلالت دارد که این روابط آشکارا بدتر می شوند.
کسی که مدت 40 سال نه تنها در حال تقدس زدایی از مارکسیسم بوده، بلکه آن را با اشتیاق به کارگران هم آموزش می داده است چگونه توانسته است در درون جمعی دوام بیاورد که می خواهند مارکسیسم را در درون طبقه کارگر ترویج کنند؟ معلوم نیست عباسفرد طی  مدت طولانی ده سال گذشته در کنار بهمن شفیق و وحید صمدی چه می کرده است؟
هر کارگر کمونیستی می داند که مشکل سیاسی طبقه کارگر در حال حاضر امکانات مالی و مدیایی نیست، مشکل طبقه کارگر لشگر عظیم تئوریسین هایی است که هیچ بودگی کارگران را در برابر عظمت سرمایه به او تلقین می کنند. کار زنده ای که به خودی خود در کارگاه و در برابر ماشین آلاتِ روباتیزه یعنی در برابر کارِ مرده خود را باخته است به سختی قادر است در برابر این لشگر عظیم "سبزهای چپ" و "چپ های سبز"، بر این از خود بیگانگی غلبه کند.
این اصل حرف عباس فرد است. حرفی که وی جرأت بیان آن را به شکلی مستقل نداشت و تنها در قالب جنجال بر سر یدالله خسروشاهی و به طور قاچاقی آن را بیان نمود. او در ارتباط با اختلاف نظراتش با نظرات مارکس در مورد کار مولد و منتسب نمودن تعریف کارگر به کار مولد، بعد از کمی پایین بالا و دنبال مقصر و توطئه گشتن، نهایتا به استدلالی متوسل می شود که پیش از این مورد استفاده بسیاری از مدافعین بورژوازی، نئومارکسیست ها و بسیاری از یاران امیر پیام قرار گرفته است: مارکس در 170 سال پیش زندگی می کرد. چه حرف آشنائی. سخن مشترک همۀ نادمین چپی که امروز در استودیوهای رادیو تلویزیونهای بورژوازی روز و شب سر می کنند، ...
آقای شالگونی به خود اجازه می دهد که این امر را شبح سوسیالیسم قلمداد کند. و این اوج تحریف این جمله مانیفست کمونیست است که: "شبحی بر فراز اروپا به حرکت در آمده است، ....شبح کمونیسم". آقای شالگونی بهتر است عنایت بفرمایند که مانیفست کمونیست به پشتوانه احزاب کمونیست وجنبشهای موجود حکم حرکت شبح کمونیست بر گرد اروپا را صادر کرد، نه بر مبنای مبارزات نمایندگان کنسرنها در پارلمان وسوسیالیست شدن مولتی میلیاردرها.
اين فلسفه قدرت است كه خود را بى نياز از تمام اين معضلات مى بيند. قدرت نزد منصور حكمت ارزشى فى نفسه است، ابزارى در خدمت رسيدن به اهدافى معين نيست. قدرت زيبايى است، شكوه است، زندگى است، بالندگى است. قدرت همه چيز و حلال مشكلات است. در دنياى خيالی منصور حكمت اين نه طبقات، كه افرادند كه منشا قدرتند. تمام تصويرى كه او از قدرت ارائه ميدهد با فرض اين پيش شرط طرح ميشود كه حزب منبع قدرت است و اين حزب است كه در جنگ قدرتش كارگر را جذب ميكند، ...كيست كه نداند منبع قدرت در خود اين حزب هم كسى نيست جز منصور حكمت. سده هاى طوﻻنى واتيكان منكر اين واقعيت بود كه زمين گرد است و دور خورشيد ميچرخد. اگر قرار بود ثروت بيكران و انبوه رعايا حفظ شوند، بايد زمين ديسكى مى بود كه گرد خود ميچرخيد و مركز اين ديسك هم جايى نبود جز واتيكان. واتيكان مركز عالم بود. واتيكان منصور حكمت حزبش است.
عدم تناسب در شاخه های مختلف تولیدی در یک کشور و یا در دو کشور رقیب در بازار جهانی، یکی از مکانیسمهای انتقال ارزش اضافه تولید شده در شاخه یا کشور با بارآوری کمتر به شاخۀ تولیدی یا کشور با بارآوری بیشتر است. بدون این که در این میان حتی هیچ حقه ای هم به کار گرفته شده باشد. همین مکانیسم است که در شاخه های با بارآوری بیشتر و ترکیب ارگانیک بالاتر سرمایه منشأ سودی می شود که از ارزش اضافه تولید شده در این شاخه ها بیشتر است و در شاخه های تولیدی و یا کشورهای با بارآوری…
مالجو تمایلی ندارد که طبقه سرمایه دار را هم همچون طبقه کارگر خلع طبقه نماید. او به این سطح از حضور بورژواها به عنوان یک طبقه برای نتیجه گیری های بعدی نیاز دارد. بدون چنین طبقه ای، حداقل اقتدار لازم برای تحولات مورد نظر مالجو تامین نمی شود. هر چند طبقه بورژوا هم جنسی در میان اجناس بنجل این سمساری است اما باید در جای مناسب قرار گیرد و توی چشم بزند. در نظریه بافی مالجو این کارگران هستند که باید خلع طبقه شوند تا بتوان از همان ابتدا استعداد آن ها برای تحمیل تغییرات اجتماعی را نفی نمود و…
اسناد مصوبه کنفرانس همان اسنادی هستند که تحت همین عنوان به بحث گذاشته شده و با دقت فراوان در جزئیات به تصویب رسیده اند. این روال شناخته شده هر جریان سیاسی جدی است که تنها اسنادی در شمار اسناد رسمی به حساب می آیند که رسما نیز به تصویب شرکت کنندگان در نشستهای مربوطه رسیده باشند. تدارک کمونیستی نیز خود را به همین روال متعهد می داند.
ما با دو گرایش در چپ روبه رو بوده و هستیم. گرایشی از گذشته که سرمایه داری را با زور و غارت و تجاوز توضیح می دهد و از آن درکی اخلاقی بر اساس توزیع غیر عادلانه و حرص و طمع طبقات دارا به نمایش می گذارد. و گرایشی جدید که بعضا در همان گرایش پیشین ریشه دارد و عنصر زور، فساد، دخالتگری دولت، تصاحب ثروت های همگانی را انباشت غیر سرمایه دارانه نام می نهد و همان طور که گفتم اگر در کشوری همچون ایران با نمونه هایی از این موارد مواجه شود، آن کشور را از افتخار سرمایه داری بودن خلع می کند
این نظریه پردازان، توهمی از یک سرمایه داری کلاسیک و ارگانیک را به تصویر می کشند، که در جهان واقعی مابه ازایی ندارد. این موهومات به این دلیل در صورت تئوری ارائه می شوند تا نقش قدرت سرکوب و دیکتاتوری مکنون در سرمایه را بر تداوم انباشت کتمان کنند. در این تصور دموکراسی نه ماسکی برای پنهان نمودن این دیکتاتوری، بلکه جزئی ذاتی از سرمایه داری است که عوامل مختل کننده ی عملکرد دست نامرئی را خنثی می نماید. مطابق این درک  جوامعی که از ماسک دموکراسی بهره نمی برند، پیشاپیش "غیر سرمایه داری" اند.
محمد خاتمي را از سال هاي دور مي شناسم، از کيهان سال 58 و کمي پيش تر از آن، از مرکز اسلامي هامبورگ، زماني که جانشين شهيد آيت الله محمدحسين بهشتي بود....در دفاع از منش و کنش خاتمي... صدها يادداشت نوشته ام، نيز در نقد آنها، در تدوين يکي دو سخنراني محمد خاتمي - نمونه اش سخنراني در يونسکو - مشارکت مستقيم داشته ام، چند سالي را به همراه عطاءالله مهاجراني، احمد نقيب زاده، سيدحسين سيف زاده، داوود هرميداس باوند و زنده ياد داريوش اخوان زنجاني و... در گروه علوم سياسي مرکز بين المللي گفت وگوي تمدن ها طي روزگار کرده ام و به تاييد همين بزرگان بيشترين مقالات را - چه به لحاظ کيفي و چه از نظر کمي - در زمينه تبديل ايده گفت وگوي تمدن ها به نظريه نوشته و منتشر کرده ام.... من طي بيست و سه مقاله مبسوط و پنج سال تلاش پژوهشي کوشيده ام اين ايده را - با تاکيدي که سازمان ملل متحد داشت - به عنوان مکملي براي منشور حقوق بشر ملل متحد به نظريه تبديل کنم و به توفيق نسبي نيز…
صفحه1 از16

سیاست

  • سوسیالیسم خودگردان روژآوا در خدمت اشاعۀ دمکراسی آمریکائی (مصاحبه ای با صالح مسلم)
    نوشتۀ
    آمریکا یک قدرت برترجهانی است که دمکراسی را در سراسر جهان تقویت می کند و سعی در ایجاد و گسترش آن در سراسر جهان دارد، و مردم آمریکا معیارها و اصول خود را برای دمکراسی دارند. پرزیدنت آمریکا، روزولت اصول دمکراسی را زمانی که یک شهروند بود وقبل از این که رئیس جمهور شود، داشت. پیغام من به دولت و مردم آمریکا این است که مردمان کردی در خاور میانه هستند که سعی در حفظ وجود خودشان و محکم کردن همان…
  • برکسیت، تنها راهی که طبقه کارگر می تواند چیزی را تغییر دهد
    نوشتۀ
    در سی سال گذشته از سوی سیاستمداران وست مینستر و رسانه های دور و برشان حملۀ بی وقفه ای به طبقه کارگر، هویتش، کارش و فرهنگش صورت گرفته. در نتیجۀ این حملات آنها هم دیگر این را کنار گذاشتند که به صحبتهای سیاستمداران گوش کنند و حالا کاری را می کنند که هر سیاستمداری از آن می ترسد: آنها در قضاوت پیرامون این که چه چیزی برای طبقه کارگر است و چه چیزی بر علیه آن، از تجربۀ خودشان استفاده…
  • در مدتی که خواندن این مقاله طول می کشد یک نفر در محل کاری در آمریکا کشته میشود
    نوشتۀ
    در طول تمام مدتی که از زمان تصویب لایحه  ایمنی و سلامتی محل کار در سال 1970 می گذرد و بعد از دهها میلیون کشته و مجروح در محل کار، مطالعات نشان می دهد که " فقط 89 پرونده بر طبق این لایحه تحت تعقیب قانونی قرار گرفته است، که در کل آن متهمان مجموعأ 110 ماه به زندان رفته اند. در این مدت، بیشتر از 395000 مرگ در سر کار رخ داده است ...
  • وقایع اوکراین الگوئی برای استراتژی مقابله با بحران امپریالیسم – سخنرانی در سمپوزیوم استانبول
    کودتای 2014 باید بر زمینه بحران گلوبالی بررسی شود که سرمایه داری جهانی در نیمه دوم دهه نخست قرن 21 وارد آن شد. من نمی خواهم در پرداختن به دلایل و جهت بحران توقف کنم. برای فهم بحران اوکراین فهم این مهم است که امپریالیسم دیگر نه می خواهد و نه می تواند منافع خود را با الیت سرمایه دار کشورهای پیرامونی تقسیم کند. آنچنانکه در سالهای پیش از آن انجام میداد.
  • چراکردها میگویند چچنها " بومیان اصیل" سوریه اند؟
    سوریها به کنار، هر کسی که حتی دورادور با این موضوع آشنایی داشته باشد، میداند که چچنها و ترکمانها نه بومیان سوریه هستند و نه آنها " چیزی به بالانس اجتماعی آن اضافه کرده اند"، این دروغ دیگری است که کردها رسما ادعای آنرا در مانیفست " پروژه برای یک سوریه دمکراتیک" شان دارند. دلیلی که این دروغ آشکار را منتشر می کنند این است که یک " فدراسیون پیچیده " ( یا یک چیزی شبیه بوسنیا "فدراسیونی داخل فدراسیون")…
  • قدرتهای بزرگ و جنگهای آنان – 2
    ناظران سالها پیشدر این باره هشدار داده بودند، یعنی هنگامی که دولت آلمان در موقعیتی راهبردی مشغول آماده سازی جدائی جنوب سودان از سودان بود و در این کار موفق نیز شد. در این مورد علت تحول تلاش غرب برای تقویت مواضع خویش بود: مناطق سرشار از منابع زمینی سودان که از سالهای 1990 در جدال با غرب قرار داشت، باید از این کشور جدا و خود سودان باید به زانو در می آمد.
  • قدرتهای بزرگ و جنگهای آنان – 1
    در گزارش که روابط بین چین و آمریکا را به عنوان "مهم ترین" روابط دهه های آتی رده بندی می کند، گفته می شود که حل و فصل "اختلافات" بین چین و آمریکا "همواره دشوارتر" می شود. البته یک "جدال نظامی" بین بزرگترین "قدرت در حال عروج" و "هژمون" تاکنونی به هیچ وجه "از پیش رقم نخورده است"، اما همه چیز بر آن دلالت دارد که این روابط آشکارا بدتر می شوند.
  • کاهش قیمت نفت وبازیهای پیرامون آن
    نوشتۀ
    کاهش قیمت نفت وبازیهای پیرامون آن درین مناسبات نه دشمن ثابتی وجود دارد ونه دوست همیشگی ، بلکه این منفعت وسود است که سرمایه داری را ترغیب می کند که بکدام سمت غش کند .دیروز جنگ نفت بود.شاید فردا جنگ گاز باشد.توام با دوستان جدید والبته دشمنانی جدیدتر

صدا و تصویر

کنفرانس اول

  • چرا ناگهان عربستان سعودی گرفتار مشکلات جدی شده است؟
    تعدادی از جرثقیل های کمپانی بن لادن باید خاک بخورند. اما این به معنای برپا ماندن جرثقیلها بر آسمان پادشاهی نخواهد بود. کمپانی های چینی آماده می شوند تا پایه های زیر بنایی جدیدی را در عربستان بسازند. واشینگتن، اگر توجه کند، باید حرکت آرام متحد قدیمی اش را یا بطرف درهم ریختگی اجتماعی  یا ورود به قطب چینی ها ببیند. راه دیگری وجود ندارد
  • دگردیسی نه چندان اعجاب انگیز طبقۀ متوسط - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت پایانی)
    نوشتۀ
    الیت طبقه متوسط در توهم عصر روشنگری است، در تب آزادی می سوزد؛ در آرزوی نهادهایی مدنی است که از طریق آن ها در قدرت سیاسی شریک گردد. اما قادر به تشخیص تناقضاتی نیست که توسعه سرمایه داری معاصر را از دوران انقلابات بورژوایی و یا دوران تسلط تفکر کمونیستی بر جریان روشنفکری متمایز می کند. این الیت در جستجوی گفتمانی است که از انحطاط سرمایه داری، روشنگری و ترقیخواهی را استخراج کند. اما وعده تکرار عصر روشنگری دروغی بیش نیست
  • اتحادیه ها و شوراها – سازمانیابی کارگران و دولت پرولتاریائی
    حتی نا آگاه ترین و عقب مانده ترین کارگران و متکبرترین و "متمدن ترین" مهندسین هم سرانجام از این حقیقتی که تجربۀ سازمان کارخانه با خود همراه دارد متقاعد می شوند: سرانجام همه از آگاهی ای کمونیستی برخوردار خواهند بود تا آن پیشرفت بزرگ اقتصاد کمونیستی در مقابل اقتصاد سرمایه داری را درک کنند... همبستگی کارگران – شکل گرفته در درون اتحادیه در جنگ با سرمایه داران، در رنج و قربانی– در شورا اشکال پایدار و اثباتی خویش را می…
  • امتناع کمونیستی و سیاست ورزی نو کینزی: انتخابات مجلس دهم و "اتفاقی که خودش" افتاد!
    نوشتۀ
    صداقت البته منکر خصلت سرمایه داری مناسبات مسلط بر ایران نیست. او نیز – مثل همۀ نظریه پردازان چپ طبقۀ متوسط – در این فاصله به تسلط مناسبات سرمایه داری در ایران اذعان می کند. اما او نیز... برای این سرمایه داری انبوهی از تبصره ها و اما و اگرها را بر می شمرد که در نهایت از این پدیده چیزی جز یک شیر بی یال و دم و اشکم باقی نمی ماند. در پایان تحلیل صداقت نه سرمایه داری…
  • ولایت مطلقه فقیه: حکمرانی بد یا مقتضیات انباشت؟ - بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد (قسمت سوم)
    نوشتۀ
    اما در پایان دهه 60 روحیه ی ضدیت با اقتدار در هم شکسته شده بود، رقبای اصلی حذف شده بودند و مخاطراتِ سال های اولیه ی پس از قیام، چه در سطح حکومت و چه در سطح جامعه دیگر وجود نداشت. و اینک برای دوران نوین توسعه و تثبیت سرمایه داری در ایران، تمرکز بخشیدن به قدرت و حذف نهادهای موازی دارای اهمیتی حیاتی بود... در دهه ی 60، دادستانی انقلاب، وزارت اطلاعات، کمیته ها و هر مسجدی، مرکزی از قدرت…
  • اتحادیه ها و دیکتاتوری
    دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو تولید سرمایه داری است، خواهان نابودی مالکیت خصوصی است، برای اینکه فقط به این ترتیب استثمار انسان از انسان را می توان برانداخت. دیکتاتوری پرولتاریا خواهان محو اختلاف طبقاتی، خواهان پایان دادن به مبارزه طبقاتی است، زیرا بدین سان است که رهایی اجتماعی طبقه کارگر کامل می شود. برای رسیدن به چنین پایانی حزب کمونیست، پرولتاریا را برای سازمان دادن قدرت طبقاتی اش آموزش می دهد تا با به خدمت گرفتن این قدرت مسلح، بر طبقه بورژوازی چیره…
  • جایابی برای کارگران پشت صفوف بورژوازی: بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 2
    نوشتۀ
    هر کارگر کمونیستی می داند که مشکل سیاسی طبقه کارگر در حال حاضر امکانات مالی و مدیایی نیست، مشکل طبقه کارگر لشگر عظیم تئوریسین هایی است که هیچ بودگی کارگران را در برابر عظمت سرمایه به او تلقین می کنند. کار زنده ای که به خودی خود در کارگاه و در برابر ماشین آلاتِ روباتیزه یعنی در برابر کارِ مرده خود را باخته است به سختی قادر است در برابر این لشگر عظیم "سبزهای چپ" و "چپ های سبز"، بر…
  • " انحصار ها بر اقتصاد ایران چیره شده ا ند" یا دفاعی هوشمندانه از سرمایه داری؟
    عدم تناسب در شاخه های مختلف تولیدی در یک کشور و یا در دو کشور رقیب در بازار جهانی، یکی از مکانیسمهای انتقال ارزش اضافه تولید شده در شاخه یا کشور با بارآوری کمتر به شاخۀ تولیدی یا کشور با بارآوری بیشتر است. بدون این که در این میان حتی هیچ حقه ای هم به کار گرفته شده باشد. همین مکانیسم است که در شاخه های با بارآوری بیشتر و ترکیب ارگانیک بالاتر سرمایه منشأ سودی می شود که از…
  • نقد پروژۀ اقتصاد سیاسی دولت یازدهم یا خلع سلاح طبقه کارگر؟ بوتۀ مالجو در بوتۀ نقد! - 1
    نوشتۀ
    مالجو تمایلی ندارد که طبقه سرمایه دار را هم همچون طبقه کارگر خلع طبقه نماید. او به این سطح از حضور بورژواها به عنوان یک طبقه برای نتیجه گیری های بعدی نیاز دارد. بدون چنین طبقه ای، حداقل اقتدار لازم برای تحولات مورد نظر مالجو تامین نمی شود. هر چند طبقه بورژوا هم جنسی در میان اجناس بنجل این سمساری است اما باید در جای مناسب قرار گیرد و توی چشم بزند. در نظریه بافی مالجو این کارگران هستند که…
  • برتون وودز، امپراطوری دلار و راز سر به مهر انباشت سرمایه در ایران
    نوشتۀ
    این نظریه پردازان، توهمی از یک سرمایه داری کلاسیک و ارگانیک را به تصویر می کشند، که در جهان واقعی مابه ازایی ندارد. این موهومات به این دلیل در صورت تئوری ارائه می شوند تا نقش قدرت سرکوب و دیکتاتوری مکنون در سرمایه را بر تداوم انباشت کتمان کنند. در این تصور دموکراسی نه ماسکی برای پنهان نمودن این دیکتاتوری، بلکه جزئی ذاتی از سرمایه داری است که عوامل مختل کننده ی عملکرد دست نامرئی را خنثی می نماید. مطابق…

نظر خوانندگان

"ما در مورد کشورمان که در دوران رکود اقتصادی وبیماری هلندی(یعنی تورم ورکود همزمان ) این ورشکست شدنه...
رفیق رضا بسیاری از مواردی که در بالا آوردی درست هستند، اما اینکه حرکت یک نفر نمی تواند به سود کارگرا...
با تشکر از توضیحات شما. در قسمت دوم مقاله به این موضوع بیشتر خواهیم پرداخت. البته دلایل و انگیزه های...
البته لازم است گفته شود که ترجمه های مرتضوی بیشتر تحت تاثیر جریان مارکسیسم انسان گرا که توسط پیتر هو...
با سلام، در مورد آقای مرتضوی بی انصافی می کنید، اشتباهات ایشان احیانا در ترجمه نه از روی قصد و عناد ...
گفتگوهای زندان : پنج مشکل در "بیان" حقیقت
با تشکر بر روی وبلاگ گفتگوهای زندان منتشر شد http://dialogt.de/brecht-2/
سلام با کمال تاسف، باید بگویم که اشتباه کردم، هنوز مقاله های شما در مورد مالجو را بطور کامل نخوانده...
سلام به محمد عزیز قبل از آن که بتوانم پاسخی به موارد ذکر شده توسط شما بدهم، اگر ممکن است لطف کنید و ...
شما حوادثی که منجر به قیام سال 57 شد، انقلاب می نماید در صورتی که انقلاب پروسه ای است که در روند آن ...
با سلام شما در مقاله از انقلاب 57 سخن به میان می آورید؟ اینطور بداشت می شود که انقلابی در جریان بوده...